صفحه اصلی arrow شمارۀ ١٠ arrow لزوم سلامت محیط و جامعه برای تأمین بهداشت فرد
لزوم سلامت محیط و جامعه برای تأمین بهداشت فرد
چاپ ايميل
۱۰ شهريور ۱۳۸۱
مقدّمه

از ابتدای هزارۀ جدید پژوهشگران بهداشت و رفاه عمومی دریافته اند که تأمین بهداشت فرد در گرو زیستن در جامعه ای سالم است و قبول کرده اند اگر اخلاق و عدالت بر جهان حاکم باشد نیازهای بهداشتی و پزشکی بسادگی و آسانی برآورده می شود. اکنون دانشمندان از گذشته درس گرفته اند و تلاش خود را در زمینۀ بهداشت ابتدا از جامعه شروع می کنند، آنگاه به فرد می پردازند.

ذکر یک مثال این نکته را روشن تر می کند: در آمریکا چهل میلیون نفر بیمۀ پزشکی ندارند زیرا فقر آنها مانع از پرداخت حقّ بیمه است. در نتیجه از خدمات درمانی اوّلیه که هم لازم است و هم ارزان محرومند. امّا اگر هریک از این عدّه با فوریّت پزشکی مقابل شوند ناگهان آمبولانسها با وسائل پیشرفته به حرکت می آیند و درمانگاههای مجهّز با متخصصینی که روی بدن انسان تجربۀ فراوان دارند با تلاش خود جان او را نجات می دهند و مخارج سنگین بر جای می ماند در حالیکه قبلاً به فقر و محرومیّت اجتماعی آنان توجّهی نشده بود.

در مراکز پزشکی و بهداشتی این مثل بازگو می شود که شخصی کلیدهای خود را در شب تاریک در محل توقّف اتومبیل ها گم کرد امّا به جستجو در خارج از پارکینگ در زیر چراغ خیابان پرداخته بود. سؤال شد چرا در محلّی که کلیدها را گم کرده ای جستجو نمی کنی پاسخ داد که آنجا تاریک است. حالیه از این گفته درس می گیرند که باید کلید بهزیستی را جای خود یعنی در جامعه جست نه در فرد. (1).

در نیمۀ دوم قرن بیستم پژوهشهای گسترده ای در زمینۀ شناسائی تغییرات بیولژی، فیزیولژی و ژنتیک بدن در برابر عوامل بیماری زا به عمل آمد یعنی در زیر پوست بدن و در داخل اندامها بدنبال یافتن کلید بهداشت و سلامت بودند و به زندگی انسان و محیط زیست کمتر توجّه کردند (2). دلیل چنین گرایشی شاید این نظریّه باشد که برای دانشمندان آسان تراست که درون انسان به پژوهش پردازند تا برخوردی با مسائل سیاسی جامعه نداشته باشند و یا شاید این توجّه بازتاب فرضیۀ "جدائی" است که هرچه هست در درون پوست است و بقیۀ دنیا در خارج از آن و جدا از آن است (3). برای نمونه بیماری دیابت "مرض قند" را می توان نام برد که به یافته های پزشکی چشم گیری در داخل بدن است دست یافته اند امّا به علل محیطی مانند نژاد – جنس – برنامۀ خوراک – بی حرکتی و سابقۀ خانوادگی چندان توجّهی نشده است.

بیماریهای دیگر مانند سل و ایدز (سیدا) نیز از همین کیفیّت برخوردارند هدف اوّل سازمانهای بهداشتی برای قرن بیست و یک خلاصی از این توجّه مفرط به فرد و رو آوری به جامعه و محیط است.

عوامل محیط و جامعه که بر بهداشت اثر می گذارند:

از جمله این عوامل عبارتند از:

نژاد – اقتصاد – توزیع غیر عادلانۀ ثروت- تبعیض و تعصّبات ملّی و مذهبی – آلودگی محیط زیست – نابرابری حقوق زن و مرد – فقدان تعلیم و تربیت عمومی و بالاخره فقر مادّی و معنوی.

از آنجائی که ریشۀ فقر مالی و علّت نابسامانیهای فزایندۀ کنونی و از جمله عدم بهداشت و تهاجم بیماریها در بی عدالتی و مرگ اخلاق است، بهداشت و سلامت را در رابطه با اقتصاد و اخلاق باتّفاق خوانندگان محترم در این مختصر مطالعه می کنیم.

1- فقر مالی:

این نکته شایان توجّه است که فقر مالی بر اثر بی عدالتی محدود به کشورهای در حال رشد نیست. در آمریکا 22 در صد کودکان در حال فقر به سر می برند و بالاترین رقم را در بین بیست کشور ثروتمند جهان بخود اختصاص داده است.

توزیع غیر عادلانۀ ثروت نیز از همین حال برخوردار است. در آمریکا کمتر از  یک درصد افراد، یعنی توانگران جامعه ثروتشان بیش از 55 در صد بقیّۀ مردم است.

بحث دیگری که درخور توجّه است برداشت غلطی است در این باره که افراد فقیر در همه حال لاغرند پژوهشهای بهداشتی نشان می دهد که چاقی در افراد فقیر رواج بیشتــری دارد. فقرا آنچه را لازم دارند نمی خورند و نمی دانند چه باید بخورند. آنها گرفتار سوء تغذیه اند امّا چاق اند زیرا غذای ناکافی امّا با انرژی غیر متعادل می خورند غذایشان ارزان و غالباً محصول صنعت و بسته بندی شده و سرشار از چربی و مواد نشاسته ای است. "چاقی و فقر" اکنون توجّه متخصصین بهداشت را بخود جلب کرده است. یک پژوهش در برزیل روی 535 خانواده شامل 2411 نفر کوچک و بزرگ شد است 30 در صد کودکان رشد ناقص داشته و 8/5 درصد مرادان و 8/6 درصد زنان بی تناسب جاق بوده اند. در آرژانتین بهای گوشت – شیر – میوه و سبزیجات بالا است امّا فقرا به مواد نشاسته ای و چربی که ارزان و خوشمزه است و اشتهای آنها را تسکین می دهد دسترسی دارند در نتیجه شرکتهای سازندۀ شیرینی و بیسکویت بسته های فراوانی در اختیار آنها می گذارند و با تبلیغاتی که در بارۀ آنها می شود در حالیکه فاقد مواد ضروری هستند امّا مورد استقبال فقرا قرار دارند (4).

عدم دسترسی فقرا به خدمات بهداشتی و فقدان آگاهی از ثروت بهتر برای سلامتی، ازدیاد بیماری قلبی – مرض قند- فشار خون و برخی از سرطانها و پوکی استخوان را سبب شده است.

عقیدۀ عمومی بر آن است که فقرا بعلّت عدم آگاهی، از خوراک های حاوی مواد نشاسته ای مانند نان – برنج و انواع پاستا (خوراک های ایطالیائی که از نشاستـــــــه ساخته می شود) تغذیه می کنند و در نتیجه گرفتار سوء تغذیه اند امّا حقیقت آن است که وفور این نوع غذاها با قیمت ارزان و بویژه آگهی های تجارتی گمراه کننده محرک مصرف آنهاست (5). اثر فقر بر سلامتی در جهانی که بر اثر بی عدالتی متشنّج و بی قرار است در کشورهای پیشرفته و در حال رشد هردو از سه منظر دیگر شایان مطالعه است:

اوّل آنکه فقر در کشورهای کم درآمد چهره های دیگر دارد. در آنجا از چاقی خبری نیست. دنده ها و استخوانهای فقرا بعلّت ذوب شدن چربی و عضلات بر اثر گرسنگی از زیر پوست نمایان است در این حال بعلّت فقر مواد غذائی و املاح و ویتامین ها بیماریهای گوناگون شامل ضایعات پوستی، استخوانی، عصبی، بینائی، کم خونی و تأخیر رشد جسمی روانی تظاهر می کند بیماری Kwashiorkor که به معنای طفل "رها شده" یا "کنار گذاشته شده" است از سالها پیش نمونۀ فقر مواد پروتئین بخصوص در کشورهای آفریقائی در طب کودکان نامبرده می شود امّا افسوس که صرفاً به چاپ عکسهای این کودکان رنجور با لاغری و ورم سر و صورت و زخمهای پوستی و فقدان رنگ مو در کتابهای پزشکی اکتفا شده است و راهی برای توزیع عادلانۀ ثروت و تغذیۀ کافی ارائه نشده است.

دوم آنکه در کشورهای پیشرفته، فقیر و ثروتمند در کنار هم زندگی می کنند و فقرا از چگونگی خورد و خوراک و مسکن و پوشاک اغنیا یا بصورت عینی و یا از راه تلویزیون آگاه می شوند. آیا این محرومین اجتماع گرفتار حزن و ناامیدی و یا عصبانیّت و طغیان نمی شوند؟

سوم آنکه در کشورهای در حال رشد مردم دستخوش دو احساس اند یا عقب ماندگی خود را بدلیل استعمار و استثمار کشورهای صنعتی می دانند و یا از مشاهدۀ آنهمه ثروت و اسراف و رفاه و سهولت معیشت احساس حسادت می کنند این دو احساس توأماً علیه کشورهای سرمایه داری ممکن است با طغیان و عصیان و خشونت ابراز شود بسادگی می توان قبول کرد که اگر این افراد و بخصوص جوانانی که آشفته و خشمگین اند اگر با تعصّبات مذهبی آلوده شوند به موجودات خطرناک و انعطاف پذیری تبدیل می شوند که با فکر متحجّر و متصلّب و متعصّب خود که زائیدۀ توهّمات مذهبی است “Religional delusions”  از اقدام به هر جرم و جنایت ابا و امتناع ندارند.

2 – فقر اخلاقی

از ابتدای قرن بیست و یک همکاری بیشتر دو سازمان جهانی حقوق بشر و بهداشت طلیعه ای است که انسان نه تنها از بخش جسمانی و بدنی بلکه از بُعد اخلاقی نیز مورد توجّه باشد. تأسیس مجلّه ای بنام "سلامت و حقوق بشر" که بصورت جهانی منتشر می شود و انعقاد کنفرانسهائی در این زمینه نوید بخش آینده ای درخشان است.

حقوق بشر ناظر به قوانین قضائی و دستورات معنوی هر دو است.  این حقّ در پهنۀ جهان هر انسانی را به تساوی در بر می گیرد. از یکسو به جهات اخلاقی و معنوی انسان تکیه می کند و از سوی دیگر بر اساس قوانین اجتماعی و سیاسی قرار می گیرد.

اخلاق در فلسفه با معنویت و حسن رفتار توصیف می شود امّا در پزشکی اخلاق را برای رفتاری معنوی از طرف پزشک به بیمار در نظر می گیرند. حقوق انسانی نیز ناظر به قضاوتی معنوی نسبت به حسن رفتار است امّا در رابطه ای متقابل بین مردم و جامعه.

اعلامیّۀ حقوق بشر ابتدا در شورای اقتصادی و اجتماعی ملل متّحد تأکید گردید و در تاریخ 10 دسامبر 1948 مجمع عمومی سازمان ملل بدون رأی مخالف انرا تصویب کرد(اتّحاد شوروی و عربستان سعودی رأی ممتنع دادند) با تصویب آن اوّلین قدم در جهت عدالت اجتماعی و رفاه عمومی برداشته شد. امّا توافق نهائی در مورد میثاق نامه هائی که به طور قانونی کشورهای امضاء کننده را ملزم به اجرای این اصول در کشورهای خود می نمود 18 سال به طول انجامید و در سال 1966 میثاق بین المللی حقوق فردی و سیاسی – میثاق بین المللی اقتصادی و میثاق بین المللی فرهنگی و اجتماعی تهیه شد و با تأسیس کمیسیون حقوق بشر سرانجام در سال 1976 این میثاق نامه ها مورد تصویب مجمع عمومی قرار گرفت. به تدریج معاهده نامه های مهمّ دیگری در مورد تبعیض نژادی – امور پناهندگان – تبعیض حقوق زنان و شکنجه و آزار کودکان که کلاً ناظر بر جهات اخلاقی انسان است به تصویب رسید.

موضوع بهداشت و لزوم حقّ سلامت ابتدا در عهدنامۀ سازمان ملل متّحد در سال 1946 بمیان آمد و سلامت زیستن با بهترین کیفیّت آن فارغ از ملاحظات نژادی – مذهبی – عقائد سیاسی – اقتصادی و شرائط اجتماعی حقّ هر انسانی شناخته شد. در مادّۀ 25 اعلامیّۀ حقوق بشر آمده است "هر کس حقّ دارد که سطح زندگی – سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از حیث خوراک – مسکن و مراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و هم چنین حقّ دارد که در مواقع بیکاری – بیماری – نقص عضو – بیوگی – پیری یا در تمام موارددیگر که به علل خارج از ارادۀ انسان وسائل امرار معاش از بین رفته باشد از شرائط آبرومند زندگی برخوردار باشد" حقّ داشتن سلامت در کلیّۀ میثاق های بین المللی بچشم می خورد از جمله در میثاق بین المللی اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی چنین آمده است "هر فرد باید از بالاترین استاندارد موجود پزشکی و درمانی و روانی برخوردار باشد".

حقوق بشر و حقّ سلامت با هم مرتبط هستند. داشتن بهداشت و سلامت با بالاترین استاندارد موجود بسته به داشتن حقّ امنیّت در محیط کار – آب آشامیدنی سالم و حفاظت در مقابل سموم محیط زیست است امّا این امر بسته به شناخت حیثیّت و اعتبار متساوی افراد و حقّ تعلیم و تربیت – آزادی بیان و شرکت آزاد در روندهای سیاسی است. برعکس آنهم صحیح است که امکان رسیدن به اهداف حقوق بشر بستگی به داشتن حقّ بهداشت و سلامت دارد.

از این رو تجاوز به هریک از حقوق انسانی از جمله به حقّ سلامت بمنزلۀ تجاوز به کلیّۀ حقوق انسانی است.

قدم گذاشتن در راهی که حقوق بشر با حقّ بهداشت تلاقی می کند و متّفقاً برای سلامت و بهزیستی انسان بکار می افتد به آموزش نیاز دارد. از این رو از آغاز هزارۀ جدید تعلیم دست اندر کاران حقوق بشر و حقّ سلامت در دستور کار سازمانهای جهانی مربوطه قرار گرفته است.

دیدگاه آئین بهائی

خوانندگان گرانقدر آگاهند که انقلاب صنعتی و پیشرفتهای حیرت انگیز تکنولژی، جهان را بصورتی بهم پیوسته است که در ایّام ادیان گذشته حتّی تصوّر آن هم برای بشر ممکن نبود. از این رو در سیر عظیم امر الهی که برای آن توقّف و پایانی نیست. حضرت بهاءالله یکی دیگر از برگزیدگان خدا برای این زمان بواسطۀ قلم خود ندای الهی را از زندان به جهانیان ابلاغ فرمود.

محور و اساس تعالیم بهائی وحدت عالم انسانی است و راه وصول به آن صلح و اتّحاد و اتّفاق انتخاب شده است.

دو عامل اصلی این وحدت با پیشرفت تکنولوژی فراهم شده است اوّل ارتباط نزدیک و سریع جهانی و دوم احتیاج ملل به یکدیگرد.

قبلاً نقطه نظرهای میثاق های بین المللی برای بهداشت و حقوق بشر باجمال بررسی شد نتیجه گیری از آن عهدنامه ها آن است که برای بسامان رسیدن هدف بهداشت و سلامت باید به حقوق بشر از جنبۀ اخلاقی و بمیزان جهانی آن ناظر باشیم. فقر مالی و معنوی مانع بزرگ رسیدن به این هدف مختصراً مطالعه شد. اینک برنامۀ دیانت بهائی را برای اقتصاد و مقابله با فقر متّفقاً با خوانندگان ارجمند مروری کوتاه می کنیم.

1 – تأسیس سازمان اقتصاد بین المللی بر اساس یک نظام فدرال جهانی.

2 – انتخاب یک واحد پول و مقیاس و وزن برای عالم.

3 – تجارت آزاد بین المللی بر اساس اخلاق و عدالت.

4 – تأسیس صندوق پول (مخزن) که اساسش در روستا است و هدفش تعدیل معیشت بین مردم است و مآلاً به ایجاد صندوق بین الملل تعاون و تعاضد در یک نظام روحانی و جهانی منتهی می گردد.

از جمله کمک هائی که از این صندوق در روستا باید منظور گردد توجّه و رسیدگی و کمک به حال ایتام – افراد عاجز و علیل و از کارافتادۀمحتاج است. به آموزش و پرورش و بهداشت و سلامت در روستا و پرداخت مخارج آنها از این صندوق تأکید شده است و در پایان قسمتی از درآمد آن باید به صندوق پول عمومی ملّت منتقل گردد. توجّه به روستا و دهقان گام بلندی در زمینۀ جلوگیری از شهرنشینی و عواقب روزافزون مادّی و اخلاقی آن بشمار می آید "این مسئلۀ اقتصاد را باید از دهقان ابتدا نمود تا منتهی به اصناف دیگر گردد... دهقان اوّل عامل در هیأت اجتماعیه" (6).

5 – مالکیّت جهانی و عمومی منابع و معادن طبیعی

6 – اقتصاد بهائی با رقابتهای خطرناک و تبلیغات گمراه کننده برای مصرف غیر لازم و خارج از اعتدال موافقتی ندارد.

7 – سهیم کردن کارگران در منافع خالص مؤسّسات صنعتی

8 – تعدیل معیشت: "امر تعدیل معیشت بسیار مهمّ است و تا این مسئله تحقّق نیابد سعادت برای عالم بشر ممکن نیست" "جائز نیست که بعضی در نهایت غنا باشند و بعضی در نهایت فقر باید اصلاحی کرد و چنان قانونی گذاشت که از برای کلّ وسعت و رفاهیّت باشد نه یکی به فقر مبتلا و نه یکی نهایت غنا را داشته باشد (7).

دستورات اخلاقی که به اغنیا و فقرا هر دو داده شده است در آثار بهائی شایان توجّه است برای نمونه "فقر و غنا هیچیک فی الحقیقه نه ممدوح و نه مذموم تا نتایج هریک در هر شخص چه باشد بسا که فقر سبب غنای حقیقی گردد و بالعکس و بسا غنا سبب حصول رضای الهی شود و بالعکس (8).

"ای اغنیای ارض فقرا امانت منند در میان شما پس امانت مرا درست حفظ نمائید و براحت نفس خود تمام نپردازید(9).

"فقرا هرچند در پیش خلق ذلیل هستند ولی عندالله عزیزند فقرا امانت خداوندند و کمک به آنها خیلی مقبول. مثل آن می ماند که انسان زمین تشنه را سیراب کند و یا اینکه داروئی اعظم به علیل بخشد" (10).

"وقتی عالم انسانی رو به ترقّی شایسته نهد که رؤسای دنیا در نهایت سادگی زندگی نمایند چندانکه آن طرز زندگی برای عموم رعایا نیز سهل الحصول شود و فقرا را مسرور نماید نه ملول زیرا زندگی ساده و ترک تکبّر و آرایش هر صعوبتی را سهولت بخشد و ظلم و اعتساف را به عدل و انصاف مبدّل کند و عالم را از احتیاجات شدیده برهاند پس سزاوار آن است که احبّای حقّ فعلاً سرمشق دیگران شوند و جدّاً بر تعدیل اوضاع زندگی برخیزند" (11).

هرچند از آغاز این قرن، بهداشت و سلامت فرد بر اساس پژوهشهای علمی موکول به سلامت محیط زیست و جامعه شده است و بهبود فقر اخلاقی و مادّی که جامعه ای ناسالم بوجود آورده است مورد توجّه محققین قرار گرفته است امّا در جهانی که بسرعت بسوی وحدت پیش می رود هر قدمی برای اصلاح همگان باید عادلانه در پهنۀ جهان برداشته شود. از این رو نظامی جامع الاطراف برای عالم لازم به نظر می رسد. از خوانندگان گرانقدر خاضعانه دعوت می کند به نظام جهان شمولی که آئین بهائی برای سلامت جامعۀ انسانی ارائه می کند با نظر عنایت و انصاف توجّهی مبذول فرمایند:

وحدت نوع انسان بنحوی که حضرت بهاءالله مقرّر فرموده مستلزم آن است که یک جامعۀ متّحد جهانی تشکیل یابد که در آن تمام ملل و نژادها و ادیان و طبقات کاملاً و پیوسته متّحد گشته و در عین حال استقلال دول عضو و آزادی و ابتکار اعضاء مرکبه اش تماماً و یقیناً محفوظ مانده باشد. این جامعۀ متّحد جهانی تا جایی که می توان تصوّرش را نمود باید دارای یک هیأت مقنّنه باشد که اعضایش بمنزلۀ امنای تمام نوع انسان بالمآل جمیع منابع کشورهای آن جامعۀ جهانی را در اختیار خود گیرد و قوانینی را وضع کند که برای تنظیم حیات و رفع حاجات و ترمیم روابط جمیع ملل و اقوام لازم و واجب است. در چنان جامعه ای یک هیأت مجریّه به پشتیبانی یک نیروی پلیس بین المللی مصوّبات هیأت مقنّنه را اجرا کند، به تنفیذ قوانینش پردازد و وحدت اصلیه تمام جامعۀ جهانی را حفاظت نماید و نیز یک محکمۀ جهانی تشکیل شود که تمام دعاوی حاصله بین عناصر مرکّبۀ این نظام جهانی را داوری کند و حکم نهائی و لازم الاجرایش را صادر نماید. یک دستگاه ارتباطات و مخابرات بین المللی بوجود آید که با سرعتی حیرت انگیز و نظم و ترتیبی کامل به کار افتد و جمیع کرۀ زمین را در بر گیرد و از جمیع موانع و قیود ملّی آزاد باشد. یک پایتخت بین المللی بمنزلۀ کانون و مرکز اعصاب مدنیّت جهانی تعیین شود که کانونی برای تمرکز و توجّه قوای وحدت بخش حیات باشد و از آن انوار نیروبخش و جان افزایش به جمیع جهات ساطع گردد. یک زبان بین المللی ابداع شود و یا یکی از زبانهای موجود انتخاب که علاو.ه بر زبان مادری در تمام کشورهای فدرال جهانی تعلیم داده شود. یک خطّ و ادبیات جهانی، یک نظام مشترک برای پول و اوزان و مقادیر تعیین شود تا روابط و تفاهم بین نژادهای متنوّع و ملل جهان را ساده و سهل نماید. در چنین جامعۀ جهانی علم و دین یعنی دو نیروی بسیار توانای بشری با هم آشتی پذیرند و همکاری نمایند و در پیشرفتشان هم آهنگ شوند. در سایۀ چنین نظامی مطبوعات به اظهار نظرات و عقاید بشر کاملاً میدان دهد و از اینکه مورد سوء استفادۀ ارباب غرض چه شخصی و چه عمومی قرار گیرد ابا کند و از قیود نفوذ ملل و دول متنازع رهائی یابد منابع اقتصادی جهان تحت نظم درآید و از مواد خامش بهره برداری و استفاده شود بازار فروشش توسعه و هماهنگی یابد و محصولاتش بطوری عادلانه توزیع شود رقابت ها و کینه ها و دسائس ملّی از میان برخیزد و تعصّبات و عداوت های نژادی بدوستی و حسن تفاهم و همکاری تبدیل گردد. علل خصومت های دینی رفع و موانع و قیود اقتصادی کاملاً الغاء و تفاوت فاحش طبقاتی نابود شود. هم فقر و فاقه و هم مالکیت و ثروت فوق العاده از بین برود و نیروهای عظیمی که در راه جنگ های اقتصادی و سیاسی بهدر می رود از آن پس به اهداف لایقی از قبیل توسعۀ اختراعات و ترقیّات فنی و ازدیاد تولیدات و محصولات بشری و ازالۀ امراض و توسعۀ تحقیقات علمی و بالابردن سطح صحّت و تشحیذ و اعتلاء نظر و فکر بشری و بهره مندی از منابع بکر و ناشناختۀ کرۀ زمین و درازی عمر انسان معطوف گردد و به ترویج هر وسیله ای که حیات فکری و اخلاقی و روحانی نوع انسان را تقویت کند پردازد.

در چنان جامعه ای یک نظام فدرال جهانی برقرار گردد که بر جمیع بلاد حکومت نماید و فرمانروای بلامنازع منابع بسیار عظیمش باشد مرام های عالیۀ شرق و غرب را در بر گیرد و طلسم جنگ و بدبختی را بشکند و با استفاده از جمیع منابع موجود در زمین راغب باشد. در چنان نظمی زور خادم عدل و داد شود و بقایش بر شناسائی خداوند یگانه و پیروی از یک دین عمومی متّکی باشد این است هدف و مقصدی که نوع انسان ناگزیر بر اثر تحرّک نیروهای وحدت بخش حیات بسویش روان است" (12).

در آئین بهائی اصل "اعتدال" در جمیع شئون حیات تأکید شده است:

"براستی می گویم هر امری از امور اعتدالش محبوب چون تجاوز نماید سبب ضر گردد" (13).

در رابطه با آزادی مفرط و تمدّن مهارنشده ذکر شده است: "حریّت و تمدّن و امثال آن مع آنکه بقبول اهل معرفت فائز است اگر از حد اعتدال تجاوز نماید سبب و علّت ضر گردد" (14).

اکنون "آزادی" و "مصرف" به حالت افراط و اشباع در آمده است و "ضر" آن را به آسانی می توان نه تنها در حیات انسان بلکه در کلیۀ موجودات زنده و منابع طبیعی مشاهده کرد. گازهای سمّی و مواد شیمیائی و زوائد مصرف که نتیجۀ تمدّن بی اعتدال است با بیرحمی کرۀ زمین را گرمتر می کند. خشک شدن دریاچه ها – آتش سوزی جنگلها – سیلابهای خانه برانداز – باران های سمّی – هواهای مسموم و تهاجم میکروبها و ویروسها و انتقال آنها از طریق حیوانات و حشراتی که از تباهی محیط زیست بجان آمده اند هر ناظر آگاهی را نگران دارد. ضرّی که نتیجۀ عدم اعتدال است بر اثر تمدّن و مصرف خارج از اندازۀ تغییرات کرۀ زمین را در جهت نابودی سبب شده است. خاکهای زراعتی باندازۀ تخمینی 30 میلیون تن در سال جای خود را به بیابانهای غیرقابل کشت و زرع می دهند. آبهای زیر زمین علاوه بر آنکه در حال نقصان است به مواد سمّی آلوده می شوند. تعداد 50 نوع آلودگی مواد سمّی در آبهای زیرزمینی در 32 ایالت آمریکا دیده شده است. نسل چند هزار گیاه و حیوان در هر سال در حال انقراض است و پیش بینی شده یک پنجم از کل انواع موجودات زنده تا 20 سال دیگر محو خواهند شد (15) از بین رفتن لایۀ ازن در نیم کرۀ جنوبی و آب شدن یخ ها و بالا آمدن سطح دریاها چهره های دیگری از ضرّ تمدّن فاقد معنویّت و غیر معتدلانه است. حکمت ذکر "قناعت" که حضرت بهاءالله در لوح "طب " آنرا در همۀ احوال لازم می دانند و سلامتی نفس را فارغ از هر کسالت و کدورتی بآن موکول می فرمایند در این روزگار بر هر اندیشمندی روشن است. بر این اساس در مورد زیاده روی که بر خلاف قناعت است چنین اندرز داده شده است:

"اسراف همیشه انسان را ملول و سرگردان نماید... هرچیزی برای رفع احتیاج است حتّی خوراک ولی زیاده از احتیاج سبب افسردگی و کسالت و منتهی به مرض و علّت گردد" (16).

واضح است اگر قناعت و اعتدال حاکم بر جامعۀ انسانی بود اکنون می توانستیم "زمین خرّم و زیبا با دریاچه های پرنعمت – دشتهای حاصلخیز – رودخانه های پاک و متلاطم – جنگهای سبز و جانبخش" (17) را حفظ کرده تا آنجا که آب گوارا از چشمه سارها و هوای پاک و لطیف و منابع طبیعی با عدالت در اختیار همگان قرار گیرد.

در آن حال جامعه و محیط سالم بود و سلامتی و بهداشت برقرار. از کثرت و تنوّع بیماریهای روانی و بدنی بشدّت امروزی خبری نبود و به جای پژوهش در داخل بدن انسان وقت گرانبهای دانشمندان به اکتشاف هزاران نعمت ناپیدای زمین و دریا و هوا و فضا صرف میشد.

از ذکر احکام و دستوراتی که دیانت بهائی برای سلامتی و بهداشت ارائه می کند مانند نظافت و استحمام منظّم و نهی مصرف الکل و مواد مخدّره و عادات مضرّه و رعایت عفّت و عصمت و تقدیس ازدواج و تأکید بر تربیت کودکان بعلّت طول کلام خودداری می کند و مختصراً به ذکر چند دستور اخلاقی و بهداشتی در زمینۀ تغذیــه اکتفا می کند.

1 – تغذیّۀ کودکان از شیر مادر" اطفال را باید از بدایت تولّد از هر جهت اسباب صحّت فراهم آورد و این را بدانید تا ممکن است شیر مادر بهتر و خوشتر و موافقتر است مگر آنکه مرضی حائل گردد و یا چشمۀ شیر بکلّی خشک شود (18).

حکمت این بیان الهی را با ذکر چند نکتۀ پزشکی می توان بروشنی درک کرد.

- مکیدن پستان مادر توسّط نوزاد سبب ترشّح هرمونی از مغز مادر می شود (Oxytocin)  که بلافاصله پس از تولّد باعث جمع شدن رحم مادر و جلوگـیری از خونریزی می شود.

- گرمی شیر مادر کاملاً مطابق حرارتی است که با معدۀ نوزاد مطابقت دارد.

- ترکیب شیر مادر بنوعی است که مواد غذائی آن از هر نوع شیر دیگری برای رشد نوزاد انسان مفیدتر است.

- آغوش مادر در هنگام شیرخوردن رابطۀ جسمانی و مقدّسی برای نوزاد بشمار میآید که در استحکام شخصیّت و سلامت روانی او در آینده نقش حیاتی ایفا می کند.

- مواد ایمنی از شیر مادر مصونیّت نوزاد را در برابر میکروبها و ویروس ها تا حدّ قابل ملاحظه ای تأمین می کند.

2 – "... اگر غذا واحد باشد احب است عندالله ولکن جهد نموده که آن واحد از اغذیۀ لطیفه باشد علی قدر وسع" (19).

3 – "فی الواقع عصیان را مدخلی عظیم در امراض جسمانیّه محقّق است اگر چنانچه بشر از اوساخ عصیان و طغیان بری بود و بر میزان طبیعی خلقی، بدون اتباع شهوات سلوک و حرکت می نمود البتّه امراض به این شدّت تنوّع نمی یافت و استیلا نمی نمود زیرا بشر منهمک در شهوات شد و اکتفا به اطعمۀ بسیطه نکرد طعامهای مرکّب و متنوّع و تباین ترتیب داد و منهمک در آن ودر رزائل و خطایا شد و از اعتدال طبیعی منحرف گشت لهذا امراض شدیدۀ متنوّعه گوناگون حادث گردید" (20).

4 – در مورد گوشت خواری: "امّا در مسئلۀ خوردن گوشت حیوان و عدم آن بدانکه در اصل ایجاد الهی طعام هر ذی روحی معیّن گردیده که دون آن موافق نه مثلاً حیوان درنده مانند گرگ و شیر و پلنگ آلت درندگی دارد مثل دندان کج و ناخن و چنگ. این واضح است که طعام این حیوان گوشت است اگر بخواهد بچرد دندانش نباتات را نبرد و همچنین دانه را حل نتواند زیرا دندان آسیاب ندارد و امّا حیوان چرنده را مثل چهارپایان دندانی داده که مانند داس گیاه را درو نمایند این واضح است که طعام این حیوانات نباتاتست اگر بخواهد صید حیوان نماید نتواند ولی باز را منقار کج است و چنگ تیز اگر بخواهد دانه از زمین بردارد نتواند زیرا کجی منقار مانع از اخذ دانه است لهذا غذای او گوشت است وامّا انسان را نه دندان کجی و نه ناخن تیز و چنگی و نه دندانی نظیر داس آهنی. از این واضح و مشهود گردد که طعام انسان حبوبات و اثمار است. دندانهای انسان بعضی مانند آسیاب است که دانه را حل نماید و بعضی تیز و راست که اثمار پاره کند لهذا انسان محتاج و مجبور بر خوردن گوشت نیست. اگر ابداً گوشت نخورد باز در نهایت خوشی و قوّت زندگانی نماید مثل آنکه طایفه براهماء در هند ابداً گوشت نخورند با وجود این قوّت و قدرت و بنیه و قوای حسیّه و مشاعر عقلیه از طوائف دیگر پست تر نیستند و فی الحقیقه ذبح حیوانات و خوردن گوشت قدری مخالف رحمت و شفقت است. اگر کسی بتواند که به حیوانات و فواکه و روغن ها و مغزها مانند پسته و بادام قناعت کند البته بهتر و خوشتر است" (21).

ایضاً در مورد گوشت خواری "در خصوص چهار دندان آسیاب مرقوم نموده بودید که دو در فک اعلی و دو در فک اسفل گوشتخوار هستند بدانکه آن چهار دندان به جهت خوردن گوشت خلق نشده ولی می توان گوشت با آن خورد والاّ دندانهای انسان بتمامه به جهت تناول فواکه و حبوب و گیاه است. آن چهار دندان به جهت بعضی چیزهای سخت مانند بادام و غیره هست چه که به جهت شکستن این دندانهای آسیاب لازم ولی گوشت خوردن حرام نیست بلکه مقصود این است که انسان می تواند بدون گوشت زندگانی نماید و قوّت و توانائی جوید گوشت قوّت دارد و خلاصه گیاه و حبوب و اثمار است لهذا در اوقات لزوم به جهت مریض ها و به جهت قوّه و بنیۀ ضعفا موافق است این است که عنداللزوم در خوردنش در شریعت الهی هیچ مانعی نه. لهذا اگر بنیۀ آن جناب ضعیف است و تناول گوشت مفید میل بفرمائید" (22).

اکنون برای پیروان و افرادی که از بیماری مزمن و صعب العلاج مانند سرطان و غیره رنجور و ناتوانند عصارۀ گوشت که همان مواد پروتئینی است بصورت مایع در قوطی ها در اختیار آنها قرار می گیرد. همین محصولات در خانۀ سالمندان بوفور مصرف می شود.

در ابتدای این نوشته یادآور شد که هدف آئین بهائی وحدت عالم انسانی است اینک در پایان بنظر خوانندگان محترم می رساند که راه وصول به این هدف صلح جهانی است امّا وظیفۀ هر فرد در طی این طریق، خدمت به عموم اهل عالم معیّن شده است.

در رابطه با این نوشته تأکید بر سلامت و استفادۀ متعادل از منابع حیات و فرآورده های طبیعی نه تنها برای زیستن است امّا مهمّتر از آن برای داشتن مغز و قلبی است که بتواند تجلّی گاه روح انسانی برای بروز و ظهور عقل باشد. در این صورت هدف زندگی کسب قدرت و رقابت و مال اندوزی و نفس پرستی و لذّت جوئی و اسراف بی اندازه و مصرف بیرحمانه و تباهی منابع حیات نبوده بلکه خدمت به هم نوعان فارغ از هر شائبۀ تعصّب خواهد بود.

"صحّت و سلامت جسم اگر در سبیل ملکوت صرف شود بسیار مقبول و محبوب و اگر در نفع عموم عالم انسانی ولو منفعت جسمانی باشد و سبب خیر شود آن نیز مقبول ولی اگر قسمت و عافیت انسان در مشتهیّات نفسانی و حیات حیوانی و متابعت شیطانی صرف گردد مرض از آن صحت بهتر بلکه موت مرجح بر آن حیات. اگر چنانچه طالب صحّتی صحّت را به جهت خدمت ملکوت بخواه. امیدواریم که بصیرتی کامل و عزمی صارم و صحّتی تامّه و قوّتی روحانیّه و جسمانیّه حاصل نمائی تا از سرچشمۀ زندگانی ابدی بنوشی و بروح تأیید الهی موفّق گردی" (23).

نتیجه:

برای بهبودی آشفتگی جهان و پیشرفت بهداشت وسلامت انسان چه راه باید انتخاب شود.

با نگاه عنایت بر این نوشته این نکته روشن می شود که گسترش بهداشت با پیشرفت جامعه همگام است.

برای سالم زیستن باید جسم و روان در محیطی سالم و آرام پرورش یابد. جلوگیری از ثروت سرشار و فقر بسیار و رهائی از کشش های نفسانی و مقابله با زیاده طلبی و مصرف بی اندازه ایجاب می کند که انسان دوستی و خیرخواهی قوّت گیرد و سیاست و اقتصاد بر پایۀ عدالت پی ریزی شود.

اینک این سئوال برای خوانندۀ محترم پیش می آید که دیانت بهائی برای بهبود جامعۀ انسانی که اسیر پنجۀ مادّی گری و بی عدالتی و تعصّبات بنیاد برانداز ملّی و نژادی و مذهبی است چه برنامه ای ارائه می کند و برای گشایش این درگیریهای جهانی هر فرد چه مسئولیتی دارد و ابتدا از چه راهی باید گام بردارد.

بیت العدل اعظم مرکز روحانی و اداری جامعۀ جهانی بهائی از جمله چنین بیان کرده اند:

"در پرتو تعالیم حضرت بهاءالله بزرگترین خطری که بحران اخلاقی و عدم عدالت نابرابری مربوط به جهانی شدن در شکل کنونی آن در بر دارد این طرز فکر فلسفی است که سعی دارد این نقائص و شکست ها را توجیه نماید. اضمحلال مرام هائی از قبیل کمونیسم و فاشیسم را نباید چنین تعبیر کرد که مرام پرستی منسوخ گشته است. برعکس هرگز در جهان جامعه ای نبوده است که هرقدر تابع فلسفه ای عملی به یکی از صورت های گوناگون آن باشد از یک نوع تعبیر بنیادی واقعیّت به عنوان قوّۀ محرکه اش استفاده نکرده باشد. امروز چنین نظام اندیشه و چنین مرامی بدون معارض در همه جا موجود است و تحت عنوان تمدّن غربی" معروف است و وقتی می گوئیم تمدّن غربی" مراد ما از لحاظ سیاسی و فلسفی نوعی از روش نسبیّت گرائی آزادی است و از لحاظ اقتصادی و اجتماعی سیستم سرمایه داری حال چنان به هم تلفیق شده و مکمّل یکدیگر گشته است که دردنیای امروز هردو را یکی دانسته و آن را یگانه جهان بینی جامعش می شناسند.

منافع سیستم مذکور از لحاظ آزادی فردی و رفاه اجتماعی و پیشرفت علمی که نصیب اقلیّت مهمّی از مردم کرۀ زمین است هرگز هیچ خردمندی را از این غافل نمی سازد که سیستم مذکور چقدر از نظر اخلاقی و عقلانی ورشکسته است. هرچند این سیستم مانند نظام های گذشته سهم بزرگی در پیشرفت تمدّن داشته است امّا در عین حال چنان که در نظام های پیشین نیز بوده قادر نیست به نیازها و حوائج جهان امروز بپردازد، جهانی که خردمندان قرن هیجدهم که پایه گذاران نظام کنونی بوده اند هرگز تصوّرش را هم نمی کردند. هنگامی که حضرت شوقی افندی سؤال ذیل را مطرح فرموده فقط سلطنت ها و دستگاه ادیان و مرام های استبدادی مورد نظر حضرتش نبود: "چرا (آن نظام ها) را در جهانی که محکوم به قانون قطعی تحوّل و تدنّی است باید از فساد که تدریجاً جمیع مؤسّسات انسانی را فرا خواهد گرفت مصون و مبرّی انگاشت؟".

حضرت بهاءالله به پیروان خود سفارش می فرمایند که با چشم خود مشاهده کنند نه با چشم دیگران و به معرفت خود دریابند نه با معرفت همسایگان. بدبختانه آنچه بهائیان در جامعۀ کنونی می بینند انیست که انبوه خلائق دچار استثمار لگام گسیختۀ اصحاب حرص و طمع گشته و عذری را که استثمار کنندگان برای توجیه این وضع می تراشند اینست که "نیروهای بلا ارادۀ بازار" حاکم بر اوضاع است. آنچه بهائیان در جامعۀ کنونی می بینند انهدام پایه های اخلاقی است که جنبۀ حیاتی برای آیندۀ بشــر دارد و می بینند که همه جا خودپرستی حاکم بر رفتار بشر امروز است که آن را آزادی بیان مشروع می شمارند. بهائیان امروز مبارزه شان با هجوم مادّه پرستی تعصّب آمیز است که مردمان آن را بر اساس علم دانسته منظّماً می کوشند که هرنوع ضربان روحانی را که در نزد بهائیان شئون اصلی حیات است و از ضمیر و وجدان انسان می تراود از حیات فکری و صفحۀ اندیشۀ بشری بزدایند.

برای یک فرد بهائی مسائل نهائی مسائلی روحانی هستند. امر بهائی حزبی سیاسی نیست، مرامی نیست و دستگاهی نیست که علیه نقائص اجتماع به تحریکات سیاسی از هر قبیل بپردازد. سیر تحولّی که امر بهائی به راه انداخته پیشرفتش بر اثر تحوّل اساسی در وجدان آدمی است و هرکس که بر خدمت امر بهائی قیام کند جهادی در مقابل خویش دارد که باید خود را از تعلّق به افکار و اولویّات موروثی که مغایر و مخالف با ارادۀ الهی در این عصر بلوغ انسان است به کلّی برهاند. عجب آنکه در نظر بهائیان حتّی رنج و حرمان ناشی از اوضاع و احوال کنونی که وجدان انسان را می آزارد خود جریان آزادی روحانی را مدد می نماید و سبب تسریع آن می گردد. زیرا چنین ناامیدی بهائیان را وادار می کند که به حقیقتی سر تمکین فرود آورند که مکرّر در آثار بهائی بدان تأکید گشته است. "ما ارادالله من الارض و ما علیها الاّ قلوب عباده و جعلها عرشاً لظهور تجلّیاته اذاً قدّسوها عن دونها لیرتسم علیها ما خلقت لها" (24).

یادداشت ها و منابع

2 – 1 آگوست 2001 The new England Research Institutes

3 – فرضیّۀجدائی به مقاله ای در پیام بهائی نوامبر 2000 رجوع شود.

4 – از گزارش سازمان بهداشت جهانی سال 2000

5 – اکتبر 2001 American Journal of public Health

6 – متن کامل خطابۀ حضرت عبدالبهاء در این زمینه در سفرنامۀ جلد اوّل ص 189 و کتاب پیام ملکوت ص 135 چاپ شده است.

7 – پیام ملکوت ص 134

8 – منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء ج 2 ص 57

9 – کلمات مکنونه

10 – گلزار تعالیم بهائی ریاض قدیمی ص 237

11 – همان منبع 239

12 – ندا به اهل عالم حضرت شوقی ربّانی ترجمۀ هوشمند فتح اعظم

13 – کلمات فردوسیه مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی

14 – لوح مقصود همان منبع ص 102

15 – در جستجوی عدالت اجتماعی جان هادلستون ترجمۀ حوریوش رحمانی ص 144

16 – بدایع الآثار ج 2 ص 324

17 – پیام بهائی اکتبر 1990 "محیط زیست میراث مشترک ما"

18 – مجموعه ای از نصوص مبارکه در بارۀ صحّت – علاج و تغذیه از انتشارات بیت العدل اعظم

19 – حضرت بهاءالله کتاب بدیع ص 318

20 – حضرت عبدالبهاء کتاب امر و خلق ج 3 ص 21

21 – 22 – 23 مجموعه ای از نصوص مبارکه در بارۀ صحّت علاج و تغذیه حاوی اصل فارسی و عربی نصوصی که در مجموعۀ انگلیسی تحت عنوان زیر در اپریل 1984  از طرف معهد اعلی نشر شده است.

Selections from Baha’I writings on some Aspects of Health. Healing, Nutrition and Related matters.

 24 – نقل از کتاب قرن انوار "عنوان این کتاب بر اساس لوحی از حضرت عبدالبهاء است که قرن بیستم را قرن انوار خوانده اند.

بیت العدل اعظم در این کتاب که اصل آن به انگلیسی است فراز و فرودهای جنبش های ملّی و نظامهای سیاسی و مکاتب فکری و فلسفی قرن بیستم را برکنار از هرگرایش سیاسی و بدور از تعصّبات نژادی و مذهبی با نگرشی جهانی و بیانی پدرگونه برابر دیده خواننده می گذارند و همگام با آن پیشرفت آرام امّا جهانگیر این آئین الهی را ترسیم می فرمایند. قرن انوار"را در این رساله بروشنی می توان نگاه کرد و راه آینده را در پرتو آن برای آرامش جسم و روان در این جهان تاریک و خوفناک میشود باز شناخت.

"کتاب "در جستجوی عدالت اجتماعی" نوشتۀ جان هادلستون ترجمۀ حوریوش رحمانی اطلاعات کافی در زمینۀ سازمانهای بین المللی بدست می دهد ص 352 – 293 متن کامل اعلامیّۀ حقوق بشر در پایان کتاب چاپ شده است.

 
قبل >
 
 

استفاده از مطالب پژوهشنامه‎‎تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.‏

Creative Common