صفحه اصلی arrow شمارۀ ۱۳ arrow سنجش تمدّن غرب از منظر بهائی
سنجش تمدّن غرب از منظر بهائی
چاپ ايميل
شمارۀ ١٣
نگارش: شاپور راسخ
  

بحث از تمدّن ها در ادیان سابقه و حتّی در اسلام به صورتی بسیار محدود مطرح شده در قرآن اشاراتی به فرهنگ جاهلیّت و لزوم طرد و ردّ دین هست ولی مطلب در این مورد سخت باجمال برگزار شده و نمی توان گفت موضع اسلام در برابر تمدّنات غیر اسلامی چه بوده است؟ حدیثی از پیامبر روایت شده که باید علم را حتّی در چین جویا شد و کسب کرد. پاره ای از فرهنگ های گذشته که پشت به مبانی اخلاقی کردند و در نتیجه به عذاب الهی گرفتار آمدند چون فرهنگهای عاد و ثمود در قرآن مذکور شده اند ولی مقصد از ذکر آنها تنبّه اخلاقی بوده و در حقیقت بحث، جنبه فلسفی نداشته است.

در آثار بنیادگذاران امر بهائی یعنی حضرت باب و حضرت بهاءالله و بعداً در آثار طلعات مقدّسه  دو مبیّن منصوص، حضرت عبدالبهاء و حضرت ولیّ امرالله، بحث مُشبعی درباره تمدّن غرب آورده شده که ورود در آن به تفصیل، تحریر حدّاقل یک کتاب مبسوط را اقتضا می کند. امّا نظر به آن که در این گفتار بنیاد بر اجمال و اختصار است عمده آن آراء را به صورتی بس فشرده عرضه می دارد و امیدوار است که این مقوله ایجاز مخلّ تلقّی نگردد.

سؤالی که هم از آغاز به خاطر هر محقّقی می گذرد این است که علّت یا علل اصلی توجّه امر مبارک به قضیّه تمدّن و تمدّن غرب چه بوده. در پاسخ این سؤال دو نکته مهم فوراً به خاطر می آید.

اوّل اینکه جمال ابهی هدفشان تنها وضع شریعت یعنی احکام و حدود و قوانین و ارائه تعالیم روحانی و اخلاقی و مقداری مبادی اجتماعی نبوده بلکه علاوه بر ایجاد یک نظم بدیع جهان آراء مایل بوده اند که بنیاد مدنیّت تازه ای را بگذارند و از این رو بیان مشخّصات آن یا حدّاقل وجوه تمایزش نسبت به مدنیّت های حاضر ضرورت می یافته است.

علّت دیگر که می تواند حتّی مهمّ تر از آن تلقّی شود این است که در نیمهء دوّم قرن نوزدهم که ظهور مبارک واقع شد موضوع تمدّن اروپائی و اتّخاذ یا طرد آن برای ایرانیان خاصّه افراد روشنفکر و زعمای مملکت شدیداً مطرح بوده و چنان که محقّقانی چون دکتر جمشید بهنام، دکتر حسین محبوبی اردکانی، یحیی آریانپور، فریدون آدمیّت، مهراز بروجردی و عدّه ای دیگر نشان داده اند رجال سیاست و عدّه ای از روشنفکران نیز بعضاً به دنبال تقلید یا اقتباس تمدّن غرب بوده اند در حالی که اکثر علما با تأکید بر شریعت اسلام در این مورد نظری نا مساعد داشته اند و از هر گونه تجدّد ممانعت می کرده اند.

ظاهراً در حدود دهه هفتاد قرن نوزدهم است که اوّلین آثار حضرت بهاء الله و حضرت عبدالبهاء در سنجش تمدّن غرب را می توان زیارت کرد ناگفته نباید نهاد که دیانت جدید که اظهار علنی دعوی خود را در خارج ایران یعنی بغداد و ادرنه به انجام رساند پس از تبعید از زادگاه خود دیگر نمی توانست اختصاص و انحصار به ایران زمین و مسلمانان داشته باشد. از اواخر حیات عنصری حضرت بهاء الله امر جدید در میان جامعه های دینی غیر مسلمان نیز پیروانی پیدا کرد و با توجّه به آنکه ادرنه بخشی از اروپا محسوب میشد لازم بود حضرت بهاء الله موضع و موقف خود را نه فقط درباره ادیان جدیدی که به امرشان پیوسته بودند بلکه نسبت به فرهنگ و تمدّن قارّه جدیدی که بدان گام نهاده بودند روشن کنند. امر مبارک می خواست بساط انظمه و تمدّنات گذشته را در هم پیچد و بساط تازه ای بر جای آنها بگسترد از این رو نقد و سنجش تمدّن غرب  که از آن روزگار تا کنون تمدّن مسلّط بر جهان بوده و هست ضرورت کامل می یافت علی هذا بحثی که حضرت بهاء الله و بعداً حضرت عبدالبهاء درباره تمدّن غرب فرموده اند تنها ناظر به راهنمائی و  تعیین تکلیف ایرانیان و به منظور طرفداری از تجدّد نبوده است بلکه وسیله ای نیز برای توضیح و تشریح ویژگیهای دیانت بهائی و نظم و تمدّنی است که باید از آن ولادت یابد و در برابر نظام و تمدّن غربی قد علم کند.

 سنجش تمدّن غرب در ظهور جدید با حضرت باب آغاز می شود که از جمله در کتاب چهار شأن یا اسماء کلّ شیء  به اهل بیان دستور فرموده اند که در صنایع کوشش کنند و مانند انجیلیّون یعنی اروپائیان مراحل ترقّی را بپویند و از صنایع خود دیگران را نیز منتفع نمایند. در کتاب بیان (باب دوّم از واحد دهم) اجازه رفع حجاب در داخل جامعه مؤمنان داده شده و در آثار مبارکشان آموزش و پرورش اطفال مورد تأکید قرار گرفته و تعلیم علوم مفیده را توصیه فرموده اند. در کتاب بیان در دو موضع صنعت چاپ را که از اروپا به ایران آمد برای ارتفاع کلمات حق و تکثیر آثار الهی توصیه کرده اند و استفاده از وسائل مخابره سریع را مفید شمرده اند و خرید و فروش و استعمال تریاک، تنباکو و مسکرات را که از عوامل عقب ماندگی شرق بوده نهی فرموده اند.

 امّا سنجش تمدّن غرب به طور کاملتر و دقیق تر را باید در آثار حضرت بهاء الله و حضرت عبدالبهاء در دهه هفتاد قرن نوزدهم به بعد جست. جمال ابهی در الواح نازله بعد از کتاب مستطاب اقدس ستایش علوم و فنون را که "به مثابه مرقات است از برای صعود" فرموده و صریحاً اعلام داشته اند که "امروز آفتاب صنعت از افق آسمان غرب نمودار و نهر هنر از بحر آن جهت جاری باید به انصاف تکلّم نمود و قدر نعمت را دانست." روزنامه نگاری و کاربرد وسائل ارتباط جمعی که آن هم از مغرب زمین به ایران تسرّی یافت مورد توجّه و عنایت جمال ابهی بوده و شرائطی برای نگارنده یعنی ژورنالیست تعیین فرموده اند. در زمینه حکومت، قالب "سلطنت و مشورت" یعنی حکومت بوجهی که در انگلستان مجری بوده مورد تصویب هیکل اقدس قرار گرفته امّا در عین حال حضرت بهاء الله تمدّن غرب را از این که خارج از حدّ اعتدال شده و اسباب جهنمیّه برای جنگ و هدم بوجود آورده مورد سرزنش قرار داده و از این که وجه عالم رو به غفلت و لامذهبی است چنان که در مغرب زمین با ظهور و غلبه مکاتب مادّی و حسّی مشهود افتاده اظهار تأسّف و تحسّر فرموده اند و سستی ارکان دین را سبب هرج و مرج محتوم دانسته اند و آلودگی غرب را به مادّیات و تمایل افراطی به مصرف نکوهش کرده اند. می توان انتظار داشت که چون ظهور مبارک همزمان با گسترش سریع استعمار اروپا و سلطه نظامی - سیاسی و اقتصادی آن قارّه بر قارّه های دیگر بوده (کلونیالیسم) در این باب کلامی در آثار الهی، صریح یا در تلویح، بتوان یافت جمال مبارک چه در الواح و سُوَر ملوک و چه در الواح سائره مکرّراً صور مختلف ظلم را محکوم فرموده اند از جمله در این عبارات:

"فی الحقیقه اگر آفتاب عدل از سحاب ظلم فارغ شود ارض غیر ارض مشاهده گردد"(۲)

و در این پیش بینی:

"بعد از چندی حکومات روی ارض کل تغییر کند ظلم عالم را احاطه کند. پس از انقلاب کلّی شمس عدل از افق غیب طالع شود"(۳) و یا در این جمله:

"الیوم هیکل عدل تحت مخالب ظلم و اعتساف مشاهده میشود"(۴)

دیانت بهائی هم چنان که استثمار انسان توسّط انسان یعنی نهاد بردگی را محکوم کرده است نمی تواند با استثمار جامعه ای توسّط جامعه دیگر موافقت نماید.

 از دیدگاه حضرت بهاء الله یکی از علل اصلی اضطراب و تشنّج و آشفتگی در اوضاع عالم سرپیچی از تعلیمات الهی و انکار حقائق روحانی است و عذابی که شامل حال مردم جهان می شود فی الحقیقه عقاب ایزدی است.

 "جمیع عالم به آتش های مختلفه محترق، احدی سبب وعلّت آن را ندانسته. باری آنچه وارد شده و می شود نظر به اعمالی است که ارتکاب نموده اند(۵) و در موضع دیگر فرموده اند:

"عالم از برای عرفان مالک قدم خلق شده ولکن اهلش حجّت الهی را انکار کردند و بر کفران نعمت قیام نمودند. عنقریب آثار غضب اسم قهّار روی زمین را اخذ نماید"(۶)

 و در سوره ملوک آمده: "یا ایّها الملوک. ان لن تستنصحوا بما انصحناکم فی هذا الکتاب بلسان بدع مبین یأخذکم العذاب من کل الجهات و یأتیکم الله بعدله اذاً لا تقدرون ان تقوموا معه و تکونن من العاجزین" این عذاب الهی عامل تطهیر بشریّت است، سبب انتباه و بیداری وجدانی نفوس خواهد بود عناصر پراکنده جامعه انسانی را بار دیگر به هم التیام خواهد داد و دوباره وفاق بر جای نفاق خواهد نشست.

"اگر چه حال وجوه به شطر کفر متوجّه، لکن از برای او میقاتی مقرّر است"(۷) . این میقات در کتاب الهی نازل و ثبت شده امّا بر افراد بشر معلوم و مشخّص نیست تنها آنچه به فرموده حضرت بهاء الله مسلّم است این است که "بعد از انقضاء مدّت مذکوره در کتاب، بغتتاً امرالله مرتفع و جمیع نفوس به او متوجّه"(۸)

از مشخّصات دوره بحرانی که در آثار بهائی پیش بینی شده یکی هرج و مرج است و چاره آن دگرگونی نظم عالم. "فی الحقیقه اریاح یأس از جمیع جهات در عبور و مرور است و انقلابات و اختلافات عالم یوماً فیوماً در تزاید. آثار هرج ومرج مشاهده می شود چه که اسبابی که حال موجود است به نظر موافق نمی آید. از حق جلّ جلاله می طلبیم که اهل ارض را آگاه نماید و عاقبت را به خیر منتهی فرماید و به آنچه سزاوار است مؤیّد دارد"(۹)

کلمه اسباب که در این بیان مبارک آمده به مقایسه با نصوص دیگر آن حضرت باید به معنی تشکیلات سازمانها یا نظامات تلقّی شود چنان که در بیان دیگر در الواح ملوک فرموده اند: "سوف نطوی الدّنیا و نبسط بساطاً اخری" که بساط هم در اینجا به معنی نظم جدید یا سیستم جدید یا سازمان نوین است.

سنجش تمدّن غرب را در آثار حضرت عبدالبهاء منجمله رساله مدنیّه که به دستور اب بزرگوار در سال ۱۸۷۵ مرقوم فرمودند و در خطابات مبارکه در اروپا و امریکا به صورت مبسوط تر می توان یافت. حضرت عبدالبهاء تمدّن غرب را از نظر "توسیع دائره معارف" یعنی گسترش علوم و فنون و "تشویق و تحریص خردمندان" می ستایند و اگر برخی از جلوه های تجدّد را کاربرد عقل و منطق و ترک اوهام و خرافات عتیق و کوشش در جهت "آنچه سبب علوّ منزلت جمعیّت بشریه گردد" و ترویج دموکراسی و رهائی حکومت از سلطه علمای مذهبی بدانیم باید تصدیق کنیم که هم رساله مدنیّه و هم رساله سیاسیّه که حدود ۱۸ سال بعد (۱۸۹۳) تحریر یافته از تجدّد قویاً دفاع می کنند و ایرانیان را به اخذ و تسخیر شئون تمدّن و تجدّد بر می انگیزند معذلک به طور ضمنی یا با صراحت تام مغرب زمین را از جهات ذیل مورد نقد قرار می دهند:

۱- عدم ترقّی در مراتب اخلاقی

۲- جستجوی غلبه بر سایرین و کوشش در اضمحلال یکدیگر

۳- تدارک مهمّات حربیّه و ازدیاد قوّه عسکریّه

۴- ارتکاب جنگ های خانمان سوز  مثل جنگی که اندکی قبل از تحریر رساله مدنیّه بین آلمان و فرانسه در گرفت.

حضرت عبدالبهاء پنهان نمی کنند که تمدّن حقیقی یعنی تمدّنی که از منشأ الهی باید ولادت یابد غیر از تمدّن غربی است هر چند بعضی از مزایای میراث تمدّن غرب را نیز در بر می گیرد تمدّن حقیقی طالب صلح دائم بین المللی است، طرفدار تحدید تسلیحات دول و ملل است، از اصل امنیّت جمعی تضامنی  پشتیبانی می کند از فتح و تصرّف ممالک و جهان گشائی می پرهیزد، مروّج حکومت عقل و عدل هر دو است، منابع عالم را صرف امور مفیده مؤثّره در آسایش و اعتلاء بشر می کند، به دیانت حقیقی که کافل و ضامن تکامل صوری و معنوی و ضابط و حافظ سعادت بشری است احترام می گذارد و علم و دین را به همکاری و هماهنگی دعوت می کندو در پرتو آن مدنیّت جسمانیّه که به منزله زجاج است و مدنیّت روحانیّه که به منزله سراج است هم آغوش می شوند و عالم انسانی را به کمال رهنمون می گردند تمدّن حقیقی انواع تعصّبات از جمله تعصّب نژادی را سر می کوبد و زمینه را برای تحقّق عینی و معنوی وحدت عالم انسانی هموار می سازد.

حضرت عبدالبهاء در لوح "دو ندای فلاح و نجاح" تمدّن صوری و تمدّن روحانی هر دو را ستایش می فرمایند و منشأ رفاه و سعادت و ترقّی نوع انسان می دانند در عین حال ضرورت همراهی و تعاون آنها را برای نیل به تمدّنی والاتر مطرح می کنند. به فرموده آن حضرت هر چند از "ترقّیات مدنیّه و تزیین عالم جسمانی از جهتی سعادت حاصل می شود" امّا تمدّن مادّی بدون انضمام معنویّت و اخلاق ناقص و در مواردی مخطر است چنانکه امروزه ممالک پیشرفته در تمدّن مادّی تبدیل به مخازن موادّ منفجره شده اند. ضمن خطابات مبارکه حضرت عبدالبهاء لزوم تلفیق علم غربی و روحانیّت شرقی را یادآور می شوند، محرومیّت از بُعد روحانی جهان را به مادیّت و انحطاط اخلاقی سوق می دهد و عدم استفاده از عقل و علم به حیات مادّی لطمه می زند و در عین حال اگر دین از تطابق با عقل و علم باز ماند به تیره اندیشی و تأخّر فکری و تعصّب و تحجّر ذهنی منتهی می شود.

بخشی از آثار حضرت ولیّ عزیز امرالله به نقد تمدّن غرب و بیان علائم بحران شدید و عمیق که بر جبین آن نمایان شده است اختصاص یافته و آن حضرت با منطقی بس نیرومند بیان می کنند که چرا طومار جهان قدیم باید به زودی بسته شود و بساط یک نظم بدیع جهان آرای الهی که بنیاد گذار یک مدنیّت عالم شمول خواهد بود بر جای آن گسترده گردد. امّا این مقال محتاج تفصیل بیشتر است که در آینده بدان خواهیم پرداخت.

یادداشتها:

۱) نظیر عبّاس میرزا ولیعهد و وزیر او میرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهانی – میرزا تقی خان امیر کبیر-  میرزا حسین خان مشیر الدّوله- میرزا علی خان امین الدّوله.

۲) الواح نازله بعد از کتاب مستطاب اقدس ص ۹۸.

۳) همان مجموعه فوق ص ۱۰۰.

۴) امر و خلق – ج۴- ص ۴۶۲.

۵) مائده آسمانی- ج۸- ص ۷۹-۸۰.

۶) امر و خلق- ج۴- ص ۴۶۱.

۷) امر و خلق- ج۴- ص ۴۷۳.

۸) پیام آسمانی- ج۱- ص۸.

۹) پیام آسمانی- ج۱-  ص۱۰.

 

 
< بعد
 
 

استفاده از مطالب پژوهشنامه‎‎تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.‏

Creative Common