شرح

سال پنجم شمارۀ دوّم، پاییز ٢٠٠٢

اقتصاد يك جهان متّحد

در سوّم سپتامبر ۱۹۱۲ حضرت عبدالبهاء در مونترال براي يك گروه سوسياليست سخناني ايراد فرمودند كه آن مطالب يكي ازمنابع اصلي در باره اقتصاد بهائي ميباشد،(۱)

از آنجائيكه بيشتر مساعي جامعه بهائي صرف مسائلي كه فوريّت دارند مانند پيشبرد امر, تعليم و تربيت فردي و پيشرفت وگسترش  تشكيلات ميشود. ازاينرو مسئله اقتصاد و ساير امور مربوط به جامعه ي آينده بهائي كمتر مورد توجّه و بررسي قرار گرفته است. ولي لازم است گهگاه هدفهاي   دراز مدّت مورد مطالعه قرار گيرد تا بتوان تصويري كلّي از جامعه بهائي در آينده ارائه داد و مساعي و تلاشهاي كنوني جامعه را در چهارچوب آن تصوير توجيه نمود.

امر بهائى يا پيوندى ميان فرهنگ ايرانى و تمدّن جهانى

گفتارى در انجمن دوستداران فرهنگ ايرانى

 در شيکاگـو به تاريخ اوّل سپتامبـر ۲۰۰۲

موضوع گفتار بنده در روز آخر اين دوره پر ارج، امر بهائى يا پيوندى ميان فرهنگ ايرانى و تمدّن جهانى است. براى سهولت درک مطلب شايد مفيد باشد که نخست پيوند امر بهائى را با تاريخ ايران- با فرهنگ ايران بطور عام و با ادب پارسى بطور خاص بيان کنيم و بعد به پاسخ اين سؤال بپردازيم که چگونه و از چه جهاتى فرهنگ ايرانى ميتواند از طريق امر بهائى با تمدّن جهانى ارتباط نزديک حاصل کند. مطلب اخير را نيز مى توان تحت چند عنوان مطرح کرد: نخست تحوّل بخشى از جامعه ايرانى بر اثر نفوذ آئين بهائى بصورت جامعه اى جهان گراى. دوّم پى ريزى يک تمدّن بديع جهانى در آئين بهائى. سوّم نقش فرهنگ تجدّد يافته ايرانى در تمدّن فرداى جهان.

پيوند امر بهائى با تاريخ ايران

حقوق بهائى

از آنجا که حقوق بهائى مانند حقوق اسلامى از مقوله حقوق مذهبى است جا دارد مقدّمةً باختصار بسابقه حقوق مذهبى توجه شود .

نکته هائى در بارهٴ عرفانيات در امربهائى

عرفان را ميتوان نوعى از شناخت معنا کرد که درکنار ساير طرق معرفت، قصد شناسائى برخى ازحقايق را دارد که آن را به ادوات و اسباب خاصّى ممکن الحصول ميداند(١) از آن حيث که بحقايق توجّه ميکند با دين نسبت مى يابد امّا اين نسبت به معناى احاطه بر دين نيست ، يعنى نه عرفان تمام دين است و نه دين فقط به عرفان اکتفا ميکند. امر بهايى نيز از اين بابت ، چونان ساير اديان با عرفان نسبت دارد ولی مانند ساير اديان، نبايد آن را فقط يک مکتب عرفانى انگاشت زيرا امر بهائى با فلسفه نيز نسبت دارد و در عين حال به حلّ مسائل کلامى نيز مى پردازد و در همان موقع، ازشريعت و فقه و قانون نيز ياد ميکند و در کنار اينها به مسائل علوم انسانى ازقبيل جامعه شناسى، مردم شناسى و اقتصاد و روانشناسى رغبت دارد بدون آنکه با ساير مسائل علوم تجربى نيز بيگانه باشد. مقصود اين است که با آنچه در سطور زير نقل ميشود فقط به بخشى از دين بهائى توجّه خواهد شد. يعنى اين مقاله قصد تعمّق در فهم نسبت امر بهائى با عرفان را دارد بدون آنکه تعمّداً مايل باشد که از ساير جنبه هاى امر بهائى که ريشه در معارف بشرى دارد، غفلت کند و يا از منزلت آنها بکاهد.

مفهوم کار در دیانت بهائی

مقدمه:  مقاله ای که ذیلاً به نظر خوانندگان ارجمند می رسد مطالعه ای است کلّی در مفهوم کار در دیدی فلسفی و علمی در پرتو روشنائی که اصول و تعالیم بهائی در این مسئله می افکند. اگرچه مجال آن نخواهد بود که بتوانیم در جزئیات و مناظر گوناگون موضوع کار که در جریان مراحل صنعتی و بعد صنعتی

 (Industrial & post – industrial)   جامعۀ انسانی روز بروز پیچیده تر می شود وارد شویم ولکن در دیدگاه بسیار کلّی سعی می نمائیم نقطۀ شروع خطوط اصلی این مسئله را مشخص نمائیم.

جغرافیای دل در آثار بهائی

کتابهای آسمانی و آثار عرفانی بارها در خصوص دل سخن گفته اند. دل که با واژه های قلب و فؤاد و سرّ و صدر نیز مشخّص می گردد مخزن اسرار الهی و حقائق ربّانی تعریف شده است. البتّه مراد از دل هیچیک از اندام جسمانی آدمی نیست بلکه این دل حقیقت وجود انسان است.

آثار بهائی آکنده از بحث در مورد دل است. بدین ترتیب آثار حضرت باب و حضرت بهاءالله اصل دل را مورد تأیید و تأکید قرار می دهد. امّا همانند هر مفهوم دیگری، اصل دل در آثار بهائی معانی نوین و شکلهای بدیعی بخود می گیرد و در نتیجه اصول گذشته به زیور معانی و مفاهیم جدید و شگفت انگیزی آراسته می گردد. این تعبیر جدید از مفهوم دل تا بدان حد گسترده و همه جانبه است که به جرأت می توان گفت ساختار تعالیم بهائی را می توان در همین اصل بطور آشکار مشاهده کرد. در این مقالۀ کوتاه به سه مفهوم عمدۀ دل در آثار بهائی اشاره می کنیم و رابطۀ میان آن سه اصل را نیز بررسی می نمائیم.

لزوم سلامت محیط و جامعه برای تأمین بهداشت فرد

مقدّمه

از ابتدای هزارۀ جدید پژوهشگران بهداشت و رفاه عمومی دریافته اند که تأمین بهداشت فرد در گرو زیستن در جامعه ای سالم است و قبول کرده اند اگر اخلاق و عدالت بر جهان حاکم باشد نیازهای بهداشتی و پزشکی بسادگی و آسانی برآورده می شود. اکنون دانشمندان از گذشته درس گرفته اند و تلاش خود را در زمینۀ بهداشت ابتدا از جامعه شروع می کنند، آنگاه به فرد می پردازند.

ذکر یک مثال این نکته را روشن تر می کند: در آمریکا چهل میلیون نفر بیمۀ پزشکی ندارند زیرا فقر آنها مانع از پرداخت حقّ بیمه است. در نتیجه از خدمات درمانی اوّلیه که هم لازم است و هم ارزان محرومند. امّا اگر هریک از این عدّه با فوریّت پزشکی مقابل شوند ناگهان آمبولانسها با وسائل پیشرفته به حرکت می آیند و درمانگاههای مجهّز با متخصصینی که روی بدن انسان تجربۀ فراوان دارند با تلاش خود جان او را نجات می دهند و مخارج سنگین بر جای می ماند در حالیکه قبلاً به فقر و محرومیّت اجتماعی آنان توجّهی نشده بود.