صفحه اصلی arrow شمارۀ ٥ arrow از جامعۀ ملل تا اتّحادیۀ جهانی
از جامعۀ ملل تا اتّحادیۀ جهانی
چاپ ايميل
۱۱ خرداد ۱۳۷۸

گذشته، حال و آیندۀ تشکیلات بین المللی از یک دیدگاه بهائی

زمانی که آلمان و فرانسه در تابستان سال 1870 وارد جنگ شدند هیچ سازمان بین المللی که بتواند از بروز مخاصمات تحذیر نماید و یا پس از آغاز جنگ دریافتن راه حلّـــی مسالمت آمیز کمک کند وجود نداشت. چند سال پیش از این تاریخ، در زمانی که آرامش بیشتری برقرار بود، اگر فرانسه، آلمان و ملل دیگر اروپا می خواستند روابط تجاری خود را به نحوی منظّم مورد بحث قرار دهند ممکن نبود بتوانند هیچ هیأت بین المللی را بیابند که بتواند عرصه ای برای طرح این مذاکرات فراهم سازد. در واقع در سال 1870 بیش از چند سازمان بین المللی موجود نبود سازمان های معدودی که در آن زمان فعّالیّت داشتند تنها شمار بسیار کوچکی از کشورهای جهان را در بر می گرفتند و فعّالیّت های آنها منحصر به وظائف و خدماتی محدود بود. اصولاً اگر این سازمان ها در ادارۀ روابط بین المللی نقشی هم داشتند این نقش بسیار کوچک بود.

در مقابل، امروزه بیش از 6000 سازمان بین المللی در نظام بین المللی مشغول به فعّالیّت می باشند 1 این سازمان ها در زمینه های وسیعی به کار مشغولند و وظائف مختلفی را از هماهنگ سازی خطوط هوائی بین المللی و ارائۀ کمک های صنعتی به کشورهای فقیرتر گرفته تا ترویج احترام به حقوق بشر و حفظ صلح و امنیّت بین المللی اجرا می نمایند. بعضی از سازمان ها همچون سازمان ملل متّحد تقریباً تمام دول عالم را در بر می گیرند، بقیّه همچون جامعۀ اروپائی (EC)   همّتشان معطوف به ایجاد وحدت مابین کشورهای یک منطقۀ جغرافیائی ویژه است. متجاوز از 800 سازمان بین المللی تنها از دول متشکّل می باشند و به معنی صحیح کلمه سازمان های بین دولی "یا بین الحکومات نامیده می شوند، سازمان ملل متّحد و جامعۀ اروپائی هر دو از این مقوله اند. در عین حال بیش از 5600 سازمان بین المللی غیر دولتی (NGOS)  در عالم موجود است که مردم عادی را که در اطراف جهان در اتّحادیّه های شغلی و پیشه ای، جمعیّت های مذهبی، و انجمن های مشابه تشکّل یافته اند در بر می گیرد. 2 این ازدحام سازمان های بین دولی و غیر دولتی که از مرزهای ملّی فراتر می روند شبکۀ تماس های بین المللی را به مراتب بغرنج تر و پیچیده تر نموده، و نشانۀ حدوث انقلابی واقعی در طیّ قرن گذشته در نحوۀ تماس و برخورد بین ملل و مردم عالم است. 3

تعالیم آئین بهائی به نحو مستقیم با این انقلاب در ارتباط می باشد. حضرت بهاءالله برای نخستین بار در تاریخ ادیان تعالیم صریحه ای را در مورد ضرورت یک اتّحادیّۀ (Federation)  بین المللی که بتواند به امور یک جهان به هم وابسته (Interdependent)  ایتلاف بخشد وصلح بین المللی را به ارمغان آورد ارائه فرمودند. در آثار حضرت عبدالبهاء، حضرت ولیّ امرالله و دستخطّ های بیت العدل اعظم، تعالیم حضرت بهاءالله در خصوص تشکیلات جهانی شرح و بسط یافته و به صراحت به تاریخچۀ سازمــان های بین المللی، کارکرد کنونی و آیندۀ آنها اشاره گردیده است.

در وعدۀ صلح جهانی بیت العدل اعظم تحوّل سازمان های بین المللی را به عنوان نشانه ای از پیشرفتی که در مسیر تحقّق صلح جهانی روی داده توصیف نموده و آن را علامت این امر شمرده اند که ایجاد جهانی متّحد ممکن است.

"قدم هائی که من باب آزمایش مخصوصاً بعد از جنگ جهانی دوم به سوی تأسیس نظم عالم برداشته شده بسیار امیدبخش است. تمایل روزافزونی که جرگه هائی از ملل مختلفه در ایجاد روابط میان خود بر اساس همکاری در حفظ منافع مشترک به منصّۀ ظهور در آورده اند... راه را برای استقرار نظم جهانی هموار می سازد".

بیت العدل اعظم – و به طور کلّی تعالیم بهائی – برای سازمان های بین المللی نقشی اساسی در تحوّل نظم اجتماعی آیندۀ جهان قائل می شوند. از این رو در این مقاله سعـی می شود از نقطه نظر بهائی اهمیّت و توانائی بالقوّۀ سازمان های بین المللی در این قرن مورد کاوش و بررسی قرار گیرد ضرورتاً این مقاله می تواند تنها طرحی کلّی در بارۀ برخی مسائل بنیادی ارائه نماید. علاوه بر این، این مقاله بر نقش سازمان های بین دولی که از نظر عضویّت بالقوّه جهان شمول می باشد تکیّه دارد و به فعّالیت سازمان های غیردولتی یا سازمان هائی با عضویّت محدود نظیر جامعۀ اروپائی.

 سه عامل مؤثّر بر تشکیلات بین المللی

آثار بهائی مبیّن این نکته است که سه عامل عمدۀ تحوّل و رشد تشکیلات بین المللی را شکل داده و خواهد داد. اوّلین عامل تحقّق بالفعل وابستگی و احتیاج متقابل (Interdependence)  ملل در عرصۀ سیاست، اقتصاد و جامعه است. آثار بهائی بر این نکته تأکید دارد که یکی از خصوصیّات ممیّزۀ این عصر تماس روزافزون میان مردم عالم از ملیّت ها و منطقه های مختلف است. مطابق بیان حضرت عبدالبهاء "... وسائل اتّصال بسیار و فی الحقیقه قطعات خمسۀ عالم حکم یک قطعه یافته" 5 در حقیقت این مناسبات، جزئی ضروری از زندگی این عصر شده اند. به علاوه، عواملی که موجبات وابستگی متقابل بین المللی را فراهم ساخته اند – از جمله تکامل ارتباطات فوری جهانی – برای نخستین بار در تاریخ بشر اتّحاد عالم و تکامل مؤسّساتی جهانی را ممکن ساخته اند.

دومین عامل عمدۀ مؤثّر بر تشکیلات بین المللی مشکل جنگ و ستیز است. این مشکل نمایانگر یک جریان مخرّب عظیم تر که هم اکنون در عالم در کار است می باشد. در توصیف این جریان بیت العدل اعظم بیان زیر را از حضرت بهاءالله نقل می نمایند:

"اریاح یأس از جمیع جهات در عبور و مرور است و انقلابات و اختلافات عالم یوماً فیوماً در تزاید. آثار هرج و مرج مشاهده می شود چه که اسبابی که حال موجود است به نظر موافق نمی آید" اتّفاقات عالم و تجارب عمومی بشری این قضاوت و پیش گوئی را تأیید نموده است" 6

خطر یک جنگ هسته ای، کثرت جنگ های داخلی و منطقه ای که هنوز در جریان اند، و توسعۀ ذخائر اسلحه از سوی قدرت های بزرگ و کشورهای فقیر هردو، بر شدّت عنف و خشونت رائج در عصر ما شهادت می دهند. رواج بی اندازۀ جنگ و ستیز در قرن بیستم در وهلۀ نخست با ایجاد میل و آرزوی خاتمه دادن به جنگ در نزد بنیانگذاران سازمان های بین المللی در تکامل این سازمان ها مؤثّر بوده است. در عین حال دوام مخاصمات بین المللی خود موفقّیت حاصله از سوی این سازمان ها را در جهت تحقّق صلح جهانی محدود نموده است.

اگرچه در آثار بهائی واقعیّت جنگ و مخاصمه پذیرفته شده، ولی به این مطلب نیز اذعان شده که رشد و تکامل همزمان یک هشیاری عاطفی و روحانی به وجود یک جامعۀ جهانی عامل سوم مؤثّر بر تشکیلات بین المللی است. طبق بیان بیت العدل اعظم قوای مخرّبه ای که هم اکنون در عالم در کار می باشد تنها نشانۀ "مراحل کودکی و نابالغی بشر در مسیر گستردۀ تاریخی اش بوده و ... این سرکشی و طغیان که امروز نوع بشر ناچار بدان مبتلاست علامت وصول هیأت اجتماع به مرحلۀ بلوغ اوست..." 7 این نیروها:

"از لوازم ضروری و از عزم جزم بشر در بنای یک عالم مقرون به صلح و آرامش به شمار می آید اینکه آیا چنین امر خطیری ممکن الحصول و قوای سازندۀ چنان بنائی موجود است و اینکه آیا می توان بنیان هائی نهاد که جامعۀ انسانی را متّحد سازد، مطالبی است که از شما تقاضا داریم تا در باره اش به تجربه و تحقیق بپردازید". 8

بدیهی است که یکی از نیروهای سازنده ای که هم اکنون در عالم موجود است – و تکامل تدریجی آن طیّ قرن گذشته صورت پذیرفته – آگاهی از این حقیقت است که همۀ مردم جهان شهروندان یک عالم می باشند و اینکه مشکلاتی که نوع بشر امروزه با آنها مواجه است همکاری در سطحی جهانی را ایجاب می کند. این آگاهی و هشیاری در نزد مردمانی از ملّیّت ها، نژادها و مذاهب مختلف و با شرائط اقتصادی متفاوت پدیدار شده است. بیت العدل اعظم به عنوان علائم نیروهای مثبتی که در کار می باشند موارد زیر را بر می شمارند:

"از جمله ازدیاد فراوان همکاری در فعّالیّت های علمی، تربیتی، حقوقی، اقتصادی و فرهنگی توسّط مردمی است که تا به حال دشمن یکدیگر و جدا از هم بوده اند. از جمله افزایش بی سابقۀ تعداد سازمان های بین المللی خیریّه و انسان دوست در چند دهۀ اخیر و توسعۀ نهضت های زنان و جوانان به منظور خاتمه دادن به جنگ و ستیز است. از جمله رشد و نموّ طبیعی دسته های وسیع و منظّمی از مردم عادی جهان است که خواهان ایجاد تفاهم بین خود از راه ایجاد روابط و اتّصالات متقابله اند". 9

به فهرست علائم امیدبخش فوق این موارد را نیز می توان اضافه نمود: رشد سریع و بی سابقۀ دمکراسی در اروپای شرقی و به تبع آن تمایل به ارزیابی مجدّد پیمان های استرانژیک گذشته، و بسط و تکامل راههای جدیدی برای همکاری میان شرق و غرب.

سیر تاریخی

سازمان های بین المللی در پاسخ به هرسه عامل مذکور در فوق بسط و تکامل یافته اند – نیاز به هدایت و مدیریّت وابستگی متقابل جدید، میل به پیشگیری از جنگ، و سوق به سوی تکامل بخشیدن به همکاری بین المللی در پی اذعان به این حقیقت که یک جامعۀ جهانی در حال پیدایش است. این عوامل تقریباً به همان ترتیبی که در عمل اهمیّت یافتند در بالا ذکر شده اند و سه دورۀ متمایز را در تاریخ رشد و توسعۀ سازمان های بین المللی مشخّص می کنند.

اوّلین دوره در اوائل قرن نوزدهم آغاز شده تا شروع جنگ در سال 1914 امتداد یافت. اوائل قرن نوزدهم شاهد انقلاباتی بی سابقه در توسعۀ فنّی و صنعتی و گسترش سریع روابط بین المللی که از صنعت جدید بهره می برد و سعی در رویاروئی با تحوّلات جدید را داشت نیز بود. به عقیدۀ محقّق روابط بین المللی اینس کـلاد جـــونیور (Inns Claude Jr)  اوّلین سازمان های دائمی که اعضای آنها از میان ملل مختلف بودند – همانند اتّحادیّۀ بین المللی تلگراف که در سال 1865 تأسیس شد، و اتّحادیّۀ بین المللی پست که در سال 1874 بنیان گذارده شد – در پاسخ به "مشکلات و امکاناتی که سیر و جریان بی سابقۀ بین المللی تجارت کالا، خدمات، و انتشار افکار، مردم، میکروب ها و مفاسد اجتماعی به همراه آورد" 10 پدید آمدند به زودی این سازمان های بین دولی تخصّصی در میادینی که شمار آنها به ظاهر نامحدود می نمود مشغول فعّالیت شدند و با مسائل بسیار متفاوت همچون بهداشت، خطوط راه آهن و وضع زندان ها سر و کار یافتند. 11 در صحنۀ سیاست، دول قدرتمند اروپا – اطریش، فرانسه، بریتانیای کبیر، پروس و روسیّه – نخستین بار در سال 1815 گرد هم آمدند تا در بارۀ راههای هماهنگ سازی سیاست های خود و برخورد با مسائل مورد علاقۀ متقابل مشورت کنند. این نظام که به نام "سیستم کنسرت یا هماهنگی" (Concert System)  خوانده شده منجرّ به برگذاری یک رشته کنگره های بین المللی در سالهای 1856، 1871، 1884 – 1885 و 1906 شد.

این دورۀ ابتدائی تشکیلات بین المللی اگرچه در درجۀ اوّل عکس العملی بود واقع بینانه نسبت به مسائل ناشی از وابستگی متقابل که اخیراً یک واقعیّت شده بود، ولی تا حدّی متأثّر از توجّه فراینده به جلوگیری و محدود نمودن جنگ نیز بود. در سال 1899 و بار دیگر در سال 1907 کنفرانس هائی بین المللی در لاهه برگذار شد تا پیرامون خلع سلاح و رفع صلح آمیز اختلافات بحث نماید. مطابق نظر کلاد، این کنفرانس ها علی رغم شکست نهائی شان "نمایانگر نقطۀ اوج یک قرن تحوّل و تکامل بود که ضمن آن توجّه (صاحب نظران) بیش از پیش به امکانات مؤسّسات بین المللی به عنوان ابزاری برای صلح جهانی معطوف شد". 12

دورۀ دوم در تحوّل و تکامل تشکیلات بین المللی با دورۀ حیات جامعۀ ملل مقارن است و خصوصیّت ممتازۀ آن بیش از همه چیز جستجوی راههای پیش گیری از جنگ بود. 13 جنگ جهانی اوّل موجب شد که توجّه دولتمردان به لزوم تقلیل احتمال مخاصمات جهانی به اوج رسد. برای نخستین بار، هم شهروندان عادی و هم زمامداران ویرانی ناشی از جنگ همه جانبه و قوّۀ مخرّبۀ عظیم سلاح های مدرن را مشاهده نمودند. در طیّ جنگ، دهها انجمن پرطرفدار در سراسر دنیا پدیدار شد که ندای پایان دادن به جنگ و تأسیس سازمانی بین المللی که توانائی حفظ صلح را دارا باشد بلند کرد.

جامعۀ ملل (یا جمعیّت اتّفاق ملل) (League of Nations)  در درجۀ اوّل در پاسخ به این ندای عمومی برای خاتمه دادن به جنگ تأسیس شد. قسمت اصلی میثاق جامعۀ ملل را که در آوریل سال 1919اتّخاذ شد مادّه ای تشکیل میداد که هدف آن ایجاد یک نظام امنیّت جمعی مطابق نظرات ارائه شده از طرف وودرو ویلسون رئیس جمهور آمریکا بود. بر این اساس هر عضو  تعهّد می نمود که تجاوز به هریک از دول عضو را حمله ای به همۀ جامعۀ بین المللی تلقّی کند و هنگامی که دیگر راه حلّ هائی چون حکمیّت و آشتی دادن بـــــــــــــه بن بست رسیده بود دولت متجاوز را از نظر مالی، اقتصای و دیپلماتیک تحریم کند و ضمناً این اختیار را دارا بود که چنانچه مداخلۀ نظامی ضروری گردد در صورت تمایل قوای مسلّح در دسترس قرار دهد. جامعۀ ملل برای نخستین بار، به عنوان بخشی از این نظام امنیّت جمعی، یک دادگاه بین المللی دائم تأسیس نمود- دادگاه دائمی داوری بین المللی.

اصل امنیّت جمعی که به طور ناگهانی در طول جنگ طرف توجّه اندیشمندان واقع شد قریب 50 سال پیش از آن از سوی حضرت بهاءالله اعلان شده بود. حضرت بهاءالله خطاب به رؤسای جهان فرموده بودند: "ان قام احد منکم علی الآخر قوموا علیه، ان هذاالاّ عدل مبین". 14  در اواخر دهۀ 1860 و اوائل 1870 یعنی زمانی که حضرت بهاءالله این اصول را در الواح سلاطین و رؤسای عالم اعلان می فرمودند تنها معدودی به اصطلاح "ایده آلیست" به نحوی جدّی به این مسائل نظر داشتند. 15 امّا در سال 1919 اصل امنیّت جمعی لااقلّ به عنوان یک آرمان در بین رؤسای بزرگ عالم مقبولیّت یافته بود. همان گونه که حضرت ولیّ امرالله در سال 1936 مرقوم فرمودند"... این اوّلین بار در تاریخ بشر بود که نظام امنیّت جمعی که حضرت بهاءالله پیش بینی و حضرت عبدالبهاء ... اعلام فرموده به نحوی جدّی به مرحلۀ بحث و آزمایـــش در آمده بود". 16

ضمناً جامعۀ ملل ترتیبات موجود برای ادارۀ وابستگی متقابل را که در دورۀ پیشین ایجاد شده بود بسط و توسعه داد. از همه مهمّتر، جامعۀ ملل برای اوّلین بار ارگان های سیاسی دائمی را به وجود آورد یعنی شورا و مجمع عمومی جامعۀ ملل یک دبیرخانۀ بین المللی تأسیس نمود که توسّط یک دبیر کلّ اداره می شد و اعضای آن از بسیاری از کشورهای عضو برگزیده می شدند، امّا از نظر سیاسی بی طرف و از هر دولتی مستقلّ بود. جامعۀ ملل همچنین سازمان بین المللی کار (LLO)  را که هنوز به فعّالیّت خود ادامه می دهد جهت بهبود بخشیدن به اوضاع کار در اطراف دنیا تأسیس نمود.

جامعۀ ملل همچنین در جلب توجّه عمومی به این مسأله که تأسیس صلح عالمگیر مستلزم بذل مساعی در سطحی جهانی است توفیق یافت، امّا این توفیق محدود بود. اگرچه اصل امنیّت جمعی اسماً یک جامعۀ جهانی را به عنوان آرمانی مطلوب اعلام می داشت، در عمل کوشش هائی که در جهت به اجرا درآوردن این اصل صرف می شد به علّت عدم وجود ارادۀ لازم برای اجرای موادّ میثاق جامعۀ ملل بی نتیجه می ماند. ضمناً جامعۀ ملل هیچگاه گسترش عمومی نیافت. در نقطۀ اوج خود، شمار اعضای جامعۀ ملل بالغ بر 60 می باشد ولی ایالات متّحده که در آن زمان یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان شده بود به خاطر تمایلات انزواطلب سنای آمریکا هرگز به جامعۀ ملل نپیوست. آلمان در پی به قدرت رسیدن هیتلر، در سال 1933 از عضویّت کناره گرفت و شوروی متعاقب حمله به فنلاند در سال 1939 اخراج گردید. حضرت ولیّ امرالله در اشاره به این ضعف موجود در جامعۀ ملل فرمودند: "مخالفین جامعۀ ملل ایراد می گیرند که آن سازمان مرکّب از عموم کشورها نیست و فاقد جمعیّتی است که ضامن موفقّیتش در حلّ و فصل مسالمت آمیز دعاوی بین المللی باشد". 17

معهذا جامعۀ ملل نشانگر یک نهضت عمومی رو به گسترش بود که مردم سراسر عالم را در مساعی مبذوله برای تأسیس صلح شریک می نمود، و شاید به نحوی ناخودآگاه نمایانگر نیروهای متّحد کننده ای بود که در آن زمان در عالم در کار بود. مطابق نظر حضرت ولیّ امرالله در دراز مدّت مقدّر بود که این نیروها پیروز شوند و از این رو هیکل مبارک در توقیعی که در سال 1936 صادر شده توفیقات جامعۀ ملل را ستودند:

"هرچند طنین فریادهای ملّیّت گرائی (ناسیونالیسم) پس از جنگ هر روز افزون تر می گردد و بر پافشاری خود می افزاید، و جامعۀ ملل... هنوز در مرحلۀ جنینی است و ابرهای طوفان را که تراکم می یابد ممکن است برای مدّتی قوای آن را بالکلّ مختل نماید و این دستگاه را منهدم سازد، ولی با همۀ این احوال، جهتی که این مؤسّسه عمل می کند حائز اهمیّت فراوان است. نظراتی که از بدو تأسیس آن مطرح گشته، مساعی که اعمال شده، اقداماتی که صورت گرفته همگی از پیروزی و ظفری خبر می دهد که این نهاد نوزاد یا هر سازمان دیگری که احتمال دارد جایگزین آن گردد بالمآل بر آن توفیق خواهد یافت". 18

دورۀ سوم جنگ جهانی دوم منجرّ به انحلال قطعی جامعۀ ملل شد ولی مدّت زیادی نگذشت که با تأسیس سازمان ملل متّحد فصل سومی در تاریخ تشکیلات بین المللی گشوده شد 19  برای اهل بهاء این مسئله حائز اهمیّت است که مدّت ها پیش از آن یعنی در سال 1912 حضرت عبدالبهاء به تلویح تأسیس سازمان ملل متّحد را پیش گوئی فرموده بودند. هیکل مبارک ضمن یک خطابۀ عمومی در ساکرامنتو، کالیفرنیا، فرمودند: "امیدوارم اوّلین عَلَمِ صلح عمومی در این ایالت بلند گردد" 20 (مضمون). سی و سه سال بعد در کنفرانس سانفرانسیسکو در سال 1945 این پیش بینی به تحقّق پیوست.

سازمان ملل متّحد همانند جامعۀ ملل زائیدۀ یک جنگ بزرگ و به نوبۀ خود میل شدیدی به امحای جنگ برای ابد بود. سازمان ملل متّحد بار دیگر از طرق مختلف در امحای جنگ کوشید مهمّتر از همه سازمان ملل متّحد نظام امنیّت جمعی را که در میثاق جامعۀ ملل ترسیم شده بود با تجهیز آن به چنگ و دندان" تقویت نمود. مطابق میثاق جامعۀ ملل اجرای عملیّات نظامی مشترک الزامی نبود در مقابل، بر اساس منشور سازمان ملل متّحد شورای امنیّت با اختیاراتی وسیع برای حفظ صلح تأسیس شد، از جمله صلاحیّت استفاده از قدرت در موارد نقض صلح و مطالبۀ نیروی نظامی برای این منظور از دول عضو. به علاوه، سازمان ملل متّحد به اهمیّت همکاری میان دول بزرگ (که فقدان آن در جامعۀ ملل به خاطر عدم عضویّت ایالات متّحدۀ آمریکا مشهود بود) واقف بود و از این رو به هریک از پنج قدرت بزرگ – ایالات متّحدۀ آمریکا، اتّحاد جماهیر شوروی، انگلستان، فرانسه و چین – کرسیّ دائمی در شورای امنیّت که پانزده عضو داشت اعطا نمود. هریک از این پنج دولت می توانست در برابر هر قطعنامه ای از حق، وتو استفاده نماید بدین ترتیب تصمیم های متّخذه این مزیّت را داشتند که بر توافق میان قدرت های بزرگ مبتنی بودند و این امر برای اجرای موفّقیت آمیز آنها ضرور به نظر می رسید. در خاتمه باید متذکر شد که منشور سازمان ملل متّحد در مقایسه با جامعۀ ملل قدرت بیشتری در اختیار دبیر کلّ قرار می داد و به او نقش فعّال تر و بارزتر در تلاش برای حلّ دعاوی سیاسی بین المللی اعطا می نمود.21

بدین ترتیب سازمان ملل متّحد از طرق مختلف دستگاهی را که جامعۀ ملل برای تأمین صلح به وجود آورده بود بسط و توسعه داد. معهذا سازمان ملل متّحد از یک نظر بسیار مهمّ با جامعۀ ملل تفاوت داشت. سازمان ملل متّحد به مراتب بیشتر از سلف خود در جهت آرمان جامعه ای جهانی می کوشید. اوّلاً سازمان ملل متّحد تلاش نمود که عضویّت در آن عمومی و فراگیر باشد. به جز چند مورد استثنائی، سازمان ملل متّحد در تحقّق بخشیدن به این آرمان به طور کلّی موفّق بوده است و هم اکنون از حدود 170 کشور مستقلّ دنیا 159 کشور در آن نمایندگی دارند 22  به علاوه سازمان ملل متّحد از دهۀ 1950 محرّک جریان الغاء استعمار و اعطای استقلال به بیش از 75 کشور جهان سوم بوده و بر آن نظارت نموده است.

ثانیاً سازمان ملل متّحد از آغاز پیدایش سعی نموده است مردم عادی را در فعّالیّت های خود سهیم کند. نه تنها سازمان های غیر دولتی در تأسیس آن طیّ کنفرانس سانفرانسیسکو در سال 1945 مشارکت نمودند بلکه بیش از 600 سازمان غیر دولتی به همکاری خود با سازمان ملل متّحد ادامه می دهند و این همکاری در مورد شماری از آنها (از جمله جــامعۀ بین المللی بهائی) حقّ اظهار نظر در برخی از جلسات سازمان ملل متّحد راشامل می شود.

ثالثاً سازمان ملل متّحد در عین اینکه برای بذل مساعی جهت مقابله با تعدّی اهمیّت قائل است بر این عقیده نیز مصرّ است که همکاری در جهت ترویج رفاه اقتصادی و اجتماعی، از جمله حقوق بشر، به همان اندازه در حصول صلح جهانی حائز اهمیّت است. از این رو سازمان ملل متّحد شورای اقتصادی و اجتماعی (Ecosoc) و هیأت های بسیاری را برای اقدام در زمینۀ توسعۀ اقتصادی و مسائل اجتماعی از قبیل سوء استفاده از موادّ مخدّر، حقوق زنان و حقوق بشر تأسیس نمود. در سال 1948 اعلامیۀ جهانی حقوق بشر و در سال 1966 در عهدنامه که مفاد اعلامیّۀ حقوق بشر را در بر می گیرند و حکم قانون دارند به تصوب سازمان ملل متّحد رسید. 23  بر اساس اسناد حقوق بشر مذکور در بالا، سازمان ملل متّحد موفّق شد این اصل را که نحوۀ رفتار یک دولت با اتباع خود مسئله ای قابل طرح در جامعۀ بین المللی است به اثبات رساند.

در پایان، سازمان ملل متّحد دبیرخانه ای بین المللی تأسیس نمود که نه تنها همانند دبیرخانۀ جامعۀ ملل سعی نمود در اجرای وظائف عمدةً اداری خود استقلال خویش را از نفود ملل مختلف حفظ نماید بلکه در ترویج یک دیدگاه بین المللی متمایز که در مقایسه با سیاست های دولت ها جهان شمول تر می بود نیز کوشش نمود. 24

سازمان ملل متّحد با توجّه به اهمیّتی که برای جامعۀ جهانی قائل بود مؤسّسات دیگری را برای ادارۀ امور ناشی از وابستگی متقابل جهانی به وجود آورد. در کنار تشکیلات اصلی سازمان ملل متّحد، مؤسّساتی تخصّصی در ظلّ این سازمان به وجود آمدند تا اقدامات لازم در حوزه های خاصّ را هماهنگ سازند – سازمانهائی نظیر صندوق بین المللی پول، بانک جهانی، و سازمان بهداشت جهانی. این سازمان ها که اساساً خودمختار می باشند دبیرخانه و کارکنان خود را در اختیار دارند، در ارائۀ کمک های فنّی و صنعتی در حوزۀ خاصّ خود گام بر می دارند، و با تشکیل کنفرانس های ادواری دول و نیز سازمان های غیردولتی را برای بحث پیرامون مسائل حادّ جهانی گرد هم می آورند. امروزه فعّالیّت سازمان ملل متّحد در این حوزه های فنّی قسمت عمدۀ اقدامات این سازمان را تشکیل می دهد. هرچند این اقدامات مستمرّ و غالباً کم جلوه به خاطر توجّه بیش از حدّ به بحث هائی که پیرامون مسائل نمایان سیاسی در سازمان ملل متّحد در می گیرد اغلب نادیده گرفته می شود ولی این اقدامات نمایانگر یکی از مهمّ ترین خدمات ارائه شده از سوی سازمان ملل متّحد در جهت به وجود آوردن همکاری بیشتر بین ملل عالم است.

بدین ترتیب، تاریخ تشکیلات بین المللی منعکس کنندۀ تکامل مستمرّ به سوی شکل های عالیتری از وحدت و نیز هوشیاری جدیدی نسبت به این حقیقت است که مردم گوناگون کرۀ ارض متّفقاً یک جامعۀ بین المللی واحد را تشکیل می دهند. جامعۀ ملل و خلف آن سازمان ملل متّحد – دو تجربۀ عظیم عصر حاضر در تشکیلات بین المللی – شالودۀ دستاوردهای گذشته را که بر آن استوار بوده بسط داده اند و نوع بشر را به تحقّق آرمان وحدت نزدیگتر ساخته اند.

دستاوردها و شکست های سازمان های بین المللی در جهان معاصر

سازمان های بین المللی بدان گونه که در قرن گذشته تحوّل یافته اند بیش از آنچه بسیاری از مردم بدان پی برده اند موفّقیّت داشته اند. دستاوردهای آنها شایان تقدیر و تقویت است. در عین حال، باید اذعان نمود که هنوز موانعی در جهت تأسیس صلح عمومی و پایدار موجود است، و اینکه این سازمان ها آنچنان که امروز عمل می کنند نواقصی چند دارند.

از نظر نکات مثبت آنها، سازمان های بین المللی در جهت مقابله با مشکلات عالم از طریق همکاری پیشرفت چشمگیری داشته اند. این سازمان ها با طرح برنامه ها و تدابیــری بین المللی در زمینه های ذیل موفّقیت کسب نموده اند: ریشه کن کردن امراض در کشورهای جهان سوم، کاهش میزان مرگ و میر نوزادان از طریق آموزش مادران در بارۀ مواظبت قبل و بعد از زایمان، ترتیب و تنظیم عادلانه تر بهره وری از دریاها و منابع طبیعی آنها، تقلیل موانع موجود در تجارت از طریق موافقت کلّی در تعرفه ها و بازرگانی (GATT) و کاهش بی سوادی در سطح جهانی و بهبود بخشیدن به آموزش ابتدائی از طریق اقدامات یونسکو.

علاوه بر فعّالیّت های انجام شده در این حوزه ها، سازمانهای بین المللی دستگاههائی را که در ادارۀ امور ناشی از وابستگی متقابل کمک می کنند، نظیر دبیرخانۀ چند ملّیّتی مستقلّ این سازمان، اصلاح و تکمیل نموده اند بیت العدل اعظم از اقدامات سازمان ملل متّحد در تکمیل این مؤسّسه استقبال نموده اند:

"سپاهی از مردان و زنان از هر فرهنگ و هر نژاد و هر ملّت که حال در سازمان های متعدّد ملل متّحد به خدمت مشغولند نمونه ای از "کارمندان اداری جهانی" هستند. توفیقات مؤثّرشان در اجراء وظائف نشان می دهد که حتّی در شرائط نامناسب و ناملایم نیز می توان به درجه ای از همکاری بین المللی نائل آمد." 25

در تمام این میادین، سازمان های بین المللی به توفیقات معتنابهی نائل شده اند و مساعی آنها در استقرار مبانی جهانی صلح آمیزتر مثمر ثمر بوده است. همچنان که بیت العدل اعظم می فرمایند:

"از علائم امیدبخش دیگر آنکه انظار مردم روز بروز بیشتر به مشکلاتی که ریشه های عمیق تر دارد معطوف می گردد... تمام این اقدامات اگر از روی شهامت و شجاعت مجری گردد و توسعه پذیرد سبب خواهد شد که به زودی طلیعۀ آن روز فرا رسد که کابوس جنگ دیگر نتواند بر روابط بین المللی سایه افکند" 26

سازمان های بین المللی در امحای مشکل جنگ به مراتب کمتر موفّقیت داشته اند – مشکل که بر خلاف مشکلی چون بیماری چندان قابل چاره جوئی از طریق علم و تخصّص نیست. معذلک اقدامات جامعۀ ملل، سازمان ملل متّحد و سازمان های دیگر در تخفیف بعضی اثرات منفی منازعات بین المللی با موفّقیت همراه بوده است. 27  این سازمان ها تدابیر مختلفی را ایجاد نموده اند که در تقلیل احتمال بروز جنگ و محدود نگاه داشتن منازعات پس از شروع آنها کمک می نماید برای مثال دبیر کلّ سازمان ملل متّحد از موقعیّت خود به عنوان نمایندۀ بی طرف منافع بین المللی، برای میانجی گری در منازعات و یافتن راه حلّ هائی که مورد قبول طرفین باشد استفاده نموده است. 28

سازمان ملل متّحد همچنین در اتّخاذ تدبیر استقرار نیروهای محافظ صلح در مناطق بحرانی پیشگام بوده است. این نیروها که علی رغم مسلّح بودن جز در مقام دفاع از خود اجازۀ جنگ ندارند، با موافقت طرفین مخاصمه به عنوان حائل بین دو جناح مستقرّ می شوند تا با جدا نگاه داشتن نیروهای طرفین از یکدیگر و تخفیف احتمال رویاروئی مستقیم امکان مذاکرات را فراهم سازند. این نیروها به تناوب در نقاطی نظیر کنگو، قبرس، بلندی های جولان، شبه جزیرۀ سینا و جنوب لبنان خدمت نموده اند. 29 هرچند سازمان ملل متّحد در هیچیک از این موارد موفّق نشده است که به طور کامل از جنگ و ستیز پیشگیری نماید امّا تصّور این مسئله مشکل نیست که بدون مداخلۀ آن سازمان، وضعیّت به مراتـــــــــب وخیم تر می شده است.

به علاوه سازمان ملل متّحد به عنوان مجمعی عمل کرده است که در آن جامعۀ بین المللی در تمامیّت خود می تواند به منظور یافتن راه حلّی مناسب و بی طرفانه پیرامون مخاصمات به بحث پردازد. سازمان ملل متّحد از طریق انتشار تشریّات، برگذاری کنفرانس های دوره ای و تعیین دهه ها و سالهای بین المللی همانند سال بین المللی صلح که بزرگداشت آن در سال 1986 صورت گرفت در تربیت افکار عمومی در مورد نیاز مبرم به صلح و خلع سلاح کوشیده است.

شاید مهمّتر از همه سازمان ملل متّحد و دیگر سازمان های بین المللی موفّق شده اند آرمان یک خانوادۀ واحد بشری را به عالمیان ارائه دهند. سازمان ملل متّحد به عنوان مظهر آرمان یک بشریّت متّحد و جهانی که در آن همگان از برخی حقوق اوّلیۀ انسانی برخوردارند عمل می کند. این سازمان معیارهائی بین المللی برای حقوق بشر که لااقلّ در اصل و اساس خود از طرف جمیع ملل عالم مورد قبول واقع شده اند. در جهانی با شمار فزاینده ای از دول با تفاوت های فرهنگی بسیار این امر موفّقیّتی خارق العاده است. بیت العدل اعظم این ابتکارات را که برای مردم جهان امید و ارمغان آورده تحسین می کنند:"... سازمان ملل متّحد با وجود تمام نقائصش بیش از چهل بیانیّه و میثاق بین المللی علی رغم بسیاری از ممالک به تصویب رسانیده و مردم عادی را جان تازه ای بخشیده است." 30

سازمان ملل متّحد همچنین سبب شده که توجّه بیشتری به مشکلات فقیرترین کشورها مبذول گردد، و مسئلۀ کمک به کشورهای فقیر تر را حدّ اقلّ به عنوان یک وظیفۀ اخلاقی گوشزد نموده است. 31 در واقع اقدامات وسیع این سازمان در جهت کمک به توسعه در جهان سوّم – از جمله در زمینه های کشاورزی، تغذیه و آموزش – جزئی مأنوس و ضروری در زندگانی ملیون ها کارگر زارع فقیر، کشاورز و ساکنین محلاّت پرجمعیّت و پست شهرها شده است. اکنون با مرور زمان در بسیاری از نقاط دنیا این مردم برای معیشت روزانۀ خود به سازمان ملل متّحد اتّکا نموده و در آن و آرمان های آن برای آیندۀ خود منبعی از امید می یابند. برای مثال سازمان خواربار و کشاورزی (FAO)  متخصّصین فنّی در اختیار مردم روستاها قرار داده تا آنها را در بهبود بخشیدن به تولید و توزیع محصولات کشاورزی شان مساعدت نمایند. یونیسف برای مبارزه با مرگ و میر اطفال به اجرای یک سلسله اقدامات گسترده در سطح جهانی به منظور آموزش مادران در مورد روش های دادن مایعات از طریق دهان دست زده است، و سازمان بهداشت بین المللی در قراء و روستاها اقدام به تلفیح (واکسیناسیون) نموده است که یکی از نتائج آن در عمل ریشه کن شدن مرض آبله بوده است. تمام این اقدامات سازمان ملل متّحد و دیگر سازمان ها در به هم نزدیکتر ساختن مردم جهان در روح و وجدان مؤثّر بوده است.

نقائص سازمان های بین المللی

هرچند سازمان های بین المللی به دستاوردهای مذکور در بالا نائل شده اند امّا معهذا از حلّ مشکلات بنیادی که نوع بشر در این عصر با آنها مواجه است ناکام مانده اند. این ناکامی معلول عوامل چندی است. از یک طرف مشکلات عصر ما ریشه هائی عمیق دارند و سازمان های بین المللی اصولاً نه برای حلّ و فصل علل اصلی این مشکلات ساخته شده اند و نه قدرت و اختیاراتی که به آنها واگذار شده این امکان را به آنها می دهد. همانطور که بیت العدل اعظم می فرمایند:

"معایب و نواقص نظم کنونی جهان به خوبی واضح و نمایان است زیرا کشورهای جهان که به صورت ملل متّحد متشکّل شده اند از نابود کردن شبح جنگ عاجز و از منع تهدیدی که متوجّه انهدام نظم اقتصادی جهان و شیوع هرج و مرج و ترور گردیده ناتوانند و قادر نیستند مصائب و بلایائی را که این مشکلات و صدمات دیگر متوجّه ملیون ها نفر از بشر نموده از میان بردارند." 32

از طرف دیگر حتّی زمانی که به سازمان های بین المللی اسماً قدرت عمل داده شده، واقعیّت این بوده که اعضای آنها در اغلب موارد به حفظ آنچه آن را مطابق منافع ملّی خود شمرده اند سخت تمسّک جسته اند. آنها از تصویب خطّ مشی هائی که هرچند در کوتاه مدّت مستلزم قدری ایثار و فداکاری بوده امّا به بهبود اوضاع جهانی کمک نموده و بدین ترتیب در دراز مدّت به رفاه و مصلحت همۀ ملل می انجامیده قصور ورزیده اند. برای مثال توافق نامۀ گات (GATT)(موافقت کلّی در تعرفه ها و بازرگانی) که برای ترویج تجارت آزاد و رفع اکثر محدودیّت های تجاری اتّخاذ شد در تشویق دول به رفع موانع تجاری که وابسته به تعرفۀ گمرکی نیست (برای مثال محدودیّت های گمرکی) با مشکلاتی عظیم رو به رو شده است. ملّت ها غالباً اِعمال این محدودیّت ها را در مورد واردات در جهت منافع سیاسی کوتاه مدّت خود تلقّی کرده اند امّا از این نکته غافل مانده اند که اگر این نوع موانع رفع می شد اقتصاد کشورهایشان و اقتصاد جهان بطور کلّی به مراتب قوی تر میشد.

این مثال ناتوانی مؤسّسات بین المللی را در حلّ بسیاری از مشکلاتی که ناشی از مسئلۀ وابستگی متقابل می باشد نمایان می سازد مثال دیگر ناکامی مؤسّسات بین المللی مربوطه – در این مورد صندوق بین المللی پول و بانک جهانی – در اصلاح بحران وام گیری مستمرّی است که گریبانگیر بسیاری از کشورهای جهان سوم شده است. گفتگوهائی که در این باره در سازمان ملل متّحد انجام شده عدم همکاری آشکاری را میان کشورهای شمالی (بستانکار) و کشورهای جنوبی (بدهکار) نشان می دهد. در کنار بحران قرضی، ملیون ها نفر از مردم دنیا کماکان به خاطر فقدان حوائج اوّلیه در گرسنگی به سر می برند. پیشرفت هائی که ارگان هائی نظیر برنامۀ توسعۀ ملل متّحد (UNDP) به آن نائل آمده اند تنها به طور سطحی در حلّ این مشکل عمیق و دیرپا مؤثّر افتاده است.

در تمام این میادین، فقدان هماهنگی میان سیاست های ملّی آشکار است و نیز مقاومتی همگانی و عامّ در مقابل ایجاد یک "مقام و قدرت بالاتر" که بتواند این سیاست ها را هماهنگ سازد و با مشکلات بین المللی به نحوی قاطع و مؤثّر مقابله نماید به چشم می خورد.  در عین حال حین اقدام به پاسخگوئی به این مشکلات، گه گاه از دبیرخانه های سازمان های بین المللی عدم هماهنگی میان فعّالیّت های خود آنها مشاهده می شود، و نیز گرایش به عدم کارآئی و تأخیر که معلول بوروکراسی بوده مشهود است.

علاوه بر همۀ اینها سازمان ملل متّحد به امحای جنگ نائل نشده است. به فرمودۀ بیت العدل اعظم:

"جامعۀ ملل و سازمان ملل متّحد و بسیاری از سازمان های دیگر و قراردادهائی که وضع کرده اند البتّه در تخفیف بعضی از تأثیرات منفی منازعات بین المللی مفید بوده اند امّا بنفسها نتوانسته اند از بروز جنگ ممانعت نمایند چنان که از خاتمۀ جنگ جهانی دوم تا کنون جنگ های بسیاری رخ داده و هنوز ادامه دارد." 33

جنگ ها و منازعات معاصر، از جمله تشنّجات مستمرّ در خاورمیانه، نمایانگر دیرپائی و دوام ملّیّت گرائی افراطی و نیز تعصّبات نژادی، قومی و مذهبی است. تعصّباتی که سازمان های بین المللی قادر بر رفع آنها نبوده اند.

دولت ها تا حدودی به خاطر تعصّبات ملّی و غیره به بهره جوئی از امکاناتی که سازمان ملل متّحد برای صلح و امنیّت فراهم می سازد تمایل نشان نداده اند. اختلافات غالباً زمانی به سازمان ملل متّحد ارجاع می شوند که دیگر به نقطۀ انفجار رسیده اند و دول مایل به عقب نشینی نیستند. در بسیاری موارد شورای امنیّت سازمان ملل متّحد – هیأت مربوطۀ این سازمان که در مقام اوّل مسؤول حفظ صلح می باشد – به خاطر اختلاف نظر میان اعضای خود از عمل باز مانده است. به ویژه موادّ مربوط به حقّ وتو در منشور سازمان، مانع از عمل شورای امنیّت در بسیاری مسائل مهمّ شده است. از مدّت ها قبل یعنی از سال 1955 دفتر سازمان ملل متّحد جامعۀ بین المللی بهائی پیشنهاد نموده است که سازمان ملل متّحد منشور خود را اصلاح و موادّ مربوط به وتو را لغو نماید تا دستگاه امنیّت جمعی سازمان ملل متّحد حتّی در مواردی که اتّفاق آرا در بین قدرت های بزرگ در خاور میانه مانع از آن شده اند که سازمان ملل متّحد مطابق اصل امنیّت جمعی که در منشور آن پیش بینی شده عمل کند.

در پایان باید متذکّر شد که اگرچه سازمان ملل متّحد و دیگر سازمان های بین المللی در مسیر آرمان یک جامعۀ جهانی گام های مهمّی بر می دارند امّا موفّق نشده اند در جهت این آرمان در قلوب و افکار تقلیبی عمومی و عمیق به وجود آورند. ملیّت گرائی نیروئی دیرپا در سازمان ملل متّحد است و دول جدید التأسیس آفریقا و آسیا همانند قدرت های بزرگتر در اعلان استقلال خود و امتناع از قبول سیاست های متّخذۀ بین المللی که با منافع ملّی آنها در تضادّ دیده می شود اصرار می ورزند.

به علاوه، اکثر زمامداران عالم هنوز از طرفداران ثابت قدم اصل حاکمیّت مطلق دول می باشند. آنها تاکنون از اینکه از قسمتی از حاکمیّت دولت خود به نفع حکومتی جهانی انصراف جویند خودداری نموده و در تأکید بر این مطلب که سازمان ملل متّحد و دیگر سازمان های بین المللی انجمن هائی اختیاری متشکّل از دول مستقلّه اند سرعت نشان داده اند. منشور سازمان ملل متّحد بر اصل برابری همۀ اعضاء در حاکمیّت مطلقه مبتنی است و اصل عدم مداخله در امور داخلی دول عضو را محترم می شمارد. 35  به علاوه، رؤسای ملل در عقاید و افکار ملّی گرای اتباع خود پشتوانه ای برای دفاع از اصل حاکمیّت مطلق یافته اند، اتباعی که غالباً با سوء ظنّ به مناسبات با بیگانگان و یا کوشش در جهت ایجاد سازمانی مافوق ملّی می نگرند.

به همۀ این علل سازمان های بین المللی از ایجاد جهانی متّحد و صلح آمیز که غایت اعلای تمام کوشش های ایشان بوده باز مانده اند. امّا برای آینده جای امید است. از نقطۀ نظر دیانت بهائی، نقاط ضعف سازمان های بین المللی قابل ترمیم می باشد در واقع سازمان های بین المللی مقدّرند که در تأسیس صلح عمومی نقشی برجسته بازی کنند. در فصل بعدی این جنبه از تعالیم بهائی قدری عمیق تر مورد بررسی قرار می گیرد.

آیندۀ تشکیلات بین المللی : از سازمان ملل متّحد تا اتّحادیّۀ جهانی

پرورش حسّ جامعۀ جهانی

بهائیان تأکید دارند که قبول عمومی وحدت عالم انسانی سنگ بنای صلح و موفّقیت تشکیلات جهانی است. هشیاری به این مطلب که جهان جامعه ای واحد را تشکیل می دهد عامل اخیر مؤثّر در رشد تشکیلات جهانی بوده است این هشیاری نمایانگر مرحلۀ بلوغ جدیدی است که می باید به عنوان رکن اصلی مؤسّسات جهانی آن را تقویت نمود. عزم و تعهّد جدیدی ضروری است تا بتوان قیود حرص و طمع، جاه طلبی و تعصّب را که در میان نوع بشر تفرقه انداخته و او را در الگوهای کهنۀ منازعه و ستیز اسیر کرده گسست. اندیشۀ برتری بر اساس طبقه، نژاد، خاستگاه قومی، مذهب یا ملّیّت باید با قبول اینکه همۀ مردم اعضای یک نژاد بشری می باشند طرد گردد:

نظم جهانی را فقط بر اساس محکم اعتقاد به وحدت عالم انسانی می توان استوار ساخت و این یک حقیقت روحانی است که به تأیید علوم بشری نیز رسیده است... قبول وحدت عالم انسانی اوّلین شرط ضروری و اساسی تغییر سازمان جهان و ادارۀ آن به صورت یک کشور است که به منزلۀ وطن نوع انسان است. قبول عمومی این اصل معنوی برای هر کوششی در راه تأسیس صلح جهانی ضرورت دارد." 36

هرچند این نوع اذعان و قبول شاید در حال پدیدار شدن باشد، امّا نفوذ آن در بین مردمان و سران عالم هنوز محدود است. بسیاری هنوز بر این عقیده اند که مردم هیچگاه به دیگر ساکنان کرۀ ارض به دیدۀ برادران و خواهران خود نخواهند نگریست و به عنوان مثال یک فرانسوی هرگز همان محبّتی را که نسبت به یک هموطن فرانسوی حسّ می کند نسبت به یک آفریقائی حسّ نخواهد کرد. امّا تعالیم بهائی نه تنها با خوشبینی به این مسئله می نگرند، بلکه راه وصول به این نحوۀ فکر جدید را نیز ارائه می دهند. این نوع تقلیب و تحوّل به ویژه مستلزم تعلیم و آموزش در اصل وحدت عالم انسانی در همۀ سطوح و برای همگان با هر سنّ و سابقه ولی با تأکید مخصوص در مورد کودکان است. باید این اصل را "در سطح جهانی اعلان نمود و در مدارس تعلیم داد و در هر کشوری پیوسته از آن حمایت کرد تا در بنای جامعۀ بشری مقدّمات یک تغییر اصلی بر اساس وحدت فراهم شود." 37

برنامه های آموزشی که برای شناساندن این اصل طرح می شوند باید به بررسی تمام یافته های علوم زیست شناسی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که به وحدت نوع بشــر گواهی می دهند تکیه کنند. این طرح ها می توانند به ویژه به مطالعۀ مسائل زیر بپردازند. وحدت بیولوژیک نژاد بشر به عنوان نوعی واحد، حوائج، امیال و عواطف اوّلیّه که در همۀ افراد بشر مشترک است، جستجوی هر فرد برای یافتن هویّت خود، مؤسّسۀ عامّ خانواده به عنوان مصالح ساختمانی جامعه، نیاز مشترک به پرورش یک حسّ هویّت فرهنگی، وابستگی متقابل همۀ مردم در امور اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی، و جستجوی عمومی به دنبال ترقّی روحانی از طریق مذهب. 38

هدف این مطالعات تنها ایجاد هشیاری عقلانی و ذهنی نسبت به وحدت و وابستگی متقابل نوع بشر نخواهد بود، بلکه ایجاد یک احساس عمیق تری از خویشاوندی با همۀ اعضای نژاد بشری در تک تک افراد را نیز منظور دارد.

مذهب نقشی اساسی در جریان این تعلیم و آموزش بازی می کند. به فرمودۀ بیت العدل اعظم "...هیچ کوشش معتبری در راه اصلاح امور انسانی و تأسیس صلح جهانی نمی تواند از امر دین غافل ماند." 39 حضرت بهاءالله در این خصوص می فرمایند: "دین سبب بزرگ از برای نظم جهان و اطمینان من فی الامکان است." 40

 همۀ ادیان بزرگ دنیا تعالیمی روحانی و ابدی آورده اند – همانند اصل دوست داشتن همنوع بمانند خود – که پایه گذار حیاتی صلح آمیز در جامعه بوده است نوع بشر غالباً به این تعالیم اساسی در مورد محبّت و ائتلاف اجتماعی بی توجّهی نموده و از مذهب برای مقاصد شخصی سوء استفاده کرده و به نام آن جنگ های خونریز برپا نموده است. بدیهی است بیاناتی که در بالا نقل شد به اساس روحانی این ادیان بزرگ اشاره دارد نه به تحریف و سوء استفاده از این تعالیم که برای مقاصد خودخواهانه صورت گرفته است. این اصول عالیۀ انسانی و بشردوستانه قدرت خود رادر اعلای نفوس فراسوی مشاجرات مادّی و تنگ نظرانه و القای دیدی جهان شمول در آنها نشان داده است – دیدی چنان قوی که موجب تقلیب رفتار آنها شده و ایشان را در مسیر رفاه و آسایش دیگران هدایت نموده است.

هرچند تعلیم اصل وحدت عالم انسانی احتمالاً بهترین راه چاره برای حلّ و فصل مشکلات معاصر در رابطه با اختلاف و ستیز است، امّا آثار بهائی بر این امر دلالت دارند که در آیندۀ نزدیک تر شاید بشر درس اتّحاد را ناگزیر از طریق رنج و ابتلاء فرا گیرد. حضرت ولیّ امرالله می فرمایند: "افسوس و دریغ که امروز فقط قوّۀ بلیّات و مصائـب است که ظاهراً می تواند دورۀ جدیدی را در طرز فکر مردم جهان آغاز نماید." 41

چنین بلیّه ای می تواند به انحاء گوناگون ظاهر شود – از جمله فاجعه ای در محیط زیست، از هم گسیختگی اقتصاد جهان، و یا یک جنگ جهانی دیگر. این مشاهده ای غم انگیز ولی دقیق است که نوع بشر در دورۀ اخیر تاریخ خود تنها در اثر تجربۀ فجائع هولناک که جنگ افکار خود را متوجّه صلح نموده است. معهذا نوع انسان در این برهه از تاریخ اختیار انتخاب راه خود را دارد:

"صلح جهانی آیا فقط بعد از وقوع وحشت و بلائی عظیم که مولود تمسّک مصّرانۀ بشر به روش های ناهنجار قدیمی است باید تحقّق یابد یا آنکه فی الحال صورت پذیر است و از طریق اراده و عزمی راسخ که نتیجۀ مذاکره و مشورت باشد حاصل خواهد شد؟ اختیار یکی از این دو راه امروز در مقابل اهل عالم قرار گرفته است." 42

ساختن یک اتّحادیّۀ جهانی ملل

صرفنظر از اینکه چه راهی برگزیده شود آثار بهائی به صراحت اعلام می دارند که ابناء بشر در نهایت به وحدت خود اذعان خواهند نمود. طبق نظر آئین بهائی نتیجۀ ضروری این تقلیب و تحوّل در افکار و اندیشه ها تأسیس یک اتّحادیّۀ ملل خواهد بود که هدف آن تجسّم، ابقاء و ترویج آن وحدت خواهد بود وحدت عالم انسانی به عنوان یک واقعیّت، وجود چنین حکومتی را برای تنظیم و ادارۀ امور عالم ایجاب می کند. حضرت ولیّ امرالله می فرمایند:

"... مقتضای زمان چنین است که یک حکومت اعلای جهانی ایجاد شود که در ظلّ آن تمام ملل عالم به طیب خاطر از داشتن حقوق و اختیاراتی از قبیل حقّ اعلان جنگ و حقّ وضع بعضی مالیات ها و کلّیّۀ حقوق مربوط به تسلیحات صرف نظر نمایند. چنین حکومتی جهانی دارای یک قوّۀ مجریۀ بین المللی خواهد بود که قدرت نهائی و بلامنازع خویش را بر هر عضو متمرّد و طاغی آن اتّحادیۀ جهانی به کار خواهد بست. همچنین یک پارلمان جهانی خواهد داشت که انتخاب اعضایش با مردم هر کشور و با تأیید هر دولت خواهد بود. و نیز یک محکمۀ کبرای بین المللی به وجود خواهد آمد که حکمش قاطع و بر همۀ ممالک روا خواهد بود حتّی کشورهائی که مایل نباشند که قضایایشان به آن محکمه ارجاع گردد باز مجبور بر اطاعت از حکم صادره اش خواهند بود." 43

جامعۀ ملل و سازمان ملل متّحد نمایانگر گام های مهمّی در جهت تحقّق اتّحادیّه ای جهانی بوده اند. این دو سازمان اساس الگوهای مختلف همکاری و هماهنگ سازی را که چنین اتّحادیّه ای جهانی بر آن اتّکاء خواهد نمود بنیاد گذارده اند میان اتّحادیّۀ جهانی مذکور در آثار بهائی و بعضی خصوصیّات بنیادی سازمان ملل متّحد شباهت هائی مشاهده می شود، ولی چندین تفاوت مهمّ نیز موجود است.

مهمّترین تفاوت این است که سازمان ملل متّحد در محدودۀ نظام موجود که در آن دول از حاکمیّت مطلقه برخوردارند عمل می کند. در این نظام هیچ قدرت و مقام بالاتری وجود ندارد که دول را به اطاعت از قوانین بین المللی مجبور سازد. امّا آن حکومت جهانی که در آثار بهائی پیش بینی شده ناگزیر حقّ حاکمیّت ملّی دول را در مسائلی که مشروعاً در حیطۀ اختیارات جامعۀ بین المللی محسوب شود محدود خواهد نمود، از جمله در مسئلۀ جنگ و صلح. حراست سرسختانه از حاکمیّت مطلقۀ دول پیشرفت هائی را که حصول آن برای سازمان هائی همچون سازمان ملل متّحد ممکن بوده به شدّت محدود نموده است. از نقطۀ نظر بهائی ملّت ها و دولت ها باید این اصل و عقیده را کنار گذارده و منافع تمام بشریّت را مقدّم شمارند.".

"دورۀ ملّت سازی سپری گردیده و هرج و مرجی که از ایجاد دولت های ملّی مختلف ناشی شده به اعلی درجۀ خود نزدیک می شود. لهذا جهانی که به بلوغ می رسد باید خود را از شرّ این بت برهاند و وحدت و یگانگی جمیع روابط انسانی را قبول کند و یکباره دستگاهی را به راه اندازد که این اصل اصیل وحدت را در آن تجسّم بخشد." 44

در عین حال، بر اعضای این اتّحادیّۀ جهانی لازم است که عالم بین باشند و به طور کلّی به اجرای سیاست هائی که منافع تمام بشریّت و نه منحصراً منافع ملّی را ترویج می کند تمایل نشان دهند. همانطور که تجربۀ حاصله در سازمان ملل متّحد نشان داده تشکیلاتی که صرفاً بر نظام نامه و قانون استوار است هرگز نمی تواند جایگزین دیدی وسیع تر و میل حقیقی به تعاون و همکاری گردد.

بسیاری از مردم اندیشۀ یک دولت جهانی را ردّ می کنند زیرا از امکان یک دیکتاتوری جهانی واهمه دارند – و البتّه این امر بی دلیل هم نیست. ایشان از این امر نگرانند که هرگونه کنترل مافوق ملّی نقش مشروع دول را تضعیف خواهد نمود و به یکنواختی فرهنگی و تجاوز به حقوق بشری و آزادی فردی منجرّ خواهد شد.

ضمن اذعان به امکان این خطر، تعالیم بهائی به وضوح بیان می دارند که در حکومت جهانی آینده باید "استقلال دول عضوش و آزادی و ابتکار اعضاء مرکّبه اش تماماً و یقیناً محفوظ مانده باشد." 45  به علاوه، پارلمان بین المللی که در آثار بهائی پیش بینی شده بر اساس اصلی فدرالیسم استوار خواهد بود. در عین اینکه از برخی اختیارات وضع قوانین، مشابه اختیاراتی که در یک نظام فدرال ملّی دیده می شود برخوردار خواهد بود، همزمان حقوق و مسؤولیّت هائی اساسی را به مؤسّساتی مستقلّ و نیز به خود دولت ها واگذار خواهد نمود، و بدین ترتیب موازنۀ قدرت در میان تمام سطوح حکومت – محلّی، ملّی و بین المللی – به دست خواهد آمد، اتّحادیّۀ ملل "نظام خودمختاری ملّی" را که وجود آن برای اجتناب از "آفت مرکزیّت افراطی در ادارۀ امور" 46 ضروری است حفظ خواهد نمود، و در عین حال "تفاوت در نژاد، آب و هوا، تاریخ، زبان و سنّت، طرز فکر و عادات را که ملل و نحل عالم را گونه گون ساخته" 47 مجاز دانسته و حتّی از آن استقبال خواهد کرد. در این رابطه حکومت جهانی چنانچه بهائیان آن را پیش بینی می کنند یکی از خصوصیّات بسیار گرانبهای سازمان ملل متّحد را حفظ خواهد نمود یعنی صیانت این سازمان در کثرت و تنوّع دول و فرهنگ ها و تشویق و تشجیع به آن.

یک اتّحادیّۀ جهانی همانند سازمان ملل متّحد می باید از نَظر عضویّت ملل در آن فراگیر باشد، امّا در عین حال باید تدابیری اتّخاذ نماید که مشارکت مردم عادی را که حفظ مصلحت ایشان علّت غائی وجود آن است تضمین کند 48 برای مثال معیار بهائی مستلزم آن است که اتباع کشورها و حکومت ها هردو در انتخاب نمایندگان خود برای پارلمان جهانی آینده شرکت جویند، و این برخلاف روش معمول در مجمع عمومی سازمان ملل متّحد است که در آن نمایندگان ملل اختصاصاً توسّط دول انتخاب می شوند. 49

در پایان باید خاطر نشان ساخت که راه حلّ بهائی، همانند روش اتّخاذ شده از سوی سازمان ملل متّحد، به این امر مُقّر است که صلح عناصر و ابعاد متعدّدی دارد و تحقّق آن صرفاً از طریق جلوگیری از جنگ و ستیز ممکن نیست. استقرار صلح عمومی پایدار منوط به پیشرفت و ترقّی در جهت اهدافی جتماعی است مانند الغاء همۀ انحاء تبعیض، از جمله تبعیض نژادی و مذهبی، امحای غنا و فقر مفرط، اجرای اصل تساوی حقوق زن و مرد، توسعۀ اقتصادی بیشتر برای همۀ انسان ها، ترویج تعلیم و تربیت عمومی در عموم کشورها با توجّه خاصّ به فقرا و در نهایت استفاده از یک زبان بین المللی کمکی.

جلوگیری از جنگ : امنیّت جمعی از دیدگاه بهائی

حضرت بهاءالله – و بعداً حضرت عبدالبهاء – اهل عالم را به اتّخاذ یک نظام متّکی بر اصل امنیّت جمعی که هدف آن منع جنگ باشد دعوت نمودند. در مسیر تحـوّل تشکیلات بین المللی مسئلۀ امنیّت جمعی در تئوری و عمل با مشکلات همراه بوده است. این مسئله در زمان حاضر از اهمیّتی خاصّ برخوردار است. بیت العدل اعظم به استفاده از نیروی نظامی در جنگ خلیج فارس اشاره نموده و می فرمایند که این قضیّه اهمیّت اصل امنیّت جمعی را نشان می دهد و در عین حال نمایانگر این حقیقت است که ملل عالم هنوز باید راه زیادی را طیّ کنند تا بتوان گفت موازینی را که در آثار حضرت بهاءالله تعیین شده واجد شده اند.

"قوائی که موجب توحید اقدامات چاره جویانۀ تعداد کثیری از ملل در مقابله با بحران ناگهانی در این منطقه گردید بدون ادنی شکّ و تردید لزوم اصل امنیّت دسته جمعی را که حضرت بهاءالله متجاوز از یک قرن قبل به عنوان وسیلۀ حلّ مناقشات توصیه فرموده بودند واضح و نمایان ساخت. گرچه هنوز بسیاری از ترتیبات بین المللی که حضرت بهاءالله برای اجرای کامل این اصل پیش بینی نموده اند مورد قبول و اجرای فرمانروایان عالم واقع نگردیده ولیکن قدمی بلند به سوی روشی برداشته شده که مالک قدر بـــرای بشـــر تعیین فرموده است. چه هدایت بخش است این کلمات حضرت بهاءالله که نحوۀ تجدید حیات ملل عالم را پیش بینی نموده و می فرمایند: "ان اتّحدوا یا معشرالملوک به تسکن اریاح الاختلاف بینکم و نستریح الرّعیّة و من حولکم ان انتم من العارفین. ان قام احد منکم علی الآخر قوموا علیه ان هذاالاّعدل مبین..." 50

در عین اینکه تعالیم بهائی بر این مسئله دلالت دارند که نظام امنیّت جمعی به تنهائی برای حصول صلح جهانی کافی نیست، ولی همزمان تأکید دارند که وجود آن برای برقراری و حفظ صلح لازم است. حضرت عبدالبهاء خطوط کلّی چنین نظامی را که با تصویب یک معاهدۀ قانونی توسّط همۀ سران عالم به مرحلۀ اجرا در می آید ترسیم فرموده اند.

به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء این معاهده در درجۀ اوّل باید مرزهای بین المللی را تعیین و تثبیت نماید – مسئله ای که هنوز در بسیاری از قسمت های دنیا مورد مشاجره است این معاهده باید ضوابط مناسبات بین المللی را که مورد توافق عموم باشد تعیین نماید. و در این مورد میتوان استنباط نمود که اصل Pacta sunt servanda قراردادها باید محترم شمرده شوند") و نیز منع استفاده از قدرت به وسیلۀ یک دولت به جز در مقام دفاع، از جملۀ این ضوابط است این معاهده همچنین یک سلسله تعهّدات خاصّ بین المللی را که می تواند موارد زیر را شامل شود تثبیت می کند. خودداری از بکار بردن قدرت، تقلیل تسلیحات مطابق برنامه ای عمومی، شرکت در عملیّات مشترک مطابق اصل امنیّت جمعی، و ارجاع دعاوی به حکمیّت مقامی مطاع و یا قضاوت در دادگاهی بین المللی.

اگر دولتی یکی از شروط این عهدنامه را نقض کند – و تشخیص این مطلب در عهدۀ صلاحیّت یک دادگاه بین المللی است – تمام دول دیگر ملزم به مقابله با این دولت هستند. 51  به فرمودۀ حضرت ولیّ امرالله این عهدنامه "ضامن اجرایش واحدهای نیروی اتّحادیّۀ جهانی خواهند بود." 52  چنین مداخله ای با اقدام و عمل یک "مرکز تنفیذیّۀ جهانی، مستظهر به نیروی بین المللی" که "تصمیمات متّخذۀ هیأت تقنینیۀ جهانی را اجرا و قوانین موضوعۀ آن را اعمال خواهد کرد، و وحدت اصلیّۀ جامعۀ متّحد جهانی را محافظت خواهد نمود" 53 ممکن خواهد شد.

این نظرات تا حدودی مشابه اصول مندرجه در میثاق جامعۀ ملل و منشور سازمان ملل متّحد می باشند. در این صورت ممکن است سؤال نمود پس نقطۀ نظر بهائی در مورد مسئلۀ امنیّت جمعی چگونه از اینها متمایز می گردد؟

اوّلاً تعالیم بهائی تصریح می کنند که هیچ نظام امنیّت جمعی قادر به عمل نخواهد بود مگر اینکه عزم و ارادۀ جدیدی در بین ملّت ها و رهبران عالم برای اجرای آن ایجاد شود و این خود از آگاهی عمیق تری نسبت به وحدت عالم انسانی سرچشمه می گیرد. بیت العدل اعظم در این رابطه به صراحت اظهار داشته اند که "اساساً حصول امنیّت جمعی فقط بر مبانی پیمان های سیاسی خیالی واهی و باطل است." 54  کمک به رشد و پرورش این هوشیاری از اهمیّت ویژه برخوردار است.

ثانیاً طرح بهائی در مقایسه با دستگاه سازمان ملل متّحد گاهی فراتر می نهد بدین صورت که به اتّخاذ یک پیمان امنیّت بین همۀ ملل که از نظر قانونی لازم الاجرا است و توسّط یک هیأت مجریۀ بین المللی و در صورت لزوم با مداخلۀ یک نیروی بین المللی تنفیذ می شود دعوت می نماید. طیّ مذاکراتی که منجرّ به تأسیس جامعۀ ملل شد استفاده از یک نیروی نظامی بین المللی توسّط فرانسوی ها پیشنهاد شده بود و بعداً در اصل و اساس خود در فصل هفتم از منشور سازمان ملل متّحد گنجانده شد. قدم بعدی از نقطه نظر بهائی ایجاد این نیرو بر اساس توافق عمومی، و تجهیز آن به قوای لازم است برای ممانعت از هر تجاوزی که در نظر گرفته شده، و در صورت لزوم دفع هر حمله و تجاوزی که صورت پذیرفته به علاوه، نظامی که در آثار بهائی پیشنهاد شده این امکان را مدّ نظر دارد که هرگونه فسخ تعهّدات و شرائط تعیین شده در معاهده – و نه فقط حمله و تجاوز چنانچه در منشور سازمان ملل متّحد منظور شده – می تواند با مداخلۀ نیروی نظامی مقابله گردد بدین ترتیب ممکن است برای مثال دولت ها مطابق تعهّدات بین المللی خود به ارجاع احنلافات خود به یک مرجع حکمیّت مطاع، و یا خلع سلاح مجبور گردند. قرارها و قوانین گوناگونی که توسّط پارلمان جهانی وضع می گردد (برای مثال در رابطه با نقض حقوق بشر) به همین ترتیب قابل اجراء خواهند بود.

ثالثاً در کنار مسئلۀ تنفیذ و اجراء در راه حلّ ارائه شده در آئین بهائی بر این نکته تأکید شده که اگر دول نپذیرند که از قسمی از قوای حربیّۀ خود چشم پوشند نظام امنیّت جمعی نخواهد توانست به طور مؤثّر عمل کند. از نقطۀ نظر بهائی خلع سلاح باید به طور عمومی و همزمان و تحت نظارت اتّحادیۀ جهانی انجام شود تا بتوان تضمین نمود که این امر به طور عادلانه و مؤثّری صورت می گیرد – برخلاف نداهائی که گه گاه در سازمان ملل متّحد و دیگر مجامع به گوش می رسد و خلع سلاح یکجانبه و یا خلع سلاح از جانب برخی از دول مطالبه می گردد. بدیهی است که طیّ مراحلی مقدّماتی شاید ضروری باشد تا بتوان نظامی کاملاً قابل اجرا ایجاد نمود که مطابق آن خلع سلاح به طور عمومی و تحت نظارت صورت گیرد. ضمناً اقدامات بسیار دیگری ضرور خواهد بود تا بتوان روش های مؤثّری را برای نظارت بر میزان تسلیحات بوجود آورد.

در خاتمه باید اشاره نمود که در آثار بهائی تأسیس یک محکمۀ جهانی که "تمام دعاوی حاصله بین عناصر مرکّبۀ این نظام جهانی را داوری کند و حکم نهائی و لازم الاجرایش را صادر نماید" 55  پیش بینی شده است. چنین محکمه ای که اعضای آن را پارلمان های ملّی از بین افرادی که "در جمیع قوانین حقوق بین دولی و بین مللی مطّلع" اند 56  انتخاب می نمایند قدرت و اختیار صدور رأی در مورد منازعات میان دول حتّی بدون موافقت ایشان، و نیز تنفیذ تصمیمات متّخذه را دارا خواهد بود. از این نظر این محکمه فرق اساسی با دادگاه بین المللی کنونی که زیر نظر سازمان ملل متّحد تأسیس شده دارد. دادگاه بین المللی تنها در قضایائی می تواند رأی صادر نماید که طرفین، به طور مستقیم یا غیر مستقیم، صلاحیّت دادگاه را پذیرفته اند، و غالباً تصمیمات این دادگاه از سوی یکی یا شماری از طرف های قضیّه نادیده گرفته می شود.

هرچند محکمۀ بین المللی که در آثار بهائی پیش بینی شده به عنوان آخرین راه گریز می تواند زور بازو نشان دهد، امّا پیش از آن همانند تدابیری که سازمان ملل متّحد در طول زمان به کار گرفته، محکمۀ بین المللی نیز در رفع دعاوی بین المللی انعطاف نشان داده و از امکان مذاکره بهره خواهد برد.محکمۀ بین المللی در مرحلۀ اوّل در آشتی دادن، میانجی گری کردن و حکمیّت بین طرفین سعی خواهد نمود. بدین ترتیب نظام امنیّت جمعی که در آثار بهائی تصویر شده هم قوّۀ جبریّه و هم انعطاف پذیری از خود نشان خواهد داد.

"... برای قوام آن نظام امنیّت عمومی هم جبر و قوّه لازم است و هم نرمش و انعطاف پذیری. قوّه برای اینکه کارآئی آن نظام را تضمین کند و انعطاف پذیری برای اینکه آن دستگاه بتواند حوائج و آمال عضو مظلوم را حمایت نماید." 57

ادارۀ وابستگی متقابل : نیاز به ابزاری جدید برای همکاری

مؤسّسات و روش های جدیدی برای همکاری ضروری است تا بتوان وابستگی متقابل جهانی را اداره نمود. پارلمان جهانی مذکور در بالا وضع قوانینی مناسب در مواضیعی که مربوط به جامعۀ بین المللی می شود قادر خواهد بود نحوۀ برخورد و مقابلۀ جهان را با مشکلات فزایندۀ عصر ما هماهنگ سازد. در عین حال، اگرچه پارلمان جهانی در حوزه هائی مشخّص، آخرین مرجع تصمیم گیرنده خواهد بود،ولی مشارکت افراد و همۀ سطوح حکومت برای اجتناب از برخی مضرّات و عدم کارآئی که ملازم تمرکز افراطی در ادارۀ امور است ضروری خواهد بود.

می توان تصّور نمود که در کنار پارلمان جهانی یک شبکۀ پیچیدۀ بین مللی مرکّب از افراد سازمان های خصوصی و مؤسّسات بین المللی با سرعتی فزاینده پدید آید که همگی به نحوی خاصّ و با استقلالی نسبی، امّا در ظلّ اتّحادیّۀ جهانی، در جهت ترویج ائتلاف میان ملل فعّالیت کنند. از این نظر دیدگاه بهائی سعی بر این دارد که مزایای عدم تمرکز را که از ارکان اصلی نظام سازمان ملل متّحد است – نظامی که مؤسّساتی مستقلّ و با تخصّص ویژه را فرا می گیرد – حفظ نماید، و در عین حال هماهنگی بهتری را میان مساعی و اقدامات اجرائی تأمین کند.

این مؤسّسات به خدمات ارائه شده از سوی یک "بخش خدمات مدنی" بین المللی (Civil Service) مشابه آنچه در ظلّ سازمان ملل متّحد ایجاد شده متّکی خواهند بود. تجربۀ سازمان ملل متّحد نشان داده است که ایجاد چنین بخش غیر وابستۀ خدمات مدنی ممکن بوده و می تواند به نحو مفید به کار پردازد. 58

طرح و اتّخاذ تدابیر دیگری برای تسهیل همکاری ضروری خواهد بود. به فرمودۀ حضرت ولیّ امرالله تکمیل مستمرّ ارتباطات و مخابرات جهانی، انتخـاب و یا ابداع یک زبان بین المللی که باید در کنار زبان مادری تعلیم داده شود، و تکامل نظامی واحد برای ارز، اوزان و واحدهای اندازه گیری به منظور تسهیل تجارت بین المللی ومباحثه و مبادلۀ علمی از جملۀ اقداماتی است که باید من بعد صورت گیرد. 59 تکمیل این ابزار و وسائل همکاری، نوع بشر را درساختن یک نظام اجتماعی عادلانه تر و متّحدتر جهان شمول مساعدت خواهد نمود. به ویژه می باید

"... موانع و قیود اقتصادی کاملاً الغاء و تفاوت فاحش طبقاتی نابود شود. هم فقر و فاقه و هم مالکیّت و ثروت فوق العاده از بین برود و نیروهای عظیمی که در راه جنگ های اقتصادی و سیاسی به هدر می رود از آن پس معطوف به اهداف لایقی از قبیل توسعۀ اختراعات و ترقیّات فنّی و ازدیاد تولیدات و محصولات بشری و ازالۀ امراض و توسعۀ تحقیقات علمی و بالابردن سطح صحّت و تشحیذ و اعتلاء مغز و فکر بشری و بهره مندی از منابع بکر و ناشناختۀ کرۀ زمین و درازی عمر انسان گردد و به ترویج هر وسیله ای که حیات فکری و اخلاقی و روحانی نوع انسان را تقویت کند پردازد." 60

نتیجه گیری: از زمان حاضر تا مستقبل        

دیدیم که سازمان های بین المللی معاصر در نتیجۀ عملکرد متقابل سه نیروی تاریخی پدید آمده اند. نیاز به مقابله با وابستگی متقابل روزافزون از طریق همکاری بین المللی، میل به جلوگیری و نابودی جنگ، و هوشیاری فزاینده ای نسبت به وحدت عالم. همین عوامل به اعتقاد بهائیان بشریّت را بیش از پیش به سوی عصری که درآن تشکیلات بین المللی به مراتب بیشتر توسعه و انسجام یافته سوق می دهند.

ضرورت ادارۀ وابستگی متقابل عالم هم اکنون در سطحی گسترده مقبولیّت یافته، و تعهّد به ایجاد روش های جدیدی برای ترویج همکاری پیوسته در حال رشد است. در زمینۀ میل به تأسیس صلح، بسیاری از مردم در سراسر عالم – و زعمای ایشان – مهیّا شده اند تا مسابقۀ تسلیحات اتمی را به پایان برده و میزان تسلیحات بیولوژیک، شیمیائی و غیر اتمی را که بر روی هم انبار شده کاهش دهند. امّا هنوز روشن نیست که آیا این اقدامات به تنهائی برای سوق بشر به مرحله ای که در آن نهایتاً یک نظام امنیّت جمعی را ایجاد کند کافی خواهند بود یا نه. همان طور که قبلاً اشاره شد، شاید هنوز منازعات بیشتری ضروری باشد تا میل به امحای جنگ به اندازه ای شدید شود که این تغییر را به وجود آورد. در خاتمه باید متذکّر شد که آگاهی نسبت به وحدت عالم به تدریج در حال تکامل است. انقلاب های مسالمت آمیز" اخیر در بسیاری از نقاط عالم محرّک خوشبینی جدیدی نیست به امکانات موجود برای تحوّلات مثبت اجتماعی در سراسر عالم بوده است. این انقلاب ها حسّ جدیدی نسبت به یک سرنوشت مشترک در بین مردم شرق و غرب ایجاد کرده است. معهذا محتمل است که دوام ملّیّت گرائی افراطی و تنگ نظری نتائج این تحوّلات را محدود نماید.

در آثار بهائی به صراحت آمده – و جامعۀ جهانی بهائی بر این عقیده است – که بر شدّت و قوّت این نیروها پیوسته افزوده خواهد شد و "در زمانی که از سوی خداوند مقدّر شده" این نیروها "صلح اصغر" وحدت سیاسی عالم" را تأسیس خواهند نمود. 61  این صلح سیاسی منتج به وحدت ملل خواهد شد که به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء "در این قرن... به نهایت قوّت ظاهر شود. جمیع عالم عاقبت خود را اهل وطن واحد شمارند" 62  بدین ترتیب تأسیس یک اتحادیّۀ جهانی آرمانی نیست که موکول به آینده ای دور و نامعیّن باشد، بلکه واقعیّتی است که در دسترس قرار دارد. مطابق آثار بهائی به دنبال حصول این وحدت سیاسی نهایتاً آنچه در آثار حضرت بهاءالله صلح اعظم نامیده شده استقرار خواهد یافت، و مشخّصۀ آن وحدت عالم از نظر روحانی و نیز اجتماعی و سیاسی است.

مسیر تحوّلات آتی که در آثار بهائی پیش بینی شده نمایانگر این نکته است که اتّحادیّۀ جهانی با توافق سران عالم تأسیس خواهد شد. همانطور که قبلاً ذکر شد حضرت بهاءالله و بعداً حضرت عبدالبهاء رؤسای عالم را به تشکیل یک مجمع بین المللی برای مشورت در این زمینه فرا خواندند.

اخیراً بیت العدل اعظم این دعوت را تجدید نموده اند:

"ما از صمیم قلب از رهبران تمام کشورها تمنّا می کنیم که این فرصت مناسب را مغتنم شمارند و در راه تشکیل چنین مجمع جهانی قدمی محکم بردارند. تمام نیروهای تاریخ نوع بشر را جبراً به چنین اقدامی که نشانۀ طلوع فجر بلوغ (وعده داده شدۀ) عالم است سوق می دهد.

آیا وقت آن نرسیده که سازمان ملل متّحد با پشتیبانی تمام اعضایش به تشکیل چنین مجمعی که سرآمد وقایع عالم بشری است قیام نماید؟" 63

اگر تاریخ تشکیلات جهانی بتواند راهنمائی برای ما باشد، می توانیم چنین استنباط کنیم که رهبرانی که برای تأسیس یک نظام فدرال جهانی اجتماع می کنند به اقوی احتمال از الگوی سازمان ملل متّحد الهام خواهند گرفت. این رهبران از درسها و دانش ارزشمندی که مبتنی بر مجموع تجربیّات عالم در زمینۀ ترویج همکاری از طریق تشکیلات جهانی است بهره خواهند جست. این احتمال وجود دارد که آنها برای رسیدن به هدف خود از طریق تجدید نظر در منشور سازمان ملل متّحد اقدام کنند. صرفنظر از اینکه اتّحادیّۀ جهانی چه شکل و ساختاری یابد، تأسیس آن بیانگر مرحلۀ جدیدی در یک سیر تکاملی خواهد بود که متجاوز از 100 سال قبل آغاز شده. به عبارت دیگر این سازمان پدیده ای معجزه آسا و جدید و کاملاً مجزّا از گذشته و حال تشکیلات بین المللی نخواهد بود.

مردم عالم از هر مذهب و با هر دیدگاهی می توانند با تعلیم همنوعان خود در مورد واقعیّت مقتضیات وابستگی متقابل جهانی در این سیر و تحوّل مساعدت کنند. سازمان هائی نظیر "فدرالیست های جهانی" "انجمن اساسنامه و پارلمان جهانی" "شهروندان جهانی" و "اعضای مجالس برای نظم جهانی" هم اکنون در این میدان به اقدامات مهمّه ای مشغولند.

دفتر جامعغۀ بین المللی بهائی در سازمان ملل متّحد در سهیم نمودن مقامات بین المللی در این آرمان ها و تقویت سازمان ملل متّحد کوشش دارد. این دفتر که نمایندۀ تمام اعضای جامعۀ جهانی بهائی است با ارائۀ نقطۀ نظر بهائی در گفتگوهای سازمان ملل متّحد پیرامون سائلی چون صلح و خلع سلاح، حقوق بشر، اعلای مقام زنان و ترویج توسعۀ اجتماعی و اقتصادی مشارکت نموده است.

ضمناً هنوز کارهای بسیاری باید از سوی محقّقین برای بالابردن سطح آگاهی و اطّلاع همکاران خود و طرح پیشنهادهائی برای ادارۀ یک جامعۀ متّحد جهانی که در آینده به ظهور خواهدر رسید انجام شود، چه که زمامدارانی که به چنین اقدام خطیری یعنی تأسیس یک اتّحادیّۀ جهانی مبادرت می ورزند محتاج خواهند بود که پیشنهادها و راه حلّ هائی جدّی در رابطه با مسائلی که در عمل با آنها مواجه می شوند به آنان ارائه شود. 64

از نظر آئین بهائی برای تشکیلات جهانی آینده ای هست و به حقیقت آیندۀ آن درخشان ست. صرنفظر از اینکه بشریّت در آیندۀ نزدیک با چه مصائبی ممکن است مواجه شود، پیشرفت های مهمّی که حاصل شده – و نشانۀ آن سازمان هائی چون جامعۀ ملل و سازمان ملل متّحد است از دست نخواهد رفت. بلکه این جمله به تأسیس سازمان هائی با کارنامه ای به مراتب بهتر منجرّ خواهد شد. از همه مهمّتر، با کوشش یکایک افراد، آرمان های صلح جهانی و وحدت که سازمان های بین المللی در ترویج آنها کوشا هستند می تواند به یک واقعیّت مبدّل گردد.

* مقالۀ حاضر ترجمۀ مقالۀ زیر به زبان انگلیسی است:

Brian D. Lepard, From League of Nations to World Commonwealth: A Baha’I perspective on the past, present and Future of international Organization, in Charles Lerche(ed), Emergence: Dimensions of a New World Order (London: Baha’I Publishing Trust, 1991 ), PP. 71 – 99.

خوانندگان محترم توجّه دارند که از زمان انتشار این مقاله قریب هشت سال می گذرد و از این رو در یکی دو مورد جزئی اطّلاعات مندرج در مقاله با تحوّلات اخیره در عالم انطباق ندارد. مثلاً جامعۀ اروپائی که در مقاله به آن اشاره شده اکنون جای خود را به اتّحادیّۀ اروپا داده است.

۱- کتاب  Yearbook of International Organizations, 2nd ed, 1985/86, vol ". 1 (New York: K. G. Saur, 1985) سالنامۀ سازمان های بین المللی" از ۶۴۹۷ سازمان بین دولی

و غیر دولتی که آنها را تحت دو عنوان "سازمان های مرسوم" یا "سازمان های از نوع مخصوص" طبقه بندی می کند نام می برد. بستــه به اینکه چه تعریفی برای عبارت "سازمان بین المللی" مورد استفاده قرار گیرد رقم سازمان دهی بین المللی می تواند به طور معتنابهی تغییر کند (ن ک به "سالنامه"و ص 1586).

2 – برای آمار سازمان های غیردولتی ن ک به مأخذ فوق، ص 1586.

3 – شرح محقّقانه ولی خواندنی تاریخ و کارکرد کنونی سازمان های بین المللی را در دو کتاب زیر می توان یافت:

Harold K. Jacobson, Networks of Interdependence: International Organizations and the Global Political System, 2nd ed. (New York: Alfred A. Knopf, 1984): Inis L. Claude, Jr, Swords into Plowshares: The problems and progress of international Organizations, 4th ed. (New York: Random House, 1971)

4 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی: ترجمۀ بیانیّۀ بیت العدل اعظم خطاب به اهل عالم (بی ناشر، بی تاریخ)، صص 18 – 19.

5 – Abdu’l-Baha, Selections from the Writings of Abdu’l-Baha, comp. Research Department of the Universal House of Justice, trans. Marzieh Gail and others, rev. ed. (Haifa: Baha’I World Centre, 1982), pp. 31 -2.

اصل بیان مبارک از کتاب نظم جهانی بهائی: منتخباتی از آثار صادره از قلم حضرت ولیّ امرالله، اثر حضرت ولیّ امرالله، ترجمه و اقتباس هوشمند فتح اعظم (دانداس: مؤسّسۀ معارف بهائی و 146 ب و 1989 م)، ص 53 تقل شده است (مترجم)

6 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی، ص 4.

7 – مأخذ فوق، ص 6.

8 – مأخذ فوق، صص 6-7.

9 – مأخذ فوق صص 2 – 3.

10 – کلاد، "شمشیرها"، ص 34.

11 – ن ک به مأخذ فوق.

12 – کلاد، "شمشیرها"، ص 32 حضرت عبدالبهاء هنگام تذکّر این مطلب که یک دادگاه جهانی حقیقی "مؤثّرتر از دادگاه لاهه خواهد بود" (مضمون) فهرست داوران را که توسطّ اوّلین کنفرانس هاگ (معروف به "دادگاه دائمی حکمیّت") تهیّه شده بود منظور نظر داشتند. ن ک به:

Abdu’l’-Baha, The Promulgation of Universal Peace; Talks Delivered by Abdu’l’-Baha during His Visit to the United States and Canada in 1912, com. H. Macnutt, 2nd ed. (Wilmette IL: Baha’I publishing Trust, 1982) O. 389.

13 – در مورد جامعۀ ملل به طور کلّی ن ک به:

F.P. Walters, A History of the league of Nations (New York: Oxford University press, 1960).

14 – حضرت ولیّ امرالله، نظم جهانی بهائی، ص 146.

15 – حضرت بهاءالله از جمله خطاب به ناپلئون سوم، ملکۀ ویکتوریا، تزار الکساندر دوم و ویلهلم اوّل پادشاه پروس الواحی نازل فرمودند. ن ک به:

Baha’u’llah, The Proclamation of Baha’u’llah to the Kings and leaders of the World (Haifa: Baha’I World Centre, 1972).

16 – حضرت ولّی امرالله، نظم جهانی بهائی، ص 146.

17 – مأخذ فوق، ص 147.

18 – حضرت ولیّ امرالله، جلوۀ مدنیّت جهانی، ترجمۀ جمشید فنائیان (دهلی نو: مؤسّسۀ مطبوعات امری هندوستان، 143 ب، 1986م)، ص 72. همچنین ن ک به نظم جهانی بهائی، صص 144 – 145.

19 – برای مطالعۀ کلّی سازمان ملل متّحد و فعّالیّت های آن ن ک به:

Basic Facts About the United Nations (New York: United Nations, 1984) and Peter R. Baehr and Leon Gordenker, The United Nations: Reality and Ideal (New York: Praeger, 1984).

20 – Abdu’l’ Baha, The promulgation of Universal Peace P. 377.

21 – ن ک به فصل پانزدهم از منشور سازمان ملل متّحد.

22 – کتاب Countries of the World and Their Leaders Yearbook 1986 (Detroit: Gale Research Company, 1989)  از 169 کشور مستقلّ در تاریخ 26 ژوئیۀ 1988 نـــــــــــــام می برد (ص 121.) هیچ معیار واحدی برای تعیین اینکه آیا یک کشور مستقلّ است یا نه در دسترس نیست زیرا این امر در درجۀ اوّل یک مسئلۀ سیاسی است. در نتیجه ارقام کشورهای مستقلّ می تواند متفاوت باشد.

23 – The United Nations and Human Rights (New York: United nations, 1984).

24 – در مورد این مسئله ن ک به کلاد، "شمشیرها"، صص 206 – 211.

25 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی، ص 37.

26 – مأخذ فوق، صص 19 – 20.

27 – همچنین ن ک به یادداشت 33 در زیر. هدف این مقاله بررسی پی آمدهای جنگ خلیج نمی باشد و از این رو به اشاره ای کوتاه به اقدام انجام شده برطبق اصل امنیّت جمعی اکتفا می شود. هنوز زمان آن نرسیده که به ارزیابی بی طرفانه ای از اثرات این جنگ بر تحوّل تشکیلات بین المللی پرداخت، اگرچه این امر بدیهی است که این واقعه اهمیّت عظیمی برای آیندۀ سازمان ملل متّحد دارد.

28 – برای بررسی کلّی نقش دبیر کلّ در حفظ صلح و امنیّت ن ک به کتاب زیر:

Leon Gordenker, The United Nations Secretary – General and the Maintenance of peace (New York: Columbia University Press, 1967).

29 – اقدامات سازمان ملل متّحد برای محافظۀ صلح در کتاب زیر توصیف شده است:

The Blue Helmets: A Review of United Nations Peacekeeping (New York: United Nations, 1985).

30 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی، ص 19.

31 – برای مثال مجمع عمومی سازمان ملل متّحد از کشورهای پیشرفته دعوت نموده که 7% درصد از درآمد ناخالص ملّی سالانۀ خود را به کشورهای در حال توسعه تقدیم دارند. تاکنون تنها معدودی از کشورهای اسکاندیناوی به این هدف نائل آمده اند.

32 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی  ص 4.

33 – مأخذ فوق، ص 29.

34 – Proposals for Charter Revision Submitted to the United Nations by the International Baha’I Community’ (1955), in The Universal House of Justice, The Baha’I World, vol. XIII, 1954 – 1963 (Haifa: Baha’I World Centre, 1970), PP. 795 – 802.

35 – موادّ 2 (1) و 2 (7) از منشور سازمان ملل متّحد. البتّه اعلامیۀ حقوق بشر و دو عهدنامۀ آن که اعتبار قانونی دارند و به ویژه میثاق منع کشتار دسته جمعی از اعتبار مطلق این اصل کاسته اند.

36 – بیت العدل اعظم و وعدۀ صلح جهانی، صص 26 – 27.

37 – همان مأخذ، ص 27.

38 – ن ک به بیانیّۀ کتبی تقدیمی از سوی جامعۀ بین المللی بهائی به دومین کنفرانس جهانی سازمان ملل متّحد برای مبارزه با نژادپرستی و تبعیض نژادی که از 1 تا 12 اوت 1983 در ژنو برگزار شد.

39 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی، ص 8

40 – به نقل از مأخذ فوق، ص 9.

41 – حضرت ولیّ امرالله نظم جهانی بهائی، ص 65.

42 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی، صص 1 – 2.

43 – حضرت ولیّ امرالله، نظم جهانی بهائی، ص 56.

44 – مأخذ فوق، ص 164.

45 – مأخذ فوق، ص 165.

46 – مأخذ فوق، ص 57.

47 – حضرت ولیّ امرالله، حال و آیندۀ جهان از دیدگاه آئین بهائی، ترجمۀ جمشید فنائیان، نشر دوم (آکسفورد: وان ورلد، 1986 م) ص 45. همچنین ن ک به حضرت ولیّ امرالله، ندا به اهل عالم، ترجمه و اقتباس هوشمند فتح اعظم (دانداس: مؤسّسۀ معارف بهائی، 149 ب، 1993 م)، ص 43.

48 – برای تشریح نقش افراد در اتّحایّۀ جهانی آینده که در آثار بهائی پیش بینی شده ن ک به:

“Revised submission by the Baha’I International Community to the questionnaire prepared by the Special Rapporteur, Mrs. Erica 0 Irene Daes, in connection with her study on the status of the individual and contemporary international law. (1985).

49 – حضرت ولیّ امرالله، نظم جهانی بهائی، ص 56.

50 – ترجمۀ پیام بیت العدل اعظم خطاب به پیروان اسم اعظم در سراسر عالم، رضوان 1001.

51 – ن ک به حضرت عبدالبهاء، رسالۀ مدنیّه، چاپ چهارم (لانگنهاین: لجنۀ نشر آثار امری، 141 ب، 1984 ن)، صص 75 – 77.

52 – حضرت ولیّ امرالله، نظم جهانی بهائی، ص 56.

53 – حضرت ولیّ امرالله، جلوۀ مدنیّت جهانی، ص 103.

54 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی، ص 25.

55 – حضرت ولیّ امرالله، نظم جهانی بهائی، ص 165.

56 – Abdu’l-Baha, Selections, P. 306.

{اصل بیان مبارک از کتاب من مکاتیب عبدالبهاء (ریودوژانیرو: دارالنّشر البهائیة فی البرازیل، 139 ب، 1982 م)، ص 217 نقل شده است. (مترجم)}

57 – حضرت ولیّ امرالله، نظم جهانی بهائی، ص 146.

58 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی، ص 37.

59 – حضرت ولیّ امرالله، نظم جهانی بهائی، صص 165 – 166.

60 – همان مأخذ، صص 166 – 167.

61 – The Universal House of Justice, Wellspring of Guidance: Messages 1963 – 1968 (Wilmette, IL: Baha’I Publishing Trust 1970), P.133..

62 – حضرت ولّی امرالله، نظم جهانی بهائی، ص 54.

63 – بیت العدل اعظم، وعدۀ صلح جهانی، ص 34.

64 – به عنوان نمونه ای از یک کوشش اندیشمندانه – از نقطۀ تظر بهائی – در جهت ارائۀ راه حلّ هائی برای برخی مسائل عملی که در رابطه با تأسیس یک فدراسیون جهانی مطرح می شود ن ک به کتاب زیر:

J. Tyson, World Peace and World Government: From Vision to Reality (Oxford: George Ronald 1986)     

یادداشت ها
 
قبل >
 
 

استفاده از مطالب پژوهشنامه‎‎تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.‏

Creative Common