شرح

سال دوّ شمارۀ دوّم، تابستان١٩٩٨

پنج مکتوب از جناب ابوالفضائل گلپايگانى

چنانچه در شمارهٴ ٢ پژوهشنامه به‌تفصيل ذکر شد، شهادت جناب حاج محمّد‌رضا اصفهانى در ١٢محرّم سال ١٣٠٧ قمرى باعث اشتهار بى‌سابقهٴ جامعهٴ نوبنياد بهائى در عشق آياد و انفصال آن از طايفهٴ مسلمين شيعه گرديد. اين گروه اکثراً ايرانى يا قفقازى و براى کسب و کار و ثروت‌اندوزى و احياناً فرار از تعقيب قانونى مقامات رسنى به‌علّت تخلّف‌ها و جرائم مختلفه از ديار خود به‌عشق‌آباد گريخته بودند.

شرح وقايع مربوط به شهادت آن شهيد مجيد در مقالات و نوشته‌هاى بسيارى آمده است ولکن در ميان نويسندگان بهائى هيچيک از حيث قدرت و شيوائى قلم و موشکافى و تحقيق دقيق جزئيّات مسائل به پاى محقّق و فاضل ارجمند بهائى جناب ميرزا ابوالفضل گلپايگانى نمى‌رسد. مشاراليه حدود دو ماه قبل از شهادت حاجى محمّدرضا همراه آقايان افنان که در عشق آباد املاک و حجرهٴ تجارت داشتند وارد آن شهر شده‌بود و در اندک مدّتى با اوضاع و احوال عمومى و اجتماعى عشق‌آباد که در آن زمان شهرى بالنّسبه کوچک بود آشنائى حاصل کرد و با دوستان بهائى علی‌الخصوص حاجى محمّدرضا دوستى عميق پيدا کرد و حاجى مزبور نيز اعتماد کامل به‌فضل و کمال و ايمان جناب ميرزا ابوالفضل داشت تا آنجا که دو‌سه هفته قبل از واقعهٴ شهادتش باصرار از ايشان خواست که وصيّت‌نامه اى براى وى تحرير نمايد و ميرزا ابوالفضل هم بخاطر دوستى و احترام شايانى که به‌حاجى محمّد رضا ابراز مى‌داشت خواهش او را برآورده و وصيّت‌نامه اى براى آن شهيد قبل از ماه محرّم ١٣٠٧ تنظيم و تکميل کرد.

دانش، ‌و‌پيمان‌ حضرت ‌بهاء‌الله

روز گذشته دکتر ارباب با سخنرانى در بارهٴ "دانائى، شالودهٴ تمدّن روحانى" جايگاه سنّتى دانش را در پيشرفت نوع بشر مطرح و نقش آن را از دو نقطه‌نظر، فرد و‌جامعه مورد بحث قرار داد. وى از ظهور مظاهر مقدّسه سخن بميان آورد و‌رابطهٴ علم و‌مذهب را بررسى نمود.

بحث در اين مطلب در جلسات امروز نيز ادامه خواهد يافت و‌موضوع آن رابطهٴ دانش با عهد و‌پيمان حضرت بهاءالله خواهد بود.

درک ماهيّت رابطه بين علم و‌ميثاق براى تعداد قليلی از دانشمندان بهائى بسهولت ميسّر نيست زيرا اين مطلب مستندّ به‌رقائم مستمرّ صادره از مرجع مصون از خطائى است که خود "تحرّى حقيقت فردى و‌آزاد را اوّلين وظيفهٴ هر فرد‌مؤمن شناخته است." ١ بهمين جهت براى آنان قراردادن اين دو اصل در مقابل يکديگر موجب ايجاد تضادّى خواهد شد که تبعيّت از يکى، اصل ديگر را تحت الشّعاع قرار خواهد داد.

نفوسى که براى مطالعه در امر بهائى خود را به سلاح تحصيل در رشته هاى علوم تاريخ و‌شرق شناسى مجهّز مينمايند و‌آن را براى وصول به هدف خود مربوط ميدانند خود را با مشکلی اساسى مواجه مى‌يابند.

اشکال ديگرى که افراد مذکور با آن روبرو هستند اين است که در حال حاضر پژوهش و‌تأليف در محدودهٴ علمى مستلزم مراجعه به‌آثار و تحقيق در چارچوب مشخّص و‌مبتنى بر اصول علمى شناخته شدهٴ امروزى است و‌فقط با پيروى از اين روش است که محقّق ميتواند در حرفهٴ خود به پيشرفتهاى شايان نائل شود.   

آثار مبارکهٴ بهائى در بارهٴ مطالعات

مجموعه‌اى از آثار مبارکهٴ بهائى در بارهٴ مطالعات تحقيقى و علمى

در فوريهٴ سال ١٩٩٥ ميلادى هفتاد و هشت فقره از آثار حضرت بهاءالله، حضرت عبدالبهاء، تواقيع حضرت ولىّ‌امرالله و دستخط‌هاى معهد اعلىٰ در بارهٴ مطالعات علمى و تحقيقى (Scholarship) به‌وسيلهٴ دايرهٴ مطالعهٴ نصوص و الواح جمع‌آورى و به‌زبان انگليسى انتشار يافت. 

صفحات ضميمه حاوى اصل فارسى و عربى و نصوص مندرج در آن مجموعه است که مطابق نسخهٴ انگليسى مرتّب و شماره‌گذارى شده‌است.

ترجمهٴ فارسى بعضى از فقرات آثار حضرت ولىّ‌امرالله و دستخط‌هاى معهد اعلی نيز که در دسترس بوده در مجموعهٴ ضميمه مندرج گرديده‌است. فقراتى که در اين مجموعه درج نگشته اصلاً به زبان انگليسى است و ترجمهٴ فارسى آنها فعلاً موجود نمى‌باشد.

١_ اهميّت علم و تعلّم

از آثار حضرت بهاء‌الله

١_ طراز ششم، دانائى از نعمتهاى بزرگ الهى است تحصيل آن برکلّ لازم اين صنايع مشهوده و اسباب موجوده از نتائج علم و حکمت اوست که از قلم اعلی در زبر و الواح نازل شده، قلم اعلی آن قلمى است که لئالی حکمت و بيان و‌صنايع امکان از خزانهٴ او ظاهر و هويدا...

(مجموعه‌اى از الواح جمال اقدس ابهى، طبع آلمان، ١٣٧ بديع، ص ٢١)

کلمات مکنونه و اصل ميثاق

۱۱ خرداد ۱۳۷۷

 ١‌_ مقدّمه 

اهميّت خطير و يگانهٴ کلمات مکنونه مکرراً در آثار هياکل مقدّسهٴ بهائى مورد تأکيد قرار گرفته‌است. حضرت عبدالبهاء ضرورت تلاوت و‌تأمّل در خصوص کلمات مکنونه را متذکر شده‌اند و‌حضرت ولىّ‌عزيز‌امرالله براى کلمات مکنونه مقام شامخ و‌منيعى را در ميان آثار حضرت بهاء‌الله قائل گشته‌اند. امّا بخلاف امر مبارک به توجّه و‌دقّت در کلمات مکنونه گاهى کلمات مکنونه بعنوان صرفاً اثرى ادبى و‌شاعرانه و‌صوفيانه تلقّى گرديده و‌تمامى عظمت و‌قدرت و‌بدعت آن اثر خلاّق و‌بديع مورد غفلت قرار مى‌گيرد. اين طرز فکر گاهى تاحدّى ممسوخ مى‌گردد که برخى از افراد آثار متأخّر حضرت بهاء‌الله مانند کتاب مستطاب اقدس و‌کتاب عهد را در مقابل کلمات مکنونه قرار داده و‌سعى مى‌کنند که به‌نظر قاصر خويش در ميان آثار مبارکه دست به انتخاب زده و‌امر بهائى را صرفاً بر اساس آثار دوران بغداد خصوصاً کلمات مکنونه معرفى نمايند. آنگاه در اين طرز فکر کلمات مکنونه صرفاً اثرى صوفيانه که تکرار و‌بيان مفهوم سلوک در آثار متصوّفان است تعريف مى‌گردد. نتيجهٴ اين‌گونه رويکرد به‌آثار مبارکه اينست که کلمات مکنونه در مقابل احکام و‌مؤسّسات امرى و‌عهد و‌ميثاق الهى قرار‌گرفته و‌به‌اهمّيت "عرفان‌" و‌عدم اهميّت ميثاق و‌احکام و‌نظم ادارى بهائى اشاره مى‌گردد.

نظرى به‌مطالعات و تحقيقات از ديدگاه بهائى

بسيار خوشوقتم از اينکه امروز در اين کنفرانس عالی شرکت مى‌کنم. زيارت پيام بيت‌العدل اعظم الهى در آغاز و سپس سخنان نمايندهٴ محفل ملّى ژاپون و نطق افتتاحيّهٴ مشاور محترم و ارائهٴ مقاله‌هاى ممتاز و ترجمهٴ عالی و دقيق مترجمان کاردان و نظامت لايق وتنظيم خوب برنامه و جلسات جملگى عالی بوده است و براى من نهايت افتخار است که در اينجا حضور دارم.

اکنون ميخواهم برخى از نظريّات خود را در بارهٴ مطالعات بهائى Bahá'í Scholarship با شما در ميان گذارم که در واقع جوهر آن‌را چند تن از سخنرانان محترم پيش از اين به‌سمع شما رسانيده‌اند. حضرت بهاءالله ما را به‌تحرّى حقيقت امر ميفرمايند. اين نکته به‌تنهائى درهاى دنياى جديدى را به‌روى ما مى‌گشايد جمال‌قدم مى‌خواهند که افراد حقيقت را مستقلاًّ جستجو نمايند. شما از اطفال چنين انتظارى را نداريد. از افراد نا‌لايق و ناتوان نمى‌خواهيد که به‌جستجوى حقيقت پردازند بلکه اين توقّع را از افراد لايق و بالغ داريد. پس فريضه‌اى را که حضرت بهاءالله براى ما تعيين فرموده‌اند به‌اين معنا است که خداوند به ما ميگويد به‌عصر جديدى رسيده‌ايم، به‌عصر بلوغ انسانيّت. بنا بر‌اين مسئوليّت و مزيّت هر‌يک‌از ما‌است که شخصاً به‌تحرّى حقيقت بپردازيم. حال اين سؤال مطرح مى‌شود که چه حقيقتى را بايد جستجو کرد؟

پیرامون کتاب حضرت باب

۱۱ خرداد ۱۳۷۷

کتاب نفیس حضرت باب تألیف دکتر نصرت الله محمّد حسینی ۱  مدّتی پیش در یکی از نشریّات امری معرّفی گردید. ۲ مقصد از این مقاله نقدی است کوتاه بر گفتار دوم این کتاب که شرح حیات حضرت باب و اصحاب آن حضرت را در بر می گیرد.

در این مقاله به ویژه به نحوۀ استناد مؤلّف گرانمایه به تاریخ نبیل زرندی و به خصوص یادداشت هائی که حضرت ولیّ امرالله بر ترجمۀ انگلیسی این اثر افزوده اند و نیز دو اثر حضرت عبدالبهاء و حضرت ولیّ امرالله یعنی مقالۀ شخصی سیّاح و کتاب God Passes By  توجّه می شود، و سعی می گردد با ارائۀ شواهد تاریخی و استناد به آثار و اسناد منتشر شدۀ برخی از مواردی را که به نظر نگارندۀ این سطور مؤلّف و محقّق محترم به خطا رفته است بازگو کند. بنابراین در اینجا تجزیه و تحلیل یکایک نکات مطروحه در این کتاب و ارزیابی کلّی از این اثر محقّقانه و جامع مدّ نظر نیست. بلکه صرفاً نکاتی را جسته و گریخته مورد بررسی قرار می دهد که با موضوع اصلی این مقاله در ارتباط است و در این زمینه برای روشن شدن مطلب گه گاه وارد جزئیات می شود و مطالب را با تفصیل بیشتری بیان می کند در پایان مقاله نیز به برخی از اشتباهات جزئی که در متن کتاب راه یافته و عمدۀ آنها ارتباط مستقیم با تدوین و تنظیم کتاب از طرف ناشرین محترم دارد اشاره می شود. 

از‌مطالعات‌بهائى‌چه‌انتظارمى‌رود؟

موضوع اين کنفرانس که تشويق و ترويج تحقيقات و مطالعات امرى و ارائهٴ آن به‌شيوهٴ علمى و عقلی است مدّت ها است که فکر مرا به‌خود مشغول داشته و به‌آن علاقه مند بوده‌ام و احساس مى‌کنم احتياج مبرمى وجود دارد که پيام حضرت بهاءالله را به‌دنيائى که روز‌بروز شکّاک‌تر و بدبين‌تر مى‌شود به‌نحو شايسته‌اى عرضه‌دلريم. همهٴ ما با اين مشکل روزانه روبرو هستيم که گوشى شنوا براى شنيدن پيام الهى بيابيم. اروپائيان از حقايق روحانى بيگانه شده‌اند و بر ما‌است که فاصلهٴ بين پيام ملکوتى و احساس علاقهٴ مردم را از بين برداريم و اين دو را به‌هم پيوند دهيم.

در آثار حضرت بهاءالله به‌کرّات وضع اين زمان توصيف شده‌است. مى‌فرمايند:

دريغ که صد‌هزار لسان معنوى در لسانى ناطق و صد‌هزار معانى غيبى در لحنى ظاهر ولکن گوشى‌نه تا بشنود و قلبى نه تا حرفى بيابد.

(کلمات مکنونهٴ فارسى)  

و همچنين بيانى به‌اين‌مضمون مى‌فرمايند:

مردم در خواب غفلت فرو رفته‌اند ... و چنان مخمور بادهٴ آمال شيطانى خود هستند که قادر به‌شناختن خداوند عالم نيستند. (ترجمه) (Synopsis 14 - 15) 

 و همچنين مى‌فرمايند:

اکثر نفوس ضعيفند و از مقصد الهى دور. (ترجمه)    (Synopsis 4)