ماوراى انقلاب اطلاعاتى

تأثير واقعى انقلاب اطّلاعاتى هم‌اکنون به تدريج پديدار مى‌شود. ولی اين‌ٰ‌اطلاعات‌ٰ‌ٰ‌نيست که اين تأثير را تقويت مى‌کند، اين هوش مصنوعى نيست، تأثير کامپيوتر و پردازش مفروضات در تصميم‌گيرى، در اتّخاذ خطّ مشى و يا استراتژى نيست، بلکه چيزيست که در واقع تا ده يا پانزده سال قبل هيچکس نه پيش‌بينى مى‌نمود و نه در بارهٴ آن صحبتى مى‌شد اين تجارت يا داد و ستد است يعنى ظهور انفجارآميز اينترنت است که از آن بعنوان عمده‌ترين وسيله جهت توزيع بين‌المللی کالا، خدمات مختلف و حتّى آنچه که مايهٴ حيرت است، جهت احراز پستهاى مديريّت و مشاغل حرفه‌اى استفاده مى‌شود. اين مسئله بطور عميق اقتصادها، بازارها، سازمان صنايع، توزيع محصولات و خدمات تفکيک موادّ مصرفى، ارزش و رفتار مصرف‌کنندگان، مشاغل و بازارهاى کار را دگرگون کرده‌است. حتّى تأثير آن روى مجامع، سياستها و بالاتر از همه روى نحوه‌اى که ما دنيا و جايگاه خود را در آن مى‌بينيم بمراتب بزرگتر است. در عين حال، بطور قطع صنايع تازه و غيرقابل پيش‌بينى سريعاً بظهور خواهند پيوست. يکى از آنها که هم‌اکنون وجود دارد صنعت زيست‌شناسى و ديگرى صنعت پرورش ماهى مى‌باشد. در طى پنجاه سال آينده توليد ماهى ما را از صيد و جمع‌آورى در درياها به دامداران دريائى تغيير خواهد داد همانگونه که نوآورى مشابهى در ١٠،٠٠٠ سال قبل پيشينيان ما را از شکارچيان و مصرف‌کنندگان ميوهٴ درختان به کشاورزان و دامداران تغيير داد٠

موقعيّت ‌نوّاب ‌يا ‌ابواب ‌اربعه در ‌آثار‌ بهائى

در بارهٴ موضع و موقعيّت ابواب اربعه در آثار مبارکه تفاوت‌هائى ظاهراً وجود دارد که بحث حاضر را مى‌طلبد. حضرت اعلی در ابتداى اظهار امر خود را ٰ‌ٰ‌باب‌ٰ‌ٰ‌ناميدند تا با استمداد از حافظهٴ تاريخى مردم که ارتباط ابواب اربعه با امام غائب را در خاطر داشتند ارتباط خويش را با امام دوازدهم اعلام کنند کما اينکه مانند آنان تواقيع خويش را از سوى امام غائب معرفى مى‌فرمودند تا مردم را براى اعلام علنى مقامات عاليهٴ خويش چنانکه در مجلس وليعهد و علماء در تبريز وقوع يافت آماده فرمايند بطورى‌که حضرت بهاء‌الله در يکى از الواح مى‌فرمايند‌:

"حضرت اعلی نظر به ضعف عباد در اوان ظهور در بيانات مدارا نموده‌اند و به حکمت تکلم فرموده‌اند ... چه که اگر اوّل ظهور بکلمهٴ اخرى نطق مى‌فرمودند يعنى آنچه در اواخر فرمودند اوّل مى‌فرمودند شرارهٴ نار اعراض و انکار در اوّل وارد مى‌آورد آنجه را که در آخر وارد آورد..." (١) و اينک اين حقيقت که بقول انسکلوپدى بريتانيکا ديانت بهائى حضورش در جهان بعد از يک قرن و نيم گسترده‌تر از حضور ديانت اسلام پس از ١٤ قرن است گواه الهى بودن ابتکار حضرت اعلی در ظهور زير نام باب است.

بررسى مقدماتى چگونگى ‌شکل‌گيرى ‌جامعه ‌بهائى ‌ايران

جامعه بهائى ايران بتدريج از جنبش بابى که در نيمه قرن نوزدهم ايران را منقلب نمود شکل گرفت(١) اکثر رهبران جنبش بابى از جمله خود حضرت باب در سرکوبى‌هاى خونينى که بين سالهاى  ١٨٤٨و ١٨٥٣ واقع شد از بين رفتند. باين ترتيب اين جنبش در ايران بصورت زيرزمينى درآمد، ولی چند نفر از بابيان برجسته در عراق که درقلمرو عثمانى و خارج از دسترسى حکومت ايران قرار داشت اجتماع نمودند.

در بين بابيان معروفى که در بغداد جمع شده بودند ميرزا يحيىٰ ازل بود که بر اساس توقيعى که از طرف حضرت باب بنام او ارسال شده بود خود را رهبر بابيان ميدانست. امّا او لياقت لازم را براى رهبرى نداشت و در واقع ميرزا حسينعلی نورى ملقب به بهاءالله بود که در طول يک دهه، رهبرى مؤثّر خود را بثبوت رساند وجامعهٴ بابى ايران را شکل و هويّت بخشيد.

حضرت بهاءالله در سال ١٨٦٣ در بغداد بطور خصوصى و در سال ١٨٦٦ در ادرنه بطور علنى اظهار امر فرموده اعلام داشتند که همان شخص موعود يعنى "من يظهره‌الله" که حضرت باب پيشگوئى کرده بود هستند. اين ادّعا موقعيّت ازل را متزلزل مى‌ساخت و بنابراين او از پذيرفتن آن اجتناب ورزيد. هنگامى که شکاف و جدائى بين اين دو نفر علنى گرديد اکثريّت قابل ملاحظه اى از بابيان ايران به حضرت بهاءالله روى آوردند. باين ترتيب بيشتر بابيان بهائى شدند و فقط عده معدودى پيرو ازل باقى ماندند و به ازلی معروف شدند.

نحوهٴ اقبال نفوس

تجلّى ‌رحمن

عيد رضوان بنا بر تصريح جمال قدم در کتاب مستطاب اقدس عيدى است که در آن حضرت رحمن بر من فى الامکان باسماء حسنى و صفات علياى خود تجلّى فرموده است. (١)

در اين فقره از کتاب اقدس قضاياى "رحمن"، "اسماء حسنى و صفات علياى الهى" و مفهوم "تجلّى" اهميّتى خاصّ دارد و لذا موضوع مطالعهٴ اجمالی ما در سطور ذيل خواهد بود.

رحمن از نظر لغوى صيغهٴ مبالغه است و لذا دوام و استمرار لطف و مهربانى و احسان حضرت يزدان را افاده ميکند. کلمهٴ رحمن در قرآن با احتساب دفعاتى که در عبارت "بسم‌الله الرّحمن‌الرّحيم" بکار رفته ١٦٩ مرتبه تکرار شده است. (٢) از مهمّترين مواردى که کلمهٴ رحمن در قرآن مذکور شده چند موردى است که بجاى کلمهٴ "الله" بکار رفته است. مثلاً در سورهٴ بقره آيهٴ ١١٦ ميفرمايد: "و قالوا اتّخذ‌الله ولداً" و در سورهٴ مريم آيهٴ ٨٨ ميفرمايد: "و قالوا اتّخذ الرّحمن ولداً" و در سورهٴ اسراء آيهٴ ١١٠ ميفرمايد: "قل ادعوا الله او ادعوا الرّحمن".

رحمن در نظر قرآن‌شناسان حاکى از رحمت عامّ الهى است و لذا به‌فيض منبسط و نَفَس رحمانى که شامل کلّ وجود است اختصاص دارد. در مقايسه با رحمن، اسم رحيم الهى دالّ بر رحمت خاصّ و محدود الهى نسبت به اهل ايمان است، چنانچه در قرآن ميفرمايد: "الله يختصّ برحمته من يشاء" (بقره، آيهٴ ١٠٥) و در آيهٴ ديگرى ميفرمايد "و کان بالمؤمنين رحيما" (احزاب، آيهٴ ٤٣). بنا بر اين اگرچه رحمن و رحيم هر دو دالّ بر مهر و رحمت و احسان الهى اند امّا رحمن فيض شامل و نامحدود الهى است و رحيم احسان خاصّ الهى نسبت به اهل ايمان است. (٣)

نکاتىچنددربارهٴاحرازجعليّت

سند‌توبه‌نامه‌منسوب‌به‌حضرت‌باب‌ونامهٴ‌منتسب‌به‌وليعهد

سخن از دو سندى در ميانست که يکى از آنها نامه‌ايست از ناصرالدّين شاه در زمان وليعهدى به پدرش محمّدشاه و در آن بنوشته‌اى از حضرت باب اشاره شده که جعلی بودن آن چنانکه خواهيم ديد در کتب مشهورى مورد بحث قرار گرفته‌است. يکى از پژوهندگان معتقد‌است که اين دوسند نخستين بار در کتاب کشف‌الغطاء که بخش کمتر آن بقلم جناب ابوالفضائل و بقيه بقلم جناب آقاسيدمهدى گلپايگانى است درج شده‌است (١). ولی جناب اشراق‌خاورى عقيده دارند که دو سند مزبور اوّل بار در کتابى که ادوارد براون بنام "مدارک در بارهٴ تحقيق دين باب" بزبان انگليسى در سال ١٩١٨ بچاپ رسانده آمده‌است.

نظر باينکه کتاب کشف‌الغطاء فقط داراى تاريخ اتمام تحرير و فاقد تاريخ چاپست و چنانکه مؤلف مى‌نويسد مدّتها ميان اتمام تأليف و چاپ آن که معلوم نيست چقدر است فاصله افتاده‌بود (٢) نمى‌توان تاريخ چاپ کشف‌الغطاء را بدرستى تعيين نمود تا محرز شود که اسناد غير مسلّم‌الصدور مزبور بدواً در کدام کتاب چاپ شده‌است.

آقاى احمد کسروى نيز که در"بهائيگرى" از دو سند مذکور براى رديّهٴ خويش سود جسته‌است بدرج آندو در کشف‌الغطاء و کتاب براون اشاره مى‌کند و چيزى در باب اينکه بدواً کدام‌يک از آنها اقدام بدرج دو سند مورد بحث کرده‌اند نمى‌گويد‍(٣).

بينش ‌بهائى ‌در‌مسئلهٴ ‌آفرينش

در آثار بهائى بموارد فراوانى بر ميخوريم که در مسائل مربوط بعوالم حق، امر، و خلق و روابط آنها با يکديگر، سخن بميان آمده و توضيحاتى داده شده است. اشارات اين آثار، که غالباً در جواب پرسشهاى موُمنين اوّليّه در الواح مهيمنهٴ حضرت بهاءالله، مکاتيب و خطابات حضرت عبدالبهاء و توقيعات حضرت ولىّ‌امرالله نازل شده، از چنان عمقى برخوردار است که هرگوشه اى از آن نيازمند تحقيقات وسيع و جداگانه در مفاهيم و معانى معنوى، عرفانى، فلسفى و علمى ميباشد .

در مسئلهٴ آفرينش، آثار مبارکهٴ امريّه بعقايد مذاهب باستانى، بفلسفهٴ قدماى شرق و غرب، بقواعد علمى و شواهد عقلی التفات کامل دارد و هدفش آنست‌که از طرفى نشانه هاى ارادهٴ خلاقهٴ خداوند يکتا و مصدر و موًثر بيهمتا را در کمّ و‌کيف جلوه هاى عالم امکان بنمايد و از طرف ديگر، انديشهٴ انسان‌را بشناسائى حقيقت ذات خويش که حامل وديعهٴ روح الٓهى وثمرهٴ متعالی حيات است، برانگيزد .

در اين گفتار، کوشش ما برآنست‌که باندکى از اينگونه اشارات، در حدود استطاعت ادراک خويش، استناد جوئيم و در باقى بهمّت دانشمندان و محقّقان عزيز بهائى اعتماد کنيم .

تفسير ‌بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم ‌در آثار شيخ ‌احمد‌ا حسائى،‌ حضرت ‌باب ‌و ‌حضرت ‌عبدالبهاء

بحث در مورد معناى بسم‌الله الرّحمن‌الّرحيم از مشهورترين و متداول‌ترين مباحث در فرهنگ عرفانى اسلام است. امّا تفسير بسمله در اين دور بديع نيز مورد تأکيد قرار گرفته ومکرراً موضوع بحث واقع شده است. در حقيقت بسم‌الله الرّحمن‌الرّحيم در نهايت خويش بشارتى بظهور حضرت بهاءالله مى‌باشد و بدين‌جهت است که تفسير بسم‌الله تا قبل از ظهور جمالمبارک بطور کامل و صريح ميسّر نمى‌بود. تاريخ ديانت بهائى با مکتب نورين نيّرين شيخ احمد احسائى و سيد کاظم رشتى آغاز ميگردد چرا که اين دو فرد مقدّس مبشّر به ظهور حضرت نقطهٴ اولی‌ وحضرت بهاءالله بوده‌اند. در عين حال تاريخ ديانت بهائى تاريخ دور بيان و دور اقدس ميباشد چرا که ظهور حضرت باب و حضرت بهاءالله داراى وحدت و يگانگى ميباشد. بدين‌جهت در اين بحث نيز به آثار شيخ احمد احسائى، حضرت ربّ اعلی‌ و حضرت عبدالبهاء مراجعه مينمائيم تا تفسير بسم‌الله الرّحمن الرّحيم را مورد بررسى قرار بدهيم. امّا قبل از تشريح و مقايسهٴ اين دو نوع تفسير بسمله لازم است که يک نکته را خاطرنشان سازيم. ذکر اين نکته بدينجهت ضرورى است که ميان تعبير تاريخ از نقطه نظر مادّى و روحانى در برخى مواقع تفاوتهاى مهمّى وجود دارد. توضيح اينکه از نقطه نظرى صرفاً مادّى و غير الهى شيخ احمد احسائى از نظر تاريخى مقدّم بر ظهور حضرت اعلی‌و‌حضرت بهاءالله بوده‌است. بدين‌جهت ممکن است گمان رود که برخى از جوانب آثار حضرت ربّ اعلی‌ وحضرت عبدالبهاء حاصل تأثّر از آثار شيخ احمد احسائى بوده‌است.

رابطهٴ‌پزشک ‌وبيمار ازديدگاه ‌آئين ‌بهائى

زوال روحانيّت در تند باد زمان بحران فزاينده‌اى ببار آورده است. ارزش‌ها يا بسرعت عوض مى‌شوند و يا بکّلی از بين ميروند چنانکه بروشنى ميتوان گفت پزشک امروز پزشک ديروز نيست و بيمار اين‌زمان هم بيمار گذشته نيست.

دو جريان زنده کننده و ويران‌ساز عالم آثار و علائمش در دانش پزشکى و هنر طبابت نيز نمايان و چشم‌گير است.

پزشکان دانش‌پژوه و انديشمندان پر‌کار با ابتکار و پشتکار بى‌امان براى تسکين درد و درمان بيماران قد راست کرده و به‌مقابله برخاسته‌اند و با کشف وسائل نوظهور هرروز به‌يافته‌هاى تازه دست‌مى‌يابند.

درمان‌هاى طبّى و جرّاحى از برکت اين انگيزهٴ نوآورى دستخوش چنان پيشرفت و دگرگونى شده‌است که جا دارد آن را انقلاب پزشکى ناميد. 

همزمان با اين تلاش خستگى ناپذير، طوفان بنيان برانداز فساد اخلاق چهرهٴ گيتى را سياه‌کرده و از تيرگى آن راه راست ناپديد شده است. سوداگران آزمند چراغ پرفروز دانش را جسورانه به‌چنگ آورده‌اند و از پرتو آن در ظلمت اين بيراهه کالاهاى مورد پسند را گزيده تر به‌يغما ميبرند.

آنان انسان را بى‌پناه انگاشته‌اند و جهان را خالی از جهان‌پناه پنداشته‌اند. با بى‌پروائى و خودکامگى به‌غارت شرافت انسان پرداخته اند و غافلند که گوهر پاک سرشت انسان در کارگاه يزدان به‌زيور زندگانى پوششى جاويد يافته و در ميان کائنات بزرگى اين برگزيدهٴ پروردگار از گزند هر‌چپاولی در امان است.

محور‌روحانى

مغناطيس اعظم

نوشتار زير ترجمهٴ مقاله‌ايست تحت عنوان Spiritual Axis ‪' A Powerful Magnet '‬ بقلم تواناى دانشمند‌معظّم دکتر پيتر خان عضو‌محترم بيت‌العدل اعظم الهى که متن آن بزبان انگليسى در مجلهٴ  Baha"i News در سال ١٩٨٣ انتشار يافته است.

مقدّمهٴ مترجم

شناخت و درک واقعى از محور روحانى و نيروى جاذبهٴ ساطعه از آن که تأثيرات روحانى آتيه‌اش بالمآل تمامى جزاير و سرزمينهاى واقعه در منطقهٴ عظيم اقيانوس آرام را زير نفوذ و سيطرهٴ خود گرفته و به‌نحوى اسرارآميز باعث اعتلاء، پيشرفت و توسعهٴ امرالله در اين مناطق خواهد گرديد امرى لازم وضرورى است چه‌که افراد احبّاء را بيش از پيش مطمئن خواهد ساخت که يوم يوم يدخلون فى‌دين‌الله افواجا است و يد غيبى و قضاى مبرم الهى در کار است تا در چنين مرحله‌اى بحرانى که بفرمودهٴ معهد اعلی نقطهٴ عطفى در تاريخ حيات نوع انسان بروى کرهٴ خاکى است، جامعه را بسوى آن وحدت کلّى که غايت قصوى و مقصد اعلاى اين ظهور امنع ابهى است سوق دهد لذا قدم ثابت لازم و عزم راسخ واجب تا‌دامن همّت به کمر زنيم و نشانى و سهمى در اين سير تحوّل و تطوّرى که بنا به‌مشيّت مظهر کلّى الهى در مقدّرات نوع انسان و در‌اين برهه از زمان در حال اجراست از خود بيادگار گذاريم. 

در سپتامبر سال ١٩٨٢، کنفرانسى در شهر کامبرا تحت عنوان کنفرانس آسيا_ استراليا منعقد گرديد.

سياست ‌و‌ديانت‌، سياست ‌درامر‌بهائى

رابطه دين و سياست يکى از حادّترين مسائل مورد بحث در جهان امروز است. برخى قائل بلزوم تفکيک کامل اين دو از همديگرند چنانکه در اکثر ممالک راقيّهٴ امروز جهان عمل ميشود و برخى طرفدار حکومت مذهبى سنّتى تئوکراسى هستند و نظر به ولايت فقيه در جمهورى اسلامى ايران. پاره‌اى نيز ميگويند در عين انفکاک، سياست و حکومت ميتواند بر ارزشهاى اخلاقى والاى اديان تکيه زند و از آنها الهام گيرد. در قالب چنين گفتگوئى است که مقاله جناب دکتر افنان را ذيلاً عرضه ميداريم.

١ مفهوم سياست

"از ملکوت بيان مقصود عالميان نازل شد آنچه که سبب حيات عالم و نجات امم است"(١)

لفظ سياست از دير باز در زبان فارسى و عربى بمفهوم روش حکومت واداره نظام اجتماعى معمول و متداول بوده است. دهخدا در فرهنگ معروف لغتنامه آنرا بمعنى حکم راندن بر رعيّت (غياث اللّغات - قرن ١٣ هجرى قمرى)، حکومت و رياست و داورى ( فرهنگ ناظم الاطبّاء- قرن ١٣) آورده و از شواهد آثار ادبى فارسى اصطلاح سياست رعيّت" ( کليله و دمنه) "سياست ولايت و رياست امّت" (عقدالعلی) را شاهد گرفته است. از کلمات قصار متداول در فارسى دو نمونه زير مؤيد همين مطلب است که سياست و حکومت در زبان فارسى همواره مترادف بوده‌اند " مال بى تجارت و علم بى بحث و ملک بى سياست نپايد" (سعدى) و " امارت بى عدل و سياست ممکن نگردد" ( کليله و دمنه) (٢)