صفحه اصلی arrow کلیۀ مقالات arrow سرنوشتِ «گفتگو بین ادیان» چه خواهد بود؟
سرنوشتِ «گفتگو بین ادیان» چه خواهد بود؟
چاپ ايميل
۲۸ بهمن ۱۳۸۵

 از هنگامی که یونسکو اندیشهء گفتگو بین تمدّن‏ها را مطرح کرد و پارلمان دوّم ادیان و عالِم بزرگ علوم الهی هانس کونگ H. Küng ضرورت صلح میان ادیان را برای تحقّق صلح بین‏المللی عنوان نمود، چشم‏ها به سوی دو دیانت بزرگ عالم یعنی آئین کاتولیک و اسلام معطوف شد که آیا در راه نزدیکی بیشتر و درک و تقدیر ریشه‏های مشترک آنها چه اقداماتی معمول خواهد گشت. الآن چهل سال از بیانیهء واتیکان دو که در روزگار پاپ کاتولیک ژان بیست و سوّم در جهت احترام به ادیان غیر مسیحی تهیه و تنظیم شد می‏گذرد و بسیاری از مسیحیان روشنفکر انتظار دارند که پاپ جدید به دنبال ژان پل دوّم قدم‏های تازه‏ای در راه تقریب بین ادیان مسیحی و غیر مسیحی و نیز نزدیکی بین مذاهب مسیحی بردارد امّا هنوز این انتظار تحقّق عملی نیافته است.

همه به خاطر دارند که ژان پل دوّم چند گام مثبت در مسیر گفتگو بین ادیان برداشت، هر چند که همهء آنها محجوبانه بود، یکی دعوت اجتماع نمایندگان ادیان در اسیز Assise که دو بار صورت گرفت، دیگر بازدید او از اورشلیم و مساجد کازابلانکا و دمشق و گفتگویی که در زمان وی با کلیسای انگلیکان آغاز شد امّا بی‏تردید بیانیهء واتیکان دو (۱۹۵۹- ۱۹۶۵) بسیار جامع‏تر و غنی‏تر از اقداماتی بود که تاکنون به موقع عمل در آمده است، از آن جمله بود ترک زبان کهنهء لاتین در مراسم مذهبی به عنوان زبان رسمی کلیسائی، افزایش اختیارات کلیساهای محلّی، اجازهء مشارکت افراد غیر مذهبی در اجرای مراسم مذهبی، شناسایی آزادی وجدان مذهبی، گفتگوی برادرانه با سایر کلیساهای مسیحی و ادیان غیر مسیحی، دعوت مسیحیان به توجّه به مقتضیات زمان و سازگاری با تحوّل و تجدّد. در همان زمان بود که با بیانیه‏ای زیر عنوان «شعف و امید» کلیسای کاتولیک موافقت خود را با حقوق بشر و دموکراسی اعلام کرد (در حالی که پاپ پی نهم، معاصر حضرت بهاءالله، با آزادی عقیده و فکر مخالفت کرده بود) و نظر مساعدی نسبت به عدالت اجتماعی و بین‏المللی اتّخاذ نمود.

کاهش تمرکز در کلیسای رم و برخی دیگر از آرزوهای واتیکان دو هنوز جامه عملی به خود نپوشیده و به نظر نمی‏رسد که در مورد گفتگو با سایر مذاهب هم پیشرفتی محسوس حاصل آمده باشد خصوصاً که پاپ کنونی در زمانی که هنوز مشاور ژان پل دوّم بود سندی را به امضای او رساند که حصول رستگاری را تنها از طریق کشیشان کاتولیک مقدور می‏شمرد، سندی که طوفان اعتراض را در کلیساهای پرتستان برانگیخت.

وقایعی که از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به این طرف روی داده متأسفانه شکاف میان ادیان و عدم تفاهم بین مسلمانان و مسیحیان را افزوده و حتّی شدّتی بی‏سابقه بخشیده است و از سوی دیگر قرائن بسیار هست که در دنیای مسیحی جنبش‏های ضدّ یهود به صور تازه‏ای از سر گرفته شده است. در داخل اسلام زد و خورد میان سنّی و شیعه در عراق تفاهم دینی را تسهیل نمی‏کند و موضع بعضی ممالک اسلامی در برابر اسرائیل در جهت مخالف گفتگوی برادرانه‏ای است که در این عصرِ انوار انتظار می‏رود.

در چنین شرایطی می‏توان پرسید که پس سرنوشت گفتگوی بین ادیان که در ضرورت آن هیچ انسان منصفی تردید نتواند کرد چه خواهد بود؟ در این جاست که می‏توان نقش استثنایی را که اهل بهاء می‏توانند در این عرصه ایفا کنند یادآور شد. هیچ دیانت دیگری وجود ندارد که اصل برابری و وحدت ادیان را پذیرفته باشد، اهل بهاء به این اکتفاء نمی‏کنند که مانند هانس کونگ ارزش‏های اخلاقی مشترک بین ادیان را جستجو نمایند، بلکه اعتقاد آنان این است که همهء ادیان از مبدء واحدی با هدف یکسانی به عرصهء وجود می‏آیند و اصول مشابهی را - ولو قوانین آنها به اقتضای تفاوت زمان متفاوت باشد - بر عالم انسانی مکشوف می‏دارند. لذا بر اهل بهاء است که در هر کجا هستند مشوّق اجتماع و گفتگوی دوستانه نمایندگان ادیان باشند کما آن که در بعضی از نقاط اروپا (مانند شهر ژنو در سویس و نیز در فرانسه) همین مشارکت یاران در فعّالیّت‏های بین‏الادیان وسیله‏ای مؤثّر برای شناساندن تعالیم عمدهء این امر مبارک بوده است و حتّی در اجتماعی که اخیراً در یک کلیسای بزرگ شهر ژنو از طرف گروه بین‏الادیان ترتیب داده شد ریاست جلسه با نمایندهء بهائیان بود و جوانان بهائی در کمیتهء جوانان «بین‏الادیان» نقش فائق داشتند و بسیاری از اجلاسیه‏های سالانه بر گرد مباحثی که نمایندهء بهائیان پیشنهاد کرده شکل گرفته است.۱

البته باید متذکّر بود که سال‏ها قبل به ابتکار محفل روحانی ملّی امریکا و مشارکت بعدی چندین محفل روحانی ملّی، در هفتهء سوّم ژانویه هر سال بهائیان مجالس بین‏الادیان بر پا می‏دارند و نمایندگان ادیان سایره را برای بحث در موضوع واحدی چون صلح یا ترک تعصبات و نظایر آن دعوت می‏کنند.۲ نگارنده خود در گوادلوپ (Guadeloupe) سال‏ها قبل شاهد یکی از این اجلاسیه‏ها به ابتکار جامعهء بهائی آن دیار بود و تأثیر مثبت آن را در جوامع دیگر دینی به روشنی مشاهده کرد.

مذاهبی چون کلیسای کاتولیک باید سعی مخصوص کنند که با «تجدّد» و شرایط و مقتضیات دنیای معاصر پیوند سازش پیدا کنند و تازه در مواردی نگران اعتراض سنّت‏پرستان باشند در حالی که دیانت بهائی دیانت تجدّد است، دیانت ترقّی است دیانتی است که حقوق بشر را می‏شناسد، ازدواج را به خلاف کلیسای کاتولیک از روحانیون ادیان یا هر انسانی منع نمی‏کند، مدعی انحصار حقیقت و منکر ارزش والای سایر ادیان نیست، زنان را به خلاف کلیسا در همهء فعّالیّت‏های روحانی شرکت می‏دهد، هر چند با طلاق مخالف است امّا آن را تحریم مطلق نمی‏کند و در نتیجه افراد مطلّق یا مطلّقه را در منزلت کهتر اجتماعی نمی‏نشاند و اگر ازدواج دو هم‏جنس را که مخالف قانون الهی است طرد و نهی می‏کند ولی مشوّق افرادی که گرفتار این تمایل نامطلوب هستند برای مراجعه به طبیب یا متخصّص حاذق به منظور معالجه و اصلاح آن تمایل غیر طبیعی است. اگر کلیسا در گذشته مکرّراً با اکتشافات علمی۳ در افتاده دیانت بهائی علم را اعظم منقبت عالم انسانی می‏داند و در خور احترام می‏داند حتّی اگر علم معاصر همهء حقائق دینی را تأیید و تصدیق نتواند کرد. دیانت بهائی سابقهء استعمار و تحقیر نژادهای غیر سفید و اسارت و بردگی آنها را ندارد در نتیجه وقتی سخن از مقام انسان می‏کند این منزلت رفیع و کرامت و شرافت را شامل همهء آدمیان قطع نظر از رنگ و موی آنان می‏کند و در عین حال که دیانت بهائی یک مرکز والای تصمیم‏گیری دارد امّا به خلاف کلیسای کاتولیک رفع احتیاجات و اخذ ابتکارات محلّی را به تشکیلات محلّی می‏سپارد و هرگز تبدیل به «دیکتاتوری یک گروه محدود لن‏یتغیّر» چه نامش پاپ باشد یا مرجع عالی تقلید، نمی‏شود.

البته شرکت در جلسات تقریب بین‏الادیان را نباید وسیلهء تبلیغ مستقیم امر مبارک تلقّی کرد. تجربه نشان داده که اگر نمایندگان هیچ یک از ادیان به علّت ریشه‏دار بودن در آئین خود به امر مبارک نمی‏گروند ولی احترام خاصی نسبت به امر و تعالیم نوین جهانی آن پیدا می‏کنند و شرکت در این اجتماعات وسیلهء شناسایی عمومی امر مبارک می‏شود که بی‏گمان موفّقیّت ناچیزی نیست.

 *

گروهِ کسانی که در مجامع بین‏الادیان فعّالیّت دارند از چه دسته هستند؟ عدّه‏ای فقط از دیدگاه پلورالیسم و احترامی که در جامعه‏های دموکراتیک به گروه‏های دیگر و تفاوت و کثرت عقائد هست در این نوع فعّالیّت شرکت دارند و شاید این عدّه اکثریت را تشکیل می‏دهند. عدّه‏ای مقاصد سیاسی را در نظر دارند مثل بعضی فلسطینی‏ها و اسرائیلی‏ها که گاه با هم ملاقات دوستانه ترتیب می‏دهند، گروه سوّمی مثل کونگ در عین حال که خود مسیحی (کاتولیک) و محتملاً قائل به الوهیت و برتری حضرت مسیح است از جهت علمی قانع شده‏اند که جهات اشتراک ادیان از جنبه‏های افتراق آنها کمتر نیست و حق آن است که آن جهات اشتراک مورد تأکید قرار گیرند تا وسیله‏ای برای کاهش تشنّجات بین گروه‏های دینی- مذهبی گردند. عدّه‏ای هم مسلّماً مانند حافظ عارفانه به این قضیه می‏نگرند و در دل می‏گویند: «جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه / چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند». اهل بهاء از همهء این گروه‏ها و افراد ممتاز و متمایز هستند زیرا وحدت بنیادی و حقیقی مظاهر الهی عقیدهء قلبی آنان است، از این رو اگر مسئولیت احبّاء را در پیگیری و تقویت ارتباطات بین‏الادیان ذکر کردیم سخن به گزاف نگفته‏ایم.

هانری تنک (Tincq) در مقاله‏ای در روزنامهء لوموند (۲۰۰۵/۱۲/۸) عواملی را که در جهت مخالف نزدیکی بین ادیان کار می‏کنند یادآور می‏شود از آن جمله است وارد شدن جنبهء ملّی و قومی در کار دیانت که در نتیجه در بعضی مناطق، دین جنبهء هویت ملّی- قومی افراد را پیدا کرده و از این بابت، به آتش تعصبات دینی دامن زده است. بر این عامل می‏توان عامل دیگری را افزود که آن ترس و نگرانی بسیاری از اولیاء ادیان در مورد از دست دادن عدّه‏ای از پیروان خود در صورت برقراری روابط نزدیک با سایر ادیان است، موضوعی که رسالهء «شریعت واحده»۴ نیز به طور ضمنی به آن اشارت کرده است. البته عقیده به برتری دین خود و حصر حقیقت به آن، مانع اساسی دیگر در نزدیک شدن ادیان به یکدیگر است؛ عقیده‏ای که در مسیحیت از خدایی مسیح و در اسلام از خاتمیت حضرت محمّد و در جامعهء یهود از اندیشهء قوم ممتاز و منتخب بودن سرچشمه می‏گیرد. جا دارد که این بحث را با قطعه‏ای شیوا و گویا از شاعر بهائی نعیم اصفهانی که بعد از سعدی استاد سخن سهل و ممتنع بوده پایان می‏دهیم، آن جا که فرمود:

گر مسلمان و گبر و بودائیم   /   گر یهود و هنود و ترسائیم

گر ز روس و پروس و روم و حبش   /   ز انگلیسیم یا فرنسائیم

گر ز امریک و گر ز افریکیم   /   ز آسیا یا که از اروپائیم

مرد یک خاک و طفل یک وطنیم   /   خلق یک شهر و اهل یک جائیم

این همه اسم‏های رنگارنگ   /   خوش بشوئید یک مسمائیم

این همه حدّ و سدّ چرا سازیم   /   ما که چادرنشین صحرائیم

جنگ ادیان خراب کرد جهان   /   ما کنون صلح‏جوی دنیائیم۵

 

یادداشت‏ها

۱- از نتایج این ارتباط بین‏الادیان انتشار سالانهء یک تقویم زیبا به زبان فرانسه است که تعطیلات بهائی یعنی ایام تسعه در آن انعکاس دارد و توضیح کافی در مورد هر یک داده شده است.

۲- اخیراً پیام بهائی شرح تجلیلی را که از آقای دکتر ھ. معانی در امریکا به مناسبت فعّالیّت‏های بین‏الادیان شده، منتشر کرد.

۳-نظیر کشف عدم مرکزیت زمین و قدمت جامعهء بشر در ورای ۵ - ۶ هزار سال که عهد عتیق به آن قائل است.

۴- بیانیه‏ای است که در سال ۲۰۰۲ به تصویب معهد اعلی تهیه و انتشار یافته است، تحت عنوان One Common Faith.

۵- بندهای دیگر مربوط به وحدت ادیان خصوصاً در صفحات ۲۷۲- ۲۷۳- ۲۷۴- ۲۷۵ آمده است که بیت ذیل را از آن جمله نقل می‏کنیم:

هست یک شمس و یک شعاع و سطوع   /   گر کند صد هزار بار طلوع    

منبع: پيام بهائی شمارهء ٣١٨

 
< بعد   قبل >
 
 

استفاده از مطالب پژوهشنامه‎‎تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.‏

Creative Common