صفحه اصلی arrow شمارۀ ۱۳ arrow تعالیم جهانی بهائی و هدف وحدت
تعالیم جهانی بهائی و هدف وحدت
چاپ ايميل
شمارۀ ١٣
نگارش: پرویز دادرسان
  
  

حضرت عبدالبهاء می فرمایند: "مقصود از جلوه حقّ و طلوع آفتاب حقیقت غلبه نور محبّت الله است تا ظلمات شقاق محو از آفاق گردد و وحدت روحانیّه جلوه نماید"(۱) علاقه و اشتیاقی که بهائیان به منظور استقرار صلح نشان میدهند برای چیست؟ اصولاً چرا وحدت عالم انسانی را باید بوجود آورد؟

اوّلاً به منظور دوام و صیانت بشریّت از آفت نابودی و زوال.

ثانیاً برای حفظ تمدّن که با زحمات طاقت فرسای گذشتگان بوجود آمده است.

پس هر فرد منصفی که خود را بهائی نیز نداند و به اصول اخلاقی متّصف باشد باید در این طریق سعی وافی مبذول دارد. زمانی که تاریخ بشر را مطالعه می کنیم به این سؤال بر می خوریم که آیا خداوند آدمی را برای جنگ آفریده و آیا جنگ و ستیز با خون انسان عجین شده؟ لیکن با توجّه به بیان صریح قلم اعلی، آنانکه به جنگ و ستیز قیام می نمایند انسان نیستند، می فرمایند: "مقام انسان بلند است اگر بانسانیّت مزیّن و الاّ پست تر از جمیع خلق مشاهده میشود"(۲) امّا در برابر این سؤال که انسان ممتاز چرا پوشش خود را رها کرده و چگونه در قالب حیوانی خون آشام قرار می گیرد و جنگ و ستیز میجوید، ویران میکند و بر این اعمال غیر مرضیه افتخار می نماید، و فی المثل چرا هنر موسیقی یکی از تجلّیات روح انسانی است و برای خلق آرامش و زیبائی بوجود آمده است ولی گاهی از آن استفاده نامشروع می گردد و برای ویرانی در میادین حرب جهت تهییج و تحریک سپاهیان جهت کشتن همنوعان خود بکار میرود و بالاخره موسیقی مارش می نوازد و صف و تکنیک و وسائل جنگ آماده می سازد آیا با وجود چنین تحریکات بیرونی که هر لحظه حس حیوانی ما را تهییج می نماید تحقّق صلح جهانی مقدور خواهد بود؟ مسلّماً پاسخ منفی است. آیا زمانی که در مدارس بجای اینکه کسانی که دارای صفات عالیه بوده اند شرح احوالشان مورد مطالعه قرار گیرد از مردم ویران کننده و سلحشور صحبت به میان میآید آیا با وجود این مراتب وسائل امکان صلح و آرامش مقدور خواهد بود؟

کتب مقدّس عهد عتیق و عهد جدید ظهور شریعت و مدنیّتی را وعده داده اند که در ایّام آخر به یوم الله و یوم الملکوت نامیده شده، ایّامی که یهوه صبایوت و ربّ الجنود به اصطلاح تورات و مجیء ثانوی مسیح و روح راستی به اصطلاح انجیل از آسمان نازل گردد. این امر کاملاً مسلّم است که ادیان الهی هر یک دارای هدفی خاصّ بوده اند، دیانت بهائی نیز دارای هدفی خاصّ می باشد یعنی استقرار صلح و آرامش و ایجاد وحدت عالم انسانی. لذا به وضوح میتوان دریافت که در این ظهور اعظم دو هدف ، یکی هدف فردی و دیگری اجتماعی مورد نظر شارع دیانت مقدّس بهائی بوده است. هدف فردی دیانت بهائی جنبه های اخلاقی بشر را شامل بوده و میکوشد با تلطیف و احیای معنوی، انسانهای روحانی و کامل به وجود آورد و بیان مبارک حضرت عبدالبهاء که می فرمایند: "بهائی یعنی جامع جمیع کمالات انسانی"، تحقّق پذیرد. قلم اعلی می فرماید: "بعد از خلق ممکنات و ایجاد موجودات به تجلّی اسم یا مختار انسان را از بین امم و خلایق برای معرفت و محبّت خود که علّت نهائی و سبب خلق کائنات بوده اختیار نمود چنانکه در حدیث قدسی مشهود و مذکور است و به خلعت و مکرمت لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم و برداء عنایت و موهبت فتبارک الله احسن الخالقین" (۳) مزیّن فرمود.

 امّا هدف اجتماعی دیانت بهائی بطوریکه در آثار امر بهائی مندرج است عبارت از تأسیس صلح عمومی و وحدت عالم انسانی است و استقرار مبانی اخوّت و برادری در میان اقوام و اجناس مختلفه، هدف و روش این نظم آنست که ملکوت الهیّه که در ادیان سالفه در انتظار آن بوده و ظهور و تحقّق آنرا آرزو مینمودند تأسیس یابد و وحدت عالم انسانی به عالم خلق منعکس گشته و ملک آینه ملکوت و ناسوت جلوه گاه عالم لاهوت شود این است که آنچه ادیان آنرا تأسیس ملکوت الهیّه در زمین میدانند و در ادعیّه خویش می خوانند: "ای پدر آسمانی نام تو مقدّس باد ملکوت تو بیاید اراده تو چنانکه در آسمانست بر زمین گسترده شود"(۴) مراد از ملکوت الهی و یا اورشلیم جدید و یا شهر مقدّس که در ابواب و فصول عهد عتیق و عهد جدید وعده داده شده است در حقیقت ظهور  نظمی جدید است. از آنجائی که خلق و ایجاد صنعتی اعم از آثار هنری و یا تأسیس یک مؤسّسه اقتصادی بدون تمهید مقدّمات و مصالح و مواد اوّلیه ممکن و میسّر نمی باشد لذا تأسیس صلح جهانی نیز مواد و اصول و مصالحی لازم دارد تا بدین وسیله بتوان آنرا در بسیط زمین استقرار بخشید به همین سبب دیانت بهائی در جهت تأمین چنین مشروع عظیم و جلیل ابتدا مواد و مصالحی را که به مبادی روحانی و اصول اعتقادی موسوم می باشد به جهانیان عرضه فرموده و زیر بنای اتّحاد بشریّت و کاخ رفیع البنیان وحدت عالم انسانی را بنا نهاد تا بر این اعمده و ارکان صلح جهانی را در بسیط زمین استقرار بخشد.

عناصر تشکیل دهنده وحدت

وحدت عالم انسانی که به حقیقت هدف غائی و نهائی دیانت بهائی می باشد عبارت از ارتباط کامل میان اقوام و ملل عالم و اتّحاد حقیقی و دائمی آنان در کلیّه شئون حیات بشری و مظاهر مختلفه تمدّن می باشد. حقیقت و منظور از وحدت آنست که جامعه انسانی در جمیع مظاهر تمدّن خویش مانند علم و تکنیک حقوق و قانون اقتصاد و سیاست، زبان و ادبیات حتّی اوزان و مقادیر و غیره متّحد گشته و در قالب یک نظام واحد اجتماعی و جهانی ریخته شود و در عین حال شخصیّت حقوقی و ملّی آنان به وسیله مرکز حکومت جهانی که دارای سه قوّه مقنّنه _ قضائیّه _ اجرائیّه است اداره شود و روابط میان آنان به وسیله مرکز جهانی تنظیم و حدود و اختیار و آزادیشان مشخّص گردد. با توجّه بدین توضیح و تعریف اگر در برخی از مظاهر تمدّن انسانی چنین ارتباط و وحدتی حاصل شود امّا در برخی دیگر اتّحاد و هم آهنگی بوجود نیاید در این صورت وحدت جهانی شکل واقعی خود را بدست نخواهد آورد و اتّحاد بشری به طور صحیح و کامل تحقّق نیافته است مثلاً اگر بالفرض تنها وحدت سیاسی در عالم بشری ایجاد شود این وحدت تنها جزئی از اجزاء وحدت حقیقی محسوب بوده و مفهوم کامل و صحیحی را که دیانت بهائی در آرزوی تحقّق آنست در بر ندارد زیرا وحدت عالم انسانی به معنای حقیقی کلمه آنست. حضرت عبدالبهاء جل ثنائه در لوح هفت شمع که در جواب الکساندر وایت [؟] عزّ نزول یافته انوار و مظاهر مختلفه وحدت عالم انسانی را بنام هفت شمع که باید در عالم انسانی افروخته شود توجیه فرموده اند:

شمع اوّل: وحدت سیاسی است و جزئی اثری از آن. ظاهر گردیده.

شمع دوّم: وحدت آراء در امور عظیمه است که آن نیز عنقریب اثراتش ظاهر گردد.

شمع سوّم: وحدت آزادی است آن نیز قطعیّاً حاصل گردد.

شمع چهارم: وحدت دینی است این اصل اساس و شاهد این وحدت در انجمن عالم به قوّه الهیه جلوه نماید.

شمع پنجم: وحدت وطنی است در این قرن اتّحاد و یگانگی نیز به نهایت قوّت ظاهر شود جمیع ملل عاقبت خود را اهل وطن واحد شمارند.

شمع ششم: وحدت جنس است جمیع من علی الارض مانند جنس واحد شوند.

شمع هفتم: وحدت لسان است یعنی لسانی ایجاد گردد که عموم خلق تحصیل آن نمایند و با یکدیگر مکالمه کنند و این امور که ذکر شد قطعی الحصول است زیرا قوّه ملکوتیّه مؤیّد آن.

وحدت حقوق و حدود در دیانت بهائی

از آنجائیکه تساوی حقوق اجتماعی و وحدت آزادی با مسئله وحدت عالم انسانی ارتباطی نزدیک و مستقیم دارد و در حقیقت یکی از ارکان و اعمده صلح جهانی تساوی افراد در حقوق مدنی و جزائی می باشد لذا در شریعت بهائی تساوی عدالت در ردیف مبادی روحانی و اعتقادی اهل بهاء قرار گرفته است. در خطابات و مکاتبات حضرت عبدالبهاء و آثار قلم اعلی بحث مفصّلی از آن به میان آمده است زیرا یکی از شرایط لازم و ضروری برای تحقّق این است که حقوق و حدود افراد مختلفه جامعه جدّاً و موکّداً رعایت گردد و تبعیضاتی که در گذشته تاریخ به بهانه نژاد و مذهب و ملیّت و طبقات وجود داشته است متروک شود و به همین سبب در آثار و تعالیم بهائی برای نیل و تحقّق وحدت و صلح ابتدا باصل تساوی حقوق انسانی توجّه و تعلیم داده شده است و تنها فضیلت انسان بر انسان دیگر خدمت و کمال شناخته شده است. قلم اعلی می فرماید: "فضل الانسان فی الخدمة و الکمال لا فی الزّینة  و الثّروة و المال" (۵) ظهور شریعت بهائی قوانین و نظام ادوار گذشته را که حقوق و حدودی را بر طبقه ای از مردم تفویض و از طبقه دیگر مسلوب نموده منسوخ و احکامی که در آن کوچک ترین شائبه مزیّت و تفویض بر دسته دیگر مستفاد میشد متروک کرده است. اگر چه موارد این در آثار بهائی فراوان می باشد لیکن به منظور مزید اطّلاع قسمتی از آن تعالیم را خاطر نشان می سازیم.

۱_ منع از برده داری (قد حرّم علیکم بیع الاماء و الغلمان )(۶)

۲_ منع از استغفار نزد علمای روحانی(لیس لاحدٍ ان یستغفر عند احدٍ توبوا تلقاء انفسکم)(۷)

۳_ منع از انحناء و انطراح(تعظیم کردن)(۸)

۴_ منع از دست بوسی (قد حرّم علیکم تقبیل الایادی)(۹)

۵_ منع از تکدّی و سؤال(لا یحلّ السؤال و من سئل حرّم علیه العطا)  (۱۰)

۶_ منع از حمل آلات حرب (قد حرّم علیکم حمل الآت الحرب الّا حین الضرورة) (۱۱)

۷_ نسخ حکم محدودیّت در معاشرت و امر به محبّت با جمیع ادیان بروح و ریحان (عاشروا مع الادیان کلّها بالرّوح و الرّیحان ...) (۱۲)

۸_ منع از امر به معروف و نهی از منکر (لا تعترض احد علی احد)      (۱۴)

۹_ نسخ حکم نجاست (کذلک رفع الله حکم دون الطّهارة عن کل الاشیاء و عن مللٍ الاخری) (۱۴)

۱۰_ منع از کینه توزی و انتقام (و من اغتاض علیکم قابلوه بالرفق و الّذی زجرکم لا تزجروه) (۱۵)

۱۱_ منع از تعدّد زوجات (و الّذی اقتنع بواحدة من الاماء استرحت نفسه و نفسها) (۱۶)

۱۲_ اعلان تساوی در حقوق مالی(ارث)(۱۲)

۱۳_ اعلان تساوی در حقوق (روابط زناشوئی) (۱۸)

۱۴_ منع از سبّ و لعن (لا تسبّوا احداً بینکم و لا تتّبعوا خطوات الشّیاطین) (۱۹)

۱۵_ منع از نزاع و جدال (قد منعتم عن النّزاع و الجدال فی کتاب الله) (۲۰)

۱۶_ منع از ارتقاء بر منابر (قد منعتم عن الارتقاء الی المنابر) (۲۱)

۱۷_ منع از تأویل و تفسیر آیات (ان الّذی یأوّل ما نزّل من سماء الوحی و یخرجه عن الظّاهر انّه ممّن حرّف کلمة  الله العلیا ...) (۲۲)

۱۸_ منع از فساد (ایّاکم ان تفسدوا فی الارض بعد اصلاحها و من افسد انّه لیس منّا) (۲۴)

توضیح آنکه در کتاب مستطاب اقدس سه دسته از مردم لیس منّی شناخته شده اند. ۱_ آنانکه فساد کنند ۲_ آنانکه بر خلاف الواح و نصوص تعلیم نمایند ( و الّذی یتکلّم بغیر ما نزّل فی الواحی انّه لیس منی) ۳_ آنانکه شرب افیون نمایند (قدحرّم شرب الافیون انّا نهیناکم من ذلک نهیّا عظیما فی الکتاب و الّذی شرب انّه لیس منّی.)

وحدت عالم انسانی حتمی الوقوع است

حضرت عبدالبهاء می فرمایند: "هر امری را منع و مقاومت میتوان نمود مگر اقتضای زمان را"(۲۴) وقتی که ضرورت و لزوم صلح عمومی و وحدت عالم انسانی مورد بحث قرار گیرد، اغلب این سؤال پدید می آید که آیا روزی بشر اصالت و حقّانیّت اتّحاد جهانی را درخواهد یافت و به تأسیس آن قیام خواهد نمود؟ آیا روزی اختلافات نژادی و جنسی و مذهبی و طبقاتی و  منازعات سیاسی و اقتصادی ترک و اخوّت و وحدت در میان جوامع مختلف تحقّق خواهد یافت؟ شاید در بدو امر حصول به چنین مقصد جلیل و عظیم در انظار و عقول انسان معاصر مشکل و تحقّق آن محال و مستحیل به نظر  آید لیکن اگر صلح قانونی طبیعی و اصلی مفید و ضروری باشد عاقبت مورد قبول نسلهای بشری واقع گشته و افکار نوع انسانی را که خود ضمانت اجرائی شدید و مؤثّری برای تحقّق هر اصل و قانونی به شمار میرود به سوی خود جلب خواهد نمود و انسان آنرا بر دیده قبول نهاده و صلح را با جان و دل خواهد پذیرفت مثلاً آزادی و حریّت و مساوات که در گذشته تاریخ غیر ممکن مینمود و بنا بر نظام اجتماعی عهد عتیق انسانی به نام برده و کنیز بوسیلهء انسانی دیگر خرید و فروش میگردید امروز دیگر قابل اجرا نبوده و به ناچار از حیات جامعهء انسانی حذف گردیده است.

مراحل مختلفه وحدت در تاریخ تمدّن بشری

جامعه انسانی در طیّ قرون و اعصار برای وصول به وحدت عالم انسانی که هدف کلّی و نهائی تاریخ بشری است مراحل مختلفی را پیموده است یعنی ابتدا از کوچک ترین واحد اجتماع (خانواده) شروع نموده و سپس واحدهای بزرگتری را به نام قبیله و عشیره بوجود آورده و بعد به مرحلهء وحدت کلّی رسیده و امروز در آستانه تشکیل یک واحد بزرگتری که اتّحاد جمیع اقوام و ملل عالم است قرار دارد. به عقیده بهائیان دنباله سیر تکاملی اجتماعی که با زندگی بشر در روی زمین آغاز شده بود هنوز ادامه دارد تا روزی که این تکامل ضروری و اجباری به تأسیس یک اجتماع واحد عظیم جهانی منتهی گردد و این وحدت جمیع اقوام و ملل و اجناس ساکنین ارض را در بر گیرد باعتقاد اهل بهاء به حکم تاریخ دیانت اسلام در زمانی بوجود آمد و در مرحله ای از تاریخ بوقوع پیوست که اکثر  بشریّت از نظر تکامل اجتماعی در مرحله وحدت قبیله و غیره قرار داشت لذا شریعت اسلام بنا بر مقتضیات زمان و مکان و بنا بر ضرورت تاریخی عمر خویش فکر ایجاد وحدت ملّی را تقویت نمود و قبایل و عشایر عرب را که در نظام ملوک الطوایفی بسر میبردند به وحدت وسیع تری که وحدت ملّی بود دعوت نمود. حضرت ولیّ امرالله می فرمایند: "وصول به مقام وحدت ملّی را میتوان از خصائص مشخّصه اسلام دانست"(۲۵) وحدت ملّی که از ظهور اسلام آغاز شده بود تا قرن نوزدهم ادامه یافت در این مدّت ملل مختلفه یکی بعد از دیگری سیستم و نظام ملوک الطوائفی را رها کرده و به مرحله وحدت ملّی وارد گردیدند و با اجتماع و ترکیب قبایل مختلف جوامع وسیع تری را به نام حکومت ملّی بوجود آوردند جامعه انسانی که تازه وارد مرحله وحدت ملّی شده بود نخست شیفته و علاقمند به مظاهر ملّی خود گردید و بی قرار به ستایش آداب و سنن ملّی و شعائر ملّی و حماسه های ملّی خود قیام نمود وحدت ملّی به قدری ارزش یافت که منافع دول محور اصلی کلیّه امور سیاسی و روابط بین المللی شناخته شد مکاتب اجتماعی و فلسفه های پیچیده و گنگ جهت اثبات حقّانیّت و عظمت این تحفه تازه بوجود آمد حتّی مظاهر علمی و هنری به تجلیل آن پرداختند بالمآل جنگ ها و ویرانی های خانمان سوزی به بار آورد ولی مصائب و بلّیات توحش دو جنگ گذشته که به بهانه تعصّبات ملّی و نژادی بوجود آمده بود کم کم بشر را بیدار و هشیار کرد و به تدریج فکر وحدت جهانی را در اذهان متفکّرین ایجاد نمود و لزوم وحدت بین المللی در افکار و اندیشه های بشر جوانه زد و ضرورت اتّحاد بین المللی در قلوب انسانهای عاقل و حسّاس ایجاد گردید بدین ترتیب بشر پس از طی مراحل مختلفه سیر تکامل اجتماعی و گذر از مراحل وحدت خانواده و قبیله و عشیره و امّت آماده برای شروع آخرین مراحل تکامل خود یعنی وحدت عمومی گردید. این مرحله نهائی از سیر تکامل تاریخی که هدفش وصول به وحدت عالم انسانی و  مصادف با طلوع امر بهائی بود از قرن نوزدهم ایجاد و شروع گردید بنا بر ضرورت تاریخی عصر خود و احتیاجات و مقتضیات زمان وحدت عالم انسانی را هدف تعالیم خویش قرار داده و مردم را به قبول صلح بین المللی دعوت فرمود و در جمیع آثار و نصوص خود تعلیم فرمود که انسان معاصر  باید از قید و بند تعصّبات جنسی و ملّی و سیاسی و اقتصادی و مذهبی که به فرموده حضرت عبدالبهاء "هادم بنیان انسانی است" خود را آزاد ساخته به تأسیس وحدت عالم انسانی قیام نماید اکنون به اعتقاد بهائیان هم چنانکه بشر به حکم ضرورت و جبر تاریخ وحدت قبیله و عشیره را پشت سر نهاده و به وحدت ملّی توجّه نموده است روزی هم وحدت ملّی را غیر کافی دانسته به وحدت وسیع تری که وحدت جمیع اقوام و ملل عالم است قیام خواهد نمود در آن روز به صریح قلم اعلی روز ظهور عقل و طلیعه بلوغ عالم انسانی است بشارات کتب مقدّسه تحقّق یافته و ملکوت الهی در زمین تأسیس خواهد گردید و عالم انسانی از قید تعصّبات جاهلیّه آزاد گشته و لغت جنگ را برای همیشه از فرهنگ حیات خود حذف خواهد کرد. در آن روز عالم جنّت نعیم خواهد شد و آیه "تری الارض جنّت الابهی" مصداق خواهد یافت. حضرت ولیّ امرالله می فرمایند: "وحدت کافه بشر ما به الامتیاز مرحله ایست که حال هیئت جامعهء بشری به آن نزدیک میشود و وحدت خانواده و قبیله و شهر و ملیّت متوالیاً مورد اقدام واقع و کاملاً تحقّق پذیرفته است وحدت عالم انسانی غایت قصوائی است که بشر سرگردان برای نیل به آن تلاش می نماید اکنون تشکیل وحدت ملّی به پایان رسیده است و هرج و مرجی که ملازم اختیارات مطلقه حکومات است به منتهی درجه شدّت میرسد عالمی که در ظلّ رشد و بلوغ است باید از قید این بت وهم خود را رها کرده وحدت و جامعیّت روابط بشری را معترف و به طور قطع نظمی ایجاد نماید که به وجه احسن بتواند این اصل اساسی حیاتش را مجسّم سازد"(۲۶) و نیز می فرمایند "این در حقیقت اوج شایسته هر کمالی خواهد بود که از خانواده یعنی کوچک ترین واحدی در مراتب تشکیلات جامعه بشری شروع شده و باید پس از آنکه متقابلاً قبیله و شهر و ملّت را به وجود آورد عملیات خود را ادامه داده منجر به وحدت عالم انسانی گردد که آخرین منظور و تاج افتخار تکامل انسانی در این سیّاره است به طرف این مرحله است که نوع بشر خواه یا ناخواه و به ناچار نزدیک میشود."(۲۷) امر حضرت بهاء الله چنانکه پیروان حضرتش ظاهر و مبرهن داشته اند امری است که به واحد فطریه عالم انسانی متأصّل و خود در اعلی ذروه کمالی آن قرار گرفته است بهائیان به ثبوت رسانیده اند این مرحله نهائی از سیر تکامل که تدریجاً نزدیک میشود نه فقط لابدّ منه و ضرور بل محتوم است و جز تشریع الهی که دارنده قوّه سماویهّ است هیچ نیروئی اقلّ از آن قادر بر تأسیس و مستقر ساختن آن نخواهد بود.

لزوم دخالت مشیّت الهیّه در تأسیس صلح جهانی

در اثبات اینکه چرا مشیّت الهیّه در تأسیس صلح جهانی دخالت داشته و چگونه اراده بالغه اش به ظهور امر بهائی در ایجاد صلح و وحدت جهانی تأثیر و دخالت نموده است ابتدا باید بدین نکته دقیقه توجّه نمود که وحدت عالم انسانی هدفی است که از سالیان قبل در کتب سماویه تبشیر و تحقّق آن اخبار گشته و جمیع مظاهر مقدّسه بشارت داده اند. توضیح آنکه در کلیّه کتب سماویّه از قبل وعده داده شده بود که چون موعود کلّ ادیان ظهور نماید و یهوه صبایوت ربّ الجنود و اب آسمانی ظاهر شود و مسیح به زمین نزول نماید امم متباغضه عالم را در ظلّ سراپرده یگانگی مجتمع ساخته و عدالت حقیقیّه و وحدت اصلیّه را در بسیط زمین مستقرّ خواهد فرمود. نوع انسان در پرتو تعالیم یزدان خصومات و تعصّبات جاهلیّه را ترک و به وحدت و اتّحاد خواهد رسید و برای همیشه جنگ را ترک خواهد نمود بر اساس چنین وعده های صریحه کتب مقدّسه هدف ظهور حضرت بهاء الله که موعود منصوص ادیان و مذاهب به شمار میروند تأسیس صلح و وحدت مقرّر گردید و حضرتشان در جمیع آثار و الواح متذکّر گشتند که برای تأسیس ملکوت الهی در زمین و ایجاد و تحقّق صلح و وحدت عالم انسانی مبعوث گردیده اند از جمله این بشارات که انبیاء معظّم اسرائیل بیان فرموده اند بشارات و نبوات اشعیاء نبی و میکای نبی عین عباراتشان چنین است: "در ایّام آخر کوه خانه خدا بر قلّه کوهها ثابت خواهد شد و فوق ملّتها برافراشته خواهد گردید و جمیع امّت ها به سوی آن روان خواهند شد و قوم های بسیار عزیمت کرده خواهند گفت بیائید تا به کوه خداوند و به خانه خدای یعقوب برآئیم تا طریق های خویش را به ما تعلیم دهد و به راههای وی سلوک نمائیم زیرا شریعت از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد و امّت ها را داوری خواهد کرد و قوم های بسیاری را تنبیه خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود را برای گاو آهن و نیزه های خویش را برای ارّه خواهند شکست امّتی بر امّتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت".(۲۸) و در انجیل مذکور است "و فرشته ای را دیدم که در وسط آسمان پرواز می کند و انجیل جاودانی را دارد تا ساکنان زمین را از هر امّت و قبیله و زبان و قوم بشارت دهد و به آواز بلند می گوید از خدا بترسید او را تمجید نمائید که زمان داوری او رسیده است"(۲۹) حضرت زرتشت نیز چنین بشارت میدهد: "در آن وقت واپسین سیوشانس ظهور خواهد نمود و پاکی و تازگی جهان را تکمیل نموده بنیاد بدی و آزار اهریمن را از بن خواهند کند"(۳۰) و در قرآن کریم می خوانیم: "و القینا بینهم العداوة و البغضاء الی یوم القیامة"

تحقّق وحدت عالم انسانی تدریجی است

همان طوری که در مباحث گذشته بیان گردید تحقّق صلح در عالم انسانی از جهتی اجباری و ضروری بوده و از جهت دیگر تدریجی می باشد اجباری بودن صلح مورد بحث قرار گرفت ولی آنچه باید در این مقال مورد مطالعه قرار گیرد تدریجی الحصول بودن این مشروع عظیم جهانی می باشد لذا در توجیه موضوع باید بدین مسئله اشاره نمود که هر تأسیسی که در عالم به وقوع می پیوندد و هر حادثه ایکه جهان طبیعت بوجود می آورد قطعیاً در قالب یک وضع مشخّص انجام می گیرد و عامل زمان در هر پدیده اعم از ترکیب و تحلیل ارتقاء و تکامل تغییر و استحاله مقوله مهمّی به شمار میرود چنانچه دانه به تدریج درختی تنومند می گردد و نطفه به تدریج کامل گشته و تولّد می یابد به همین طریق تحقّق تأسیس نظم جهانی و صلح عمومی ارتباطی نزدیک و مستقیم با نحوه تفکّر و اندیشه های انسانی دارد یعنی اندیشه های انسانی باید مستعدّ قبول و پذیرش این واقعیّت گشته و اراضی قلوب قابل رشد چنین آرمان جهانی باشد و این معلوم است که تکامل فکر تدریجی بوده و فکر آهسته و آرام از مرحله پست تر به محیط عالی تر ارتقاء می یابد چنان که جامعه های پراکندهء بشری متدرّجا به وحدت ملّی گرائید یعنی پس از گذشت شش هزار سال رژیم ملوک الطّوائفی را رها کرده و به مرحله وحدت ملّی داخل گردید پس چگونه امکان دارد مراحل باقی مانده یعنی از وحدت ملّی به وحدت جهانی در مدّت کوتاهی سپری گشته و این مقصود یعنی اتّحاد بین المللی و عدالت اجتماعی به طور سریع و با جهش فوق العاده تحقّق یابد.

حضرت ولی امرالله می فرمایند: "همچنان که تکامل ترکیبی نوع بشر به آهستگی و به تدریج صورت گرفته و ایجاب کرده که متوالیاً وحدت خانواده و قبیله و شهر و ملّت تشکیل گردد، به همین قسم نور ظهور الهی که در مراحل مختلفه کامل و در ادیان سابقه ماضیه جلوه گر گشته به تدریج تکامل حاصل نموده است"(۳۱) از طرف دیگر تأسیس صلح جهانی مستلزم دو شرط ضروری و اصلی می باشد که میتوان دو شرط مذکور را در دو مسئله در وضع موانع صلح و ایجاد وسائل صلح خلاصه نمود واضح است موانعی که امروز در طریق صلح جهانی وجود دارد تعصّبات ملّی و جنسی و مذهبی و اقتصادی و سیاسی است که به فرموده مرکز عهد و میثاق الهی "هادم بنیان انسانی است" و تا زمانی که چنین موانع و آفات اجتماعی وجود دارد تحقّق صلح محال خواهد بود و امّا ایجاد وسائل عبارت از تربیت نفوس انسانی به افکار صلح جویانه و ترک دادن تعصّبات آنان و هم چنین ایجاد یک تشکیلات و نظمی جهانی که در مستقبل ایّام موجد و حافظ صلح خواهد بود کوشش برای پرورش و تربیت نفوس انسانی که حامیان و بانیان صلح خواهند بود نیز ضرورت دارد امّا آنچه که به نام موانع در طریق صلح وجود دارد باید بوسیله گذشت زمان و رشد افکار و اندیشه انسان متروک گردد یعنی نوع بشر با تحوّلات فکری که در آینده خواهد داشت به وضوح درک نماید که تعصّبات به منزله سرطان بر پیکر جامعه انسانی بوده و غیر از دمار و ویرانی و کشتار و جنگ حاصل دیگری ندارد در حقیقت رفع موانع صلح در حیطهء قدرت و اختیارات و وظایف جامعه بهائی نبوده بلکه حوادث تاریخ و مفاسد جنگ و گذشت زمان باید این موانع را رفع نموده و مضرّات و سخافت جنگ را بر عالم و عالمیان واضح و عیان سازد.                              

گلشن وحدت                 

 شعر ازجناب ناطق اردستانی

ای دل بیـا به گلشن وحـدت  قدم  زنیم

دم  از  ثنــا و نعت جمـال  قدم  زنیــم

از شـور عشق  ولولـه در عالم  افکنیـم

وز حسن دوســت در همه  آفاق دم  زنیم

بیخ  و  بنای بغض و عـداوت  برافکنیم

وز آشتی  به گنبد  گـردون عَلَم  زنیـم

چون آخر زمانه چه بیش و چه کم فناسـت

خوشتر که پشت پا به همه بیش و کم زنیم

گر عالم وجود همین مرحله فناســت

خوشتـر که خیمـه را به دیار عدم  زنیـم

چون  در  دیار  عشــق فنا می خرند  و  بس

یکبـاره بر جوینده  هستـی  قلم  زنیــم

هنگام وصل و خواب گران بی سعادتی است

بیدار  باش کز  صفــت  دوست دم  زنیم

بر  صفحه "صحیفه"  ایقان  نظر  کنیـم

وانگه  صلابه  وحدت  کلّ امـم  زنیـم

متن  مفاوضـات  تلاوت  کنیـم  و  بس

هر  جا  لوای حق  ز عرب تا  عجم  زنیـم

هر  آیه از  صحیفه  مکنون  ز  بر  کنیـم

دست دعـا  بدامن  ربّ الکــرم  زنیم

جام جهان  نماست  ضمیر   منیر  دوســت

دیگر چرا دم از طلب جام  جم  زنیـم

در حق خلق مدح و ستایش کنیم  و بس

حاشا که دم ز غیبت و  بهتان و  ذم زنیم

اعدا  هر  آنچه  تیغ پی قتـل ما  کشند

در زیر  تیغ خنـده  به اهل ستم  زنیم

شد روز  روز  یهـوه صبایوت ای  یهـود

تا کی قدم در آن ره پر پیچ و خم زنیـم

ترسا  بیا  که آمـده  عیسی از آسمــان

تا  دست  بر تشفّـی کور و امم  زنیـم

زرتشتیان  زمانه  بهرام  شد خوش اســت

کاب صفا به آتش بغض و ستم  زنیــــم

رجع حسین شـد به مسلمان بگـــو بیــا

امروز  دم ز  الفت  گرگ و غنم  زنیــم

ناطق به شکر  دوره عبدالبها  کم  است

بحر ار شود مداد و به دفتــر رقم زنیــم

 مآخذ و منابع:

۱_ مکاتیب جلد دوّم چاپ مصر

۲_ کتاب امر و خلق جلد سوّم

۳_ کتاب امر و خلق جلد دوّم

۴_ انجیل متی

۵ الی ۲۳_ کتاب مستطاب اقدس

۲۴_ مکاتیب جلد اوّل چاپ مصر

۲۵ الی ۲۷_ توقیعات مبارکه

۲۸_ کتاب اشعیاء باب دوّم

۲۹_ انجیل متی

۳۰_ کتاب گلدسته چمن

۳۱_ توقیعات مبارکه

 

 
< بعد   قبل >
 
 

استفاده از مطالب پژوهشنامه‎‎تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.‏

Creative Common