صفحه اصلی arrow کلیۀ مقالات arrow ارزش و مقام هنر و هنرمند در امر بهائی
ارزش و مقام هنر و هنرمند در امر بهائی
چاپ ايميل
شمارۀ ١٢
نگارش: کیومرث ایزدی
  
 

"در پژوهشنامه شماره ده مجملی درباره هنر و زیبائی شناسی در آئین بهائی آورده شد. این مقاله باعتباری مکمّل مقاله مذکور است ولی  بی گمان در این زمینه هنوز جای بحث و گفتگو، واسع است و محقّقان را به شرکت در این پژوهش دعوت می کند."         هیئت تحریریّه

تحصیل علوم و فنون نافعه در آثار مبارکه بر کلّ فرض گردیده از جمله حضرت بهاء الله در لوح تجلیّات میفرمایند: "تجلّی سوّم علوم و فنون و صنایع است علم بمنزله جناح است از برای وجود و مرقاتست از برای صعود تحصیلش بر کلّ لازم ولکن علومی که اهل ارض از آن منتفع شوند نه علومی که بحرف ابتدا شود و بحرف منتهی گردد ..." و در مورد سرچشمه و منشأ این فضائل میفرمایند: "یا اهل بهاء قوّه متفکّره مخزن صنایع و علوم و فنون است جهد نمائید تا از این معدن حقیقی، لئالی حکمت و بیان ظاهر شود و سبب آسایش و اتّحاد احزاب مختلفه عالم گردد"(کلمات فردوسیّه) و همچنین میفرمایند: "دانائی از نعمتهای بزرگ الهی است تحصیل آن بر کلّ لازم. این صنایع مشهوده و اسباب موجوده از نتائج علم و حکمت اوست که از قلم اعلی در زبر و الواح نازل شده قلم اعلی آن قلمی است که لئالی حکمت و بیان و صنایع امکان از خزانه او ظاهر و هویدا ..."(طراز ششم)

در لوح عبدالوهّاب مندرج در مجموعه الواح مبارکه حضرت بهاء الله در جواب سؤال سائل از بقای روح و کیفیّت آن میفرمایند: "... انبیاء و مرسلین محض هدایت خلق بصراط مستقیم حقّ آمده اند و مقصود آنکه عباد تربیت شوند تا در حین صعود با کمال تقدیس و تزیید و انقطاع قصد رفیق اعلی نمایند، لعمرالله اشراقات آن ارواح سبب ترقّیات عالم و مقامات امم است ایشانند مایه وجود و علّت عظمی از برای ظهورات و صنایع عالم بهم تمطر السّحاب و تنبت الارض، هیچ شیء بی سبب و علّت و مبدأ موجود نه و سبب اعظم ارواح مجرّده بوده و خواهد بود ..."

حضرت عبدالبهاء در یکی از مکاتیب خود ضمن تحلیل از این تعلیم مبارک برای تحقّق آن شرطی قائلند که در حقیقت اسّ اساس است میفرمایند:

" ... هر چند تحصیل فنون و علوم اعظم منقبت عالم انسانیست ولی بشرط آنکه این نهر متّصل ببحر اعظم شود و از فیض قدم استفاضه کند ... اگر علوم دلیل بر جمال معلوم شود فنعم المأمول و الاّ شاید این قطره سبب گردد از فیض موفور محروم شود زیرا تکبّر و غرور آرد و قصور و فتور بخشد ..." (منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء بند ۷۲)

تا اینجا منتخباتی از نصوص مبارکه درباره علوم و فنون و صنایع ارائه شد، اینک بموضوع اصلی این مبحث یعنی "هنرهای زیبا" میپردازیم و با اهمیّت و ارزش این فنون آنطور که در آثار مبارکه مطرح گردیده آشنا میشویم.

طلیعه هنر بهائی

حضرت ولیّ امرالله در توقیع مبارک مورّخ ۴ نوامبر ۱۹۳۷ خطاب به یکی از یاران می فرمایند: " ... اگر چه اکنون سرآغاز و طلیعه هنر بهائی است ولی یارانی که در این زمینه ها استعدادی در خود احساس میکنند باید آنرا تقویت و تکمیل نمایند و از این طریق روح جدید الهی که بوسیله حضرت بهاء الله در آفاق دمیده شده است ولو بطور محدود منتشر نمایند"(ترجمه) و در توقیع مبارک مورّخ ۲۰ جولای ۱۹۴۶ خطاب به محفل مقدّس روحانی ملّی بهائیان امریکا میفرمایند: "... چون موسیقی یکی از هنرها محسوب میشود در پرورش قوای فکری و روحی انسان اثر دارد و حضرتشان عقیده ندارند که بهائیان در صدد ایجاد موسیقی مخصوص بهائی برآیند همچنانکه نباید در صدد ایجاد مکتب خاصّ بهائی در زمینه نقّاشی یا نویسندگی بود. یاران آزادند که به تبعیّت از استعداد خود نقّاشی کنند و بنویسندگی پردازند و یا بتصنیف موسیقی اشتغال ورزند" (ترجمه) و همچنین آنحضرت در توقیع مبارک مورّخ ۲۱ سپتامبر ۱۹۵۷ خطاب به محفل مقدّس روحانی ملّی بهائیان امریکا راجع به این موضوع می فرمایند: " ... استنباط آن محفل مبنی بر اینکه در زمان حاضر فرهنگی که بتوان آنرا فرهنگ بهائی نامید اعمّ از موسیقی _ ادبیات_ هنر_ معماری و غیره وجود ندارد صحیح است زیرا اکنون طلیعه امر جدید است نه بروز اثمار آن ..."(ترجمه)

ارزش موسیقی در نصوص مبارکه – ترتیل آیات – سرودن اشعار

حضرت بهاء الله در کتاب مستطاب اقدس (بند ۵۱) اصغاء اصوات و نغمات را حلال اعلام فرمودند مشروط بآنکه شنونده را از شأن ادب و وقار خارج نکند و سپس میفرمایند که ما آنرا نردبانی قرار دادیم برای عروج ارواح بافق اعلی آنرا جناح نفس و هوی مگردانید (مضمون بیان مبارک)

حضرت عبدالبهاء میفرمایند: " ... در میان بعضی از ملل شرق نغمه و آهنگ مذموم بوده ولی در این دورنور مبین در الواح مقدّسه تصریح فرمود که آهنگ و آواز رزق روحانی قلوب و ارواح است، فنّ موسیقی از فنون ممدوحه است و سبب رقّت قلوب مغمومه ..."(منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء_ بند ۷۴)

از جمله خطابات نصحیّۀ حضرت بهاء الله در کتاب مستطاب اقدس: تلاوت آیات با لحن خوش(بند ۱۱۶) و تعلیم اولاد به تلاوت آیات به الحان خوش در مشرق الاذکار(بند ۱۵۰) میباشد.

همچنین در یکی از الواح مبارکۀ آن حضرت بیانی باین مضمون زیارت می کنیم: " ... تلاوت کن ای بنده من آنچه را از آثارالله دریافت نمودی بالحان مقرّبین تا مجذوب شود بآن نفس خودت و افئده جمیع خلایق، کسیکه تلاوت کند آیات الهی را در بیت خودش به تنهائی نفحات آنرا ملائکه ناشرات بهمه جهات انتشار میدهند و هر نفس سلیمی از آن منقلب میشود ..." (منتخباتی از آثار حضرت بهاء الله_ قطعه   ۱۳۶)

حضرت عبدالبهاء در لوح معلّم میفرمایند: " ... ای عبد بهاء موسیقی از علوم ممدوحه درگاه کبریاست تا در جوامع کبری و صوامع عظمی با بدع نغمات ترتیل آیات نمائی و چنان آهنگی از مشرق الاذکار بلند کنی که ملأ اعلی باهتزاز آید ..." (گنجینه حدود و احکام صفحه ۱۹۶)

"موسیقی چیست؟ موسیقی ترکیبی از اصوات موزون است. شعر چیست؟ شعر نیز بکار بردن کلمات موزون و مقفّی است. بنابراین موسیقی و شعر به علّت هم آهنگی و وزن مقبول طبع هستند. کلام منظوم به مراتب مؤثّرتر و کاملتر از یک کلام منثور ست زیرا ترکیب دقیق تر اثر عمیق تر دارد"(ترجمه) از بیانات حضرت عبدالبهاء به خانم مری_ ال_ لوکاس(نقل از مجموعه مستخرجاتی از آثار امری درباره موسیقی)

حضرت ولی امرالله در توقیع مبارک مورّخ ۱۷ مارچ ۱۹۳۵ خطاب به یکی از مؤمنین میفرمایند: "... موسیقی بدون شک قسمت مهمّی از برنامه اجتماعات بهائی است و حضرت مولی الوری اهمیّت آنرا تذکّر داده اند ولی یاران در اینباره ... نباید از حدّ اعتدال خارج گردند ... موسیقی باید هادی بسوی روحانیّت باشد ..."(ترجمه)

" ... یک فرق بسیار مهمّ و اساسی بین سرودهای تصنیف شده توسّط یاران و تلاوت آثار الهی با صوت باید قائل شد ..."(ترجمه)

حضرت ولی امرالله در توقیع مبارک مورّخ ۷ اپریل ۱۹۳۵ خطاب به یکی از یاران میفرمایند:" ... درباره استفاده از موسیقی در جلسات ضیافات نوزده روزه ... نه تنها چنین امری مورد تأیید حضرتشان میباشد بلکه عقیده دارند که بهتر است یاران در جلسات عمومی خود از سرودهای امری که خود احبّاء تصنیف کرده اند و نیز از اشعار و مناجاتهائی که بر اساس کلمات الهیّه تنظیم شده است استفاده نمایند..."(ترجمه) و همچنین حضرت ولی امرالله در توقیع مبارک مورّخ ۲۰ آگست ۱۹۵۶ خطاب به یکی از یاران میفرمایند: "... موسیقی سازی (بوسیله آلات موسیقی) را میتوان در جلسات اعیاد بهائی نواخت"(ترجمه)

مشرق الاذکار، مطلع الانوار و مجمع ابرار

حضرت بهاء الله در کتاب مستطاب اقدس(بند ۳۱) میفرمایند: "یا ملأ الانشاء عمّروا بیوتاً باکمل ما یمکن فی الامکان باسم مالک الادیان      فی البلدان و زیّنوها بما ینبغی لها لا بالصّور و الامثال، ثمّ اذکروا فیها ربّکم الرّحمن بالرّوح و الرّیحان الا بذکره تستنیر الصّدور و تقرّ الابصار" (مضمون بیان مبارک: ای اهل عالم بسازید بیوتی در نهایت درجه کمال بنام مالک ادیان در بلاد و بیارائید آنها را بآنچه شایسته آن مقام است نه به تصاویر و تماثیل، آنگاه ذکر کنید در آنجا پروردگار بخشنده خود را بروح و ریحان هان بذکرش قلبها منوّر و چشمها روشن میگردد.)

همچنان آن حضرت در کتاب مستطاب اقدس(بند ۱۱۵) میفرمایند: "طوبی لمن توجّه الی مشرق الاذکار فی الاسحار ذاکراً متذکّراً مستغفراً و اذا دخل یقعد صامتاً لاصغاء آیات الله الملک العزیز الحمید. قل مشرق الاذکار انّه کلّ بیت بنی لذکری فی المدن و القری کذلک سمّی لدی العرش ان انتم من العارفین" (مضمون بیان مبارک: خوشا بحال کسیکه سحرگاهان روی آورد به مشرق الاذکار با حالت تذکّر و توجّه تام بحقّ و طلب بخشش از آستان مقدّسش و هنگام دخول جالس شود صامتاً برای اصغاء آیات پروردگار ملک عزیز حمید، بگو مشرق الاذکار هر بیتی را که در مدن و قری برای ذکر من بنا شده باشد شامل میگردد، اینچنین در ساحت عرش نامیده شد اگر شما از عارفین باشید.)

در مبحث "یادداشتها و توضیحات" که از ملحقّات کتاب مستطاب اقدس است ذیل شماره ۵۳ (مربوط به بند ۳۱) شرح زیر راجع به مشرق الاذکار مندرج است:

معبد بهائی مختصّ به ستایش و عبادت حقّ است. این معبد بنای مرکزی مشرق الاذکار است که در آتیه علاوه بر محلّ عبادت شامل ملحقّاتی خواهد بود که به فعّالیتهای اجتماعی، بشر دوستی، تربیتی و علمی اختصاص خواهد داشت.

حضرت عبدالبهاء مشرق الاذکار را از اعظم تأسیسات عالم انسانی توصیف میفرمایند، و حضرت ولی امرالله آن را نمونه بارزی از ارتباط و امتزاج عبادت حقّ و خدمت به خلق معرّفی می فرمایند. در جای دیگر نظر مبارک را به آتیه این مشروع معطوف داشته می فرمایند که معبد بهائی و متفرّعات آن عاجزان را آسایش بخشد، فقرا را دستگیر شود، مسافران را مأوی دهد، غم زدگان را تسلّی عطا کند و نادانان را تربیت نماید.(ترجمه)

حضرت عبدالبهاء در یکی از الواح مبارکه میفرمایند: "مشرق الاذکار مطلع الانوار است و مجمع ابرار نفوس نفیسه چون در آن مجامع ملکوتیه اجتماع نمایند و نماز آغاز کنند ببدایع الحان ترتیل آیات گردد و ترنیم مناجات اهل ملأ اعلی استماع نمایند و فریاد یا طوبی و یا بشری برآرند که الحمدلله در ملأ ادنی نفوسی از ملائکه ملکوت ابهی به مناجات و دعا قیام نمودند و در محفل تقدیس ترتیل آیات می نمایند" (گنجینه حدود و احکام _ صفحه ۲۳۱)

نگاهی به گذشته و حال

از بدو ظهور امرالله و آغاز نزول الواح و آثار مبارکه از قلم اعلی که مدّت چهل سال متوالی جریان یافت نویسندگان و شعرای برگزیده بهائی تحت تأثیر آن نیروی الهام بخش و بر اساس کلمات الهی که غذای روح آن مشتاقان محسوب میشده بنویسندگی و سرودن اشعار و تصنیف آثار پر ارزش ادبی پرداختند و این کیفیّت از لحاظ روحانی کماکان ادامه دارد ولی با توجّه باینکه در حال حاضر امرالله در یکصد و نود کشور مستقلّ استقرار یافته و آثار مبارکه تا کنون به بیش از هشتصد زبان ترجمه شده است حتّی ارائه خلاصه ای از وضع کنون در این مختصر نگنجد.

موسیقی نیز کم و بیش وضع مشابهی دارد، آهنگسازان بهائی در تصنیف های خود علاوه بر ذوق و ابتکار شخصی از نیروی الهام بخش الهی مدد میگیرند، بسیاری از اجتماعات بهائی شامل برنامه های متنوّع و جالب موسیقی نیز هست و حضور در این جشنها و اعیاد، ضیافات و احتفالات، کنفرانس ها و نمایش ها روح نواز است و قلوب منجذبه را حیات می بخشد.

در جمیع این خدمات و اقدامات سهم جوانان قابل توجّه است. در رساله "قرن انوار" در رابطه با این موضوع شرح ذیل مندرج است: "جوانان بهائی بر اثر اقدام جانبازان بلند مقام قیام نمودند و ... برای اعلان پیام حضرت بهاء الله در سراسر پنج قارّه و جزائر پراکنده عالم منتشر گشتند. بدین ترتیب چون فرهنگ بین المللی جوانان در اواخر دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ رو به نموّ گذاشت آنان که در موسیقی و نمایش و هنر استعداد داشتند با اقدامات خود این بیان حضرت شوقی افندی را به عمل ثبت نمودند که فرمود: "در زمانی امر الهی چون آتش به همه جا سرایت خواهد کرد که روح و جوهر تعالیمش بر صحنه نمایش یا در هنرهای متنوّع یا در ادبیّات به عالمیان عرضه گردد" شوق و شور جوانان سبب شد که جامعه های بهائی با شجاعت بیشتری از فحوای انقلاب اجتماعی که در تعالیم حضرت بهاء الله مکنون است با خبر گردند و آنها را در عمل تجربه نمایند.

تأسیس مشارق اذکار در اقطار عالم

بنیان اوّلین مشرق الاذکار جامعه بهائی تحت هدایت و تشویق حضرت عبدالبهاء در مدینه عشق(عشق آباد) مرتفع گشت. سنگ بنای معبد در حضور فرماندار طی مراسم با شکوهی در سال ۱۹۰۲ میلادی نصب گردید. زمین مشرق الاذکار که در مرکز شهر واقع شده از چهار سمت محدود به خیابان بوده است. بنای معبد در وسط زمین و متفرّعات آن از جمله: سالن بزرگ اجتماعات، مدرسه دخترانه، مدرسه پسرانه، دفتر خانه محفل روحانی و کتابخانه در گوشه ها و حواشی زمین قرار گرفته و باقی زمین که بنای مرکزی را احاطه نموده به باغی مشجّر با خیابانهای منتظم اختصاص داده شده است.

حضرت ولیّ امرالله درباره عظمت  اهمیّت این مشروع میفرمایند: "امّا اعظم و اهمّ مشروعات دوره میثاق احداث اوّلین مشرق الاذکار عالم بهائی در مدینه عشق آباد است ... این مشروع جلیل و بنیان رفیع ... از مشعشع ترین مفاخری است که در عصر رسولی این دور ابدع اعظم بل در قرن اوّل بهائی نصیب جامعه ستمدیده اهل بهاء گردیده است" (نقل از کتاب قرن بدیع، قسمت سوّم، ترجمه نصر الله مودّت)

دوّمین مشرق الاذکار جامعه بهائی که امّ المعابد غرب محسوب میشود نیز تحت هدایت حضرت عبدالبهاء در امریکا در ساحل غربی دریاچه میشیگان مرتفع گشت.

در سال ۱۹۰۳ در اجابت تقاضای بهائیان شیکاغو حضرت عبدالبهاء انشاء این مشروع خطیر را در امریکا تصویب فرمودند حجر زاویه آن معبد رفیع البناء در رضوان ۱۹۱۲ بدست مبارک آن حضرت نهاده شد. نقشه معبد در سال ۱۹۲۰ از بین نقشه های تقدیمی انتخاب و مورد تأیید و تصویب حضرت عبدالبهاء قرار گرفت و نخستین قرارداد برای شروع کار در دسامبر همان سال منعقد گردید. تزئینات گنبد در سال ۱۹۳۴ و تزئینات خارج بنا و نصب پلّه های مستدیر دور آن در دسامبر ۱۹۴۲ یعنی هفده ماه قبل از انعقاد جشن مئوی(۱۹۴۴) خاتمه یافت.

درباره ادامه کار و مسک الختام آن حضرت ولیّ امرالله در توقیع منیع نوروز ۱۱۰ چنین میفرمایند: "در قاره امریک مشروع بنای معبد رفیع البناء ابدی الآثار پیروان جمال مختار امّ المعابد غرب و رمز مدنیّت الهیّه که حجر زاویه اش را ید قدرت غصن اعظم الهی نهاده ... پس از پنجاه سال انتظار انجام یافت و اتمام تزئینات داخله اش و تنسیق حدائق نه گانه اش بر شکوه و جلال و ابهّت آن معبد افخم بیفزود و مقدّمات افتتاح رسمی آن معبد جلیل که آیتی از آیات جشن مئوی (۱۹۵۳) در آن سامان است        باحسنها و اکملها فراهم گردید"

در کتاب قرن بدیع، قسمت چهارم، شهادت چند تن از صاحب نظران اهل هنر درباره اهمیّت و عظمت طرح مشرق الاذکار امریکا نقل گردیده از جمله: "یکی از مهندسین عالی مقام و رئیس اتّحادیّه معماران امریکا پس از مشاهده مدل گچی مشرق الاذکار که در عمارت شرکتهای مهندسی در نیویورک در ژوئن سال ۱۹۲۰ به معرض نمایش گذاشته شده بود اظهار داشت: طرح مشرق الاذکار بدیع ترین فکر بشری است که از قرن سیزدهم میلادی به بعد در فنّ معماری بوجود آمده است ... و رئیس دانشکده صنایع مستظرفه در دارالفنون ایلینویز عظمت و کیفیّت این مشروع جلیل را که مقدّس ترین مشارق الاذکار عالم بهائی در زمان حاضر و مستقبل به شمار میاید در قالب عبارات ذیل بنا میکند ... قبّه عظیمه بنا ... نه تنها به علّت حقیقت روحانیه ای که در آن مندمج است مقام فریدی را داراست بلکه نفس ظرافت و جلوه عدیم النّظیرش عظمت و جلالی بآن اعطا نموده که از زمان تشیید گنبد میکل آنژ بر فراز کلیسای پطرس مقدّس در روم تا کنون عدیل و مثیلش در هیچ یک از ابنیه مشابه مشاهده نشده است"(ترجمه نصر الله مودّت) "مسکن سالخوردگان" نخستین بنا از "ملحقّات امّ المعابد غرب" در ژانویه ۱۹۵۹ در ویلمت افتتاح گردید.

سومین مشرق الاذکار جامعه بهائی امّ المعابد آفریقاست که در ژانویه ۱۹۱۶ در کامپالا پایتخت یوگاندا رسماً افتتاح شد.

چهارمین مشرق الاذکار جامعه بهائی امّ المعابد اقیانوسیّه است که در سپتامبر ۱۹۶۱ در سیدنی، استرالیا رسماً افتتاح گردید.

پنجمین مشرق الاذکار جامعه بهائی امّ المعابد اروپاست که در ژوئیه ۱۹۶۴ در فرانکفورت آلمان رسماً افتتاح شد.

ششمین مشرق الاذکار جامعه بهائی امّ المعابد آمریکای لاتین است که در آوریل ۱۹۷۲ در پاناما رسماً افتتاح گردید.

هفتمین مشرق الاذکار نخستین معبد بهائی جزائر اقیانوس آرام است که در سپتامبر ۱۹۸۴ در آپیا پایتخت سموآی غربی رسماً افتتاح شد.

هشتمین مشرق الاذکار جامعه بهائی امّ المعابد شبه قارّه هندوستان است که در دسامبر ۱۹۸۶ در دهلی نو رسماً افتتاح گردید. در رساله "قرن انوار" شرح ذیل مندرج است:

"در سال ۱۹۸۶ توسعه و تحکیم امر بهائی در هندوستان به نحوی شایان به تاج مشرق الاذکار زیبای آن کشور که در آن سال افتتاح گردید مزیّن شد ... امروز مشرق الاذکار هندوستان بیش از هر محلّ دیگری در این شبه قارّه بازدید کننده دارد و به طور متوسّط روزی بیش از ده هزار نفر از آن دیدن میکنند و در وصفش یا تصویرش در نشریات و فیلم ها و برنامه های تلویزیونی بارها ظاهر شده است. افزایش علاقه مردم به آئینی که بتواند خود را در قالب چنین بنای زیبائی تجسّم بخشد ما را به یاد توصیفی می اندازد که حضرت عبدالبهاء درباره مشرق الاذکار فرمود که "مبلّغ صامت" است.

بنای مشرق الاذکار دهلی نو به شکل گل "نیلوفر آبی"(لتوس) طرح شده است، نیلوفر آبی نماد پاکی، زیبائی، کمال و رحمت است و از طریق آثار ادبی و هنری با کلیّه ادیان و مذاهب هند ارتباط دارد و از محبوبیّت بی نظیری برخوردار است.

ارض اقدس، قلب عالم و قبله امم

ارض اقدس مرکز روحانی و اداری پیروان جمال قدم و اسم اعظم در سراسر عالم است. حرم اقدس روضه مبارکه علیا در مرج عکّا و مقام مقدّس اعلی و مراقد شریفه ثلاثه و معاهد و مؤسّسات بین المللی بهائی در دامنه کوه کرمل قرار  گرفته اند.

تشیید بنای رفیع الشّأن مقام مقدّس اعلی که مانند صدفی گوهر گرانبهای ضریح مقدّس را در بر گرفته در اکتبر ۱۹۵۳ بوجه اکمل و اتمّ انجام و اتمام یافت.

در توقیع منیع مبارک نوروز ۱۱۱ (مارس ۱۹۵۴) حضرت ولی امرالله در وصف این بنای مقدّس میفرمایند: "... این بنیان رفیع الشّأن قویّ الارکان سرمدی الآثار ...بر مدینه منوّره فسیحه مبارکه حیفا مشرف و در قلب کوه خدا نور افشان حال بمثابه ملکه در انظار آشنا و بیگانه ظاهر و باهر و جالب انظار و جاذب افئده و قلوب جمهور اغیار و ابرار در آغوش آن جبل مقدّس در بحبوحه جنّت علیا و در وسط اراضی موقوفه مقام علیّ اعلی بر عرش علی جالس و برداء بیضاء مرتدی و صدرش باسم اعظم مزیّن و رأسش بتاج ذهبی متوّج و ضراعش بلونین خضراء و حمراء ملوّن و بحدائق وسیعه متعدّده محاط  ... وجهش بسوی سجن اعظم الهی الموصوف بسماء من القلم الاعلی و قبله اهل بهاء مطاف ملأ اعلی در وادی ایمن مرج عکّا متوجّه ..."

سبک خاصّ معماری مقام مقدّس اعلی نه کاملاً شرقی است و نه کاملاً غربی. تلفیق بدیعی است از هر دو سبک.

دارالآثار بین المللی بهائی نخستین بنای حول قوس کرمل است که حضرت ولیّ امرالله نقشه اش را بعد از انجام مشاورات و مطالعات دقیق در سال ۱۹۵۴ تصویب فرموده اند و ساختمان آن در سال ۱۹۵۷ بپایان رسید، این بنای مجلّل اوّلین مشروعی است که منادی تأسیس و استقرار مرکز اداری جهانی بهائی در جبل کرمل محسوب میشود، سبک معماری بنای دارالآثار مقتبس از سبک معماری قدیم یونان است، نمای خارجی آن آراسته به ستونهای مرمر سفید و سقفش پوشیده از کاشی های سبز رنگ و صدرش مزیّن باسم اعظم است.

تالار بزرگ و زیبای داخلی اختصاص دارد به جمع و محافظه و ترتیب آثار و اشیاء کثیره متبرّکه نفیسه مقدّسه و برای این منظور از انواع فرش های بسیار نفیس، گنجه های متنوّع و زیبا، چلچراغها و لوازم دیگر با طرح های اروپائی، ایرانی، ژاپنی، چینی و هندی استفاده شده است. از جمله آثار نفیسه متبرّکه شمایل طلعت ابهی و حضرت اعلی، خطوط اصل، شعرات مبارک، البسه و اشیاء متبرّکه متعلّق به هیاکل قدسیّه، خطوط خوشنویسان با تذهیبهای زیبا کلاً در آن محفظه آثار مبارکه محفوظ است. بقول یکی از دوستان مقیم ارض اقدس زیبائی و در عین حال تقدیس بنای دارالآثار همراه با به هم آمیختن انواع هنرهای شرقی و غربی در تالار آن همه و همه مانند سمفونی موزونی به هم آمیخته شده که حتّی بر اهل هنر اعجاب آمیز و قابل ستایش است" در ماه فوریه سال ۱۹۵۷ به صرف فضل و عنایت الهی موهبت تشرّف بارض اقدس و زیارت مقامات مقدّسه علیا و فوز بلقای مولای محبوب توانا حضرت ولیّ امرالله نصیب نگارنده شد. خاطره کوچک دلنشینی از این تشرّف مرتبط است با بنای دارالآثار که ذیلاً نقل میشود:

در آن ایّام که ما مشرّف بودیم برای زائرین ایرانی ساعات قبل از ظهر اختصاص داشت به زیارت اماکن متبرّکه براهنمائی جناب دکتر لطف الله حکیم و عصرها هیکل مبارک حدائق علیاء را بقدوم خود مزیّن میفرمودند و حدود یک ساعت ماشیاً یا جالساً در حضورشان بودیم و از زیارتشان و بیاناتشان، از بزرگواری و متانتشان و در عین حال از مراتب خضوع و محبّت بیدریغشان متحیّر و محفوظ و بهره مند میشدیم و در پایان هر دیدار در التزام آن حضرت بزیارت مقام مقدّس اعلی مشرّف میشدیم و هیکل مبارک شخصاً زیارت نامه را با لحنی ملکوتی تلاوت میفرمودند.

صبح سوّمین روز تشرّفمان بارض اقدس(شنبه سوّم شهر الملک ۱۱۳ مطابق ۹ فوریه ۱۹۵۷) بعد از زیارت مراقد شریفه ثلاثه بتماشای بنای دارالآثار پرداختیم. پوشش سقف بنا با کاشی های سبز رنگ قریب باتمام بود ولی نازک کاری و تزئینات داخلی بنا هنوز شروع نشده بود، ایادی امرالله جناب لروی آیواس Leroy Ioas سرکشی و نظارت امور ساختمانی بنای دارالآثار را عهده دار بودند، ایشان نیز در این دیدار حاضر بودند و در نهایت لطف و محبّت قسمتهای مختلف بنا را با توضیحات لازمه ارائه دادند و نگارنده را برای ملاحظه طرز نصب کاشی ها به روی سقف دعوت نمودند. عصر همان روز طبق معمول بحضور مبارک شرفیاب شدیم پس از اظهار خوش آمد و صحبت درباره مراقد و لوح کرمل و تأسیسات امرالله در جبل الرّب و معنای سفینة الله در لوح مبارک پرسیدند "بنای دارالآثار را دیدید؟ عرض شد بله قربان، از نگارنده پرسیدند: "شما مهندس هستید؟" معروض داشتم بله قربان، فرمودند: "پسندیدید؟" عرض کردم البتّه و بعد اضافه نمودم که بنده تا اندازه ای با معماری کلاسیک آشنا هستم (۱) فرمودند "فرق دارد" به تصوّر آنکه منظور مبارک داخل بناست عرض کردم البتّه داخل بنا کاملاً متفاوت است با لحنی دلنشین فرمودند: "جبهه اش مزیّن به اسم اعظم است" در نظر مبارک اسم اعظم میزان کلّ شیء است.

ابنیه حول قوس کرمل

قوس کرمل حدّ فاصل مرکز روحانی و اداری امر بهائی در دامنه کوه کرمل است. این قوس از جهتی محیط است بر مراقد شریفه حضرت ورقه علیا و برادر و مادر عظیم الشّأن ایشان و از طرف دیگر مشروعات و مؤسّسات بین المللی بهائی در حول آن قرار گرفته.

در رساله "قرن انوار" چنین آمده است: "در حول قوس کوه کرمل ابنیه مجلّلی ساخته شد و در دامنه اش از پای تا قلّه کوه  طبقاتی با حدائق بی نظیر احداث گردید و امر الهی که طی قرن انوار هر روز بر نفوذش در جهان می افزود بالاخره در مجموعه بناهای رفیع البنیانی وجود مهیمن مشهودی یافت ..."

ابنیه ای که بعد از بنای دارالآثار بین المللی در حول قوس کوه کرمل با سبکی هماهنگ ساخته شد از این قرار است:

اتمام ساختمان بنای عظیم و مجلّل بیت العدل اعظم و انتقال محلّ کار معهد اعلی به بنای دائمی ژانویه ۱۹۸۳

اختتام ساختمان دارالتّحقیق و توسعۀ دارالآثار آوریل ۱۹۹۹

افتتاح ساختمان جدید ژوئیه ۱۹۹۹

اختتام ساختمان دارالتّبلیغ بین المللی اکتبر ۲۰۰۰

افتتاح رسمی بنای دارالتّبلیغ ژانویه ۲۰۰۱

افتتاح رسمی طبقات (تراس ها) کوه کرمل مه ۲۰۰۱

... در قرن بیستم بر اثر مساعی حضرت عبدالبهاء و حضرت ولیّ امرالله کوه کرمل خود شاهدی بر وحدت امر بهائی قرار گرفت. (نقل از رساله قرن انوار)

_________________________________

۱) توضیح آنکه نگارنده در آن سال در دانشگاه طهران، دانشکده هنرهای زیبا، رشته معماری تدریس میکردم.

 

 
< بعد   قبل >
 
 

استفاده از مطالب پژوهشنامه‎‎تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.‏

Creative Common