صفحه اصلی arrow کلیۀ مقالات arrow ماوراى انقلاب اطلاعاتى
ماوراى انقلاب اطلاعاتى
چاپ ايميل
شمارۀ ٧
نگارش: پيتر - ف. دروکر Peter F. Drucker، ترجمهٴ شيرين منجّم
  
  

تأثير واقعى انقلاب اطّلاعاتى هم‌اکنون به تدريج پديدار مى‌شود. ولی اين‌ٰ‌اطلاعات‌ٰ‌ٰ‌نيست که اين تأثير را تقويت مى‌کند، اين هوش مصنوعى نيست، تأثير کامپيوتر و پردازش مفروضات در تصميم‌گيرى، در اتّخاذ خطّ مشى و يا استراتژى نيست، بلکه چيزيست که در واقع تا ده يا پانزده سال قبل هيچکس نه پيش‌بينى مى‌نمود و نه در بارهٴ آن صحبتى مى‌شد اين تجارت يا داد و ستد است يعنى ظهور انفجارآميز اينترنت است که از آن بعنوان عمده‌ترين وسيله جهت توزيع بين‌المللی کالا، خدمات مختلف و حتّى آنچه که مايهٴ حيرت است، جهت احراز پستهاى مديريّت و مشاغل حرفه‌اى استفاده مى‌شود. اين مسئله بطور عميق اقتصادها، بازارها، سازمان صنايع، توزيع محصولات و خدمات تفکيک موادّ مصرفى، ارزش و رفتار مصرف‌کنندگان، مشاغل و بازارهاى کار را دگرگون کرده‌است. حتّى تأثير آن روى مجامع، سياستها و بالاتر از همه روى نحوه‌اى که ما دنيا و جايگاه خود را در آن مى‌بينيم بمراتب بزرگتر است. در عين حال، بطور قطع صنايع تازه و غيرقابل پيش‌بينى سريعاً بظهور خواهند پيوست. يکى از آنها که هم‌اکنون وجود دارد صنعت زيست‌شناسى و ديگرى صنعت پرورش ماهى مى‌باشد. در طى پنجاه سال آينده توليد ماهى ما را از صيد و جمع‌آورى در درياها به دامداران دريائى تغيير خواهد داد همانگونه که نوآورى مشابهى در ١٠،٠٠٠ سال قبل پيشينيان ما را از شکارچيان و مصرف‌کنندگان ميوهٴ درختان به کشاورزان و دامداران تغيير داد٠

امکان دارد که فنون جديد ديگرى ظاهر شوند که يکباره ما را بسوى صنايع تازه‌اى رهنمون شوند که حتّى تصوّر آنهم در حال حاضر غيرممکن است. آنچه که احتمال قريب به يقين است اينست که اين فنون قريباً بوقوع خواهند پيوست و يقيناً تعدادى از آنها و صنايعى که مبتنى بر آنهاست از کامپيوتر و صنعت اطّلاعاتى Information Technology  مايه خواهند گرفت. نظير تکنولوژى زيست‌شناسى و پرورش ماهى که هرکدام از اينها از تکنيک مخصوص به خود و فنّ غيرمنتظره‌اى بمنصّهٴ ظهور خواهد رسيد.

البتّه همهٴ اينها فقط پيش‌گوئى است ولی اين پيش‌بينى مبتنى بر اين عقيده است که انقلاب اطّلاعاتى مثل بسيارى از نهضتهاى انقلابى که متّکى بر فنون بوده در طىّ ٥٠٠ سال گذشته از زمان انقلاب چاپ گوتنبرگ، حدود ١٤٥٥، تاکنون در حال تکامل بوده‌است. بويژه اين گمان مى‌رود که انقلاب اطّلاعاتى مانند انقلاب صنعتى اواخر قرن هجدهم و اوائل قرن نوزدهم خواهد بود و اين دقيقاً همان نحوه‌ايست که انقلاب اطّلاعاتى در طى پنجاه سال اوّليهٴ خود بوده‌است. 

راه آهن

انقلاب اطّلاعاتى اکنون در همان مرحلهٴ انقلاب صنعتى در اوائل ١٨٢٠ مى‌باشد، يعنى حدود ٤٠ سال بعد از آنکه ماشين بخار جيمزوات در سال ١٧٧٦ براى اوّلين بار بکار گرفته شد و از آن بمنظور يک کاربرد صنعتى يعنى نخ‌ريسى (در سال ١٧٨٥) استفاده شد. اهميّت ماشين بخار در اوّلين انقلاب صنعتى نظير اهميّت کامپيوتر در انقلاب اطّلاعاتى و در حقيقت محرّک اصلی و نشانهٴ آن مى‌باشد. امروزه تقريباً همه‌کس بر اين باور است که تابحال در تاريخ اقتصاد حرکتى سريعتر از انقلاب اطّلاعاتى نبوده و اثرى نظير آن نداشته‌است. انقلاب صنعتى هم لااقل در همان برهه از زمان بهمين سرعت و با همين تأثير شديد حرکت نموده‌است. در زمان کوتاهى اکثريّت کارخانجات به ماشين‌آلات مجهّز شدند که اوّلين و مهمّترين آنها در قرون هجده و نوزده صنعت نسّاجى بود. قانون مور Moore ادّعا مى‌کند که قيمت جزء اصلی انقلاب اطّلاعاتى که Microchip (واحد اطّلاعاتى) مى‌باشد در هر ١٨ ماه پنجاه درصد نزول مى‌کند. همين موضوع در مورد فرآورده‌هاى صنعتى در دوران اوّلين انقلاب صنعتى صدق مى‌کرد. قيمت منسوجات نخى در مدّت پنجاه سال از شروع قرن هجدهم ٩٠ درصد تنزّل کرد و توليد منسوجات پنبه‌اى تنها در انگلستان ١٥٠ بار افزايش يافت. با وجوديکه توليد پارچه آشکارترين توليد سالهاى اوّليهٴ انقلاب صنعتى بود، در همان دوره توليد اکثريّت موادّ مانند کاغذ، شيشه، چرم و آجر ماشينى شد و اثر آن فقط محدود به موادّّ مصرفى نبود. توليد آهن و موادّ آهنى، مثلاً سيم، بهمان سرعت نسّاجى ماشينى شد و با قوّهٴ بخار بکار افتاد و همان ةکثير از نظر هزينه، قيمت و بازده حاصل شد. در اواخر جنگهاى ناپلئونى توليد تفنگ در تمام اروپا بوسيلهٴ قوّهٴ بخار انجام مى‌شد و توپها ده الی بيست مرتبه سريعتر از گذشته ساخته مى‌شدند و قيمت آنها به دو سوم تقليل يافت. در همان زمان ايلاى ويتنى Eli Whitney  در امريکا توليد تفنگهاى سبک را ماشينى کرد و اوّلين توليد با حجم زياد را بوجود آورد.

در طىّ چهل پنجاه سال، کارخانه‌ها و طبقهٴ کارگر بوجود آمدند. تعداد هردوى اينها، حتّى در انگلستان، در سالهاى ١٨٢٠ بقدرى کم بود که باحصاء در نمى‌آمد ولی اين طبقه از نظر روانى نفوذ داشتند و بزودى از نظر سياسى هم صاحب نفوذ شدند قبل از اينکه در آمريکا کارخانجاتى وجود داشته باشد، الکساندر هاميلتون Alexander Hamilton  در کتابش (١٧٩١) بنام ‌ٰ‌ٰ‌گزارشى در مورد توليد‌کنندگان‌ٰ‌ٰ‌يک مملکت صنعتى را پيش‌بينى کرد. ده سال بعد در سال ١٨٠٣ اقتصاددان فرانسوى بنام ژان‌باپتيست‌سِى Jean Baptiste Say ملاحظه کرد که انقلاب صنعتى با بوجود آوردن ارباب صنايع اقتصاد را تغيير داده‌است.

اثرات اجتماعى اين تغيير فراتر از کارخانه و طبقهٴ کارگر بود. همانطورى که پل جانسون Paul Johnson  مورّخ در کتابش بنام ‌ٰ‌ٰ‌تاريخ مردم امريکا‌ٰ‌ٰ‌در سال ١٩٩٧ اشاره کرده‌است، رشد انفجارآميز صنعت نسّاجى که پايه‌اش روى ماشين بخار بود برده‌دارى را دوباره رواج داد. برده‌دارى که بنظر پايه‌گزاران جمهورى امريکا عملاً از بين رفته بود با ترقّى ماشين پنبه‌پاک‌کنى که با بخار رانده مى‌شد و احتياج به تعداد کثيرى کارگر کم مزد داشت دوباره بمدّت چندين سال پرمنفعت‌ترين صنعت امريکا شد.

انقلاب صنعتى همچنين اثر عمده‌اى روى خانواده داشت. خانوادهٴ متشکّل مدّتها بود که يک واحد توليد‌کننده بود و زن، شوهر و بچّه‌ها هم در مزرعه و هم در کارگاه‌ها با هم کار مى‌کردند. تقريباً براى اوّلين بار در تاريخ، کارخانه، کارگر و کار را از محيط خانه به محيط کار منتقل کرد در حالی که بقيّهٴ افراد فاميل را، از جمله همسران کارگر مرد را يا والدين کودکان کارگر را پشت سر گذاشت.

در واقع بحران خانواده بعد از جنگ جهانى دوم شروع نشد بلکه شروعش همزمان با انقلاب صنعتى بود و در حقيقت مايهٴ نگرانى کسانى بود که با انقلاب صنعتى و سيستم کارخانه‌اى مخالف بودند. (بهترين توصيف از جدائى کار و خانواده و تأثير بر هردوى آنها در کتاب ‌ٰ‌ٰ‌دوران سخت‌ٰ‌ٰ‌اثر چارلزديکنس در سال ١٨٥٤ آمده‌است).

با وجود تمام اين تأثيرات، انقلاب صنعتى در طىّ نيم قرن اوّلش فقط توليد موادّى را ماشينى کرد که در تمام اينمدّت توليد مى‌شدند. در اين دوره توليد بمقدار معتنابهى زياد شد و هزينه به نحو عمده‌اى پائين آمد. مصرف‌کننده و موادّ مصرفى هردو بوجود آمدند ولی اين توليدات هميشه وجود داشتند. موادّى که در کارخانجات ساخته مى‌شدند تنها فرقى که با توليدات سابق داشتند اين بود که متّحدالشکل بوده و معايب کمترى از مصنوعات سابق داشتند و قابل مقايسه با آنهائى بودند که توسّط صنعتگران درجهٴ يک دوران سابق ساخته مى‌شد.

در طىّ اين پنجاه سال اوّليّه تنها يک استثناء عمده وجود داشت و آن کشتى بخار بود که براى اوّلين بار در سال ١٨٠٧ توسّط Robert F‌ulton عملاً مورد استفاده قرار گرفت ولی تأثيرش تا سى الی چهل سال بعد نمودار نشد. در واقع تقريباً تا اواخر قرن نوزدهم بيشتر حمل و نقل کالا با کشتيهاى بادبانى انجام مى‌شد تا با کشتيهاى بخارى.

سپس در سال ١٨٢٩ راه آهن بوجود آمد، پديده‌اى که حقيقتاً بى‌نظير بود و براى هميشه اقتصاد، اجتماع و سياست را تغيير داد.

وقتيکه بعقب مى‌نگريم مشکل است تصّور کنيم که چرا ايجاد راه‌آهن آنقدر بطول انجاميد. خطّ آهن براى کشيدن ارّابه‌هاى حامل ذغال سنگ مدّتها بود که در معادن بکار برده مى‌شد. چه چيزى واضحتر از اين بود که موتور بخارى روى يک ارّابه گذشته شود که عوض انسان و يا اسب آنرا بکشد؟ ولی اختراع راه‌آهن از ارّابهٴ معادن سرچشمه نگرفت بلکه مستقلاً رو به تکامل گذاشت و قرار نبود که براى حمل کالا از آن استفاده شود. برعکس براى مدّتى طولانى فقط بعنوان وسيله‌اى جهت حمل مسافر بکار برده‌مى‌شد. سى سال بعد در امريکا راه‌آهن جهت حمل کالا بکار گرفته شد. در حقيقت در طى سالهاى ١٨٧٠ و ١٨٨٠ مهندسين انگليسى که براى ساختن راه‌آهنهاى ژاپن شبيه آنچه در غرب معمول بود استخدام شده بودند، آنها را بمنظور حمل مسافر طرح‌ريزى کردند. بدين جهت است که تا امروز ترنهاى ژاپنى قابليّت حمل کالا ندارند. تا زمانى که اوّلين خط آهن واقعاً بکار افتاد پيش‌بينى چنين پديده اى غيرممکن مينمود.

با وجود اين در طى پنجسال دنياى غرب در بزرگترين پيشرفت تاريخى خود يعنى توسعهٴ راه‌آهن درگير شد. در حاليکه جابجا ورشکستگى‌هاى عظيم در تاريخ اقتصاد مشاهده مى‌شد در اروپا اين توسعهٴ شديد تا سى سال يعنى تا اواخر سالهاى ١٨٥٠ ادامه داشت. در اين زمان بيشتر راه‌آهنهاى عمده که تا بامروز موجود است ساخته شده‌بود. اين پيشرفت در امريکا تا سى سال بعد و در مناطق دوردست مثل آرژانتين، برزيل، روسيهٴ آسيا و چين تا حدوث جنگ جهانى اوّل ادامه داشت.

راه‌آهن محصول واقعى انقلاب صنعتى بود زيرا نه‌تنها بُعد اقتصادى جديدى را بوجود آورد بلکه بنظر من جغرافياى ذهنى را نيز بسرعت تغيير داد براى اوّلين بار در تاريخ، انسانها از سهولت حرکت برخوردار شدند و براى اوّلين بار افقهاى مردم عادى باز شد. معاصرين وقت فوراً متوجّه تغيير فکرى اساسى شدند (توضيح شايسته‌اى در اين مورد را مى‌توان در کتاب جورج اليوت George Eliot  بنام Middlemarch ملاحظه کرد که به بهترين وجه تغييرات جامعهٴ در حال انتقال انقلاب صنعتى را نشان مى‌دهد). در سال ١٩٨٦ خاطرنشان ساخته، آنچه که فرانسه را بصورت يک ملّت و يک فرهنگ درآورده راه آهن بود در صورتيکه قبلاً اجتماعى بود که از چندين ناحيهٴ خودمختار تشکيل شده بود که فقط از نظر سياسى بهم پيوسته بودند. در تاريخ امريکا نقش راه‌آهن در بوجود آوردن غرب امريکا مطلبى شناخته شده است.

 روان‌سازى امور Routinization  

همانند انقلاب صنعتى در دو قرن پيش، انقلاب اطّلاعاتى از اوّل بدايتش تابحال يعنى از زمان اوّلين کامپيوترها در نيمهٴ سال ١٩٤٠ فقط جرياناتى را تغيير داده که قبلاً هم وجود داشتند. در واقع اثر واقعى انقلاب اطّلاعاتى اصلاً بصورت اطّلاعات نبوده‌است. تقريباً هيچيک از مفاهيم اطّلاعات که در چهل سال قبل پيش‌بينى شده بود بمنصّهٴ ظهور نرسيده‌است. براى مثال عملاً تغييرى در هيچيک از تصميماتى که در کسب و يا حکومت گرفته مى‌شوند داده نشده ولی انقلاب اطّلاعات بسيارى از محاسبات قديمى را بصورت عادّى درآورده‌است.

نرم‌افزارى software که براى کوک کردن پيانو بکار مى‌رود کارى را که در قديم بمدّت چهارساعت انجام مى‌شد به بيست دقيقه تقليل داده‌است. اکنون از نرم‌افزارهاى مختلف براى کارهاى روزمرهٴ کسب و کار از قبيل پرداخت حقوق، کنترل صورت موجودى، و جدول تحويل کالا استفاده مى‌شود. طرح وسائل داخلهٴ يک ساختمان مثلاً يک زندان و يا بيمارستان ( تهويه، لوله‌کشى آب، فاضل‌آب و غيره) که سابقاً توسط حدود بيست و پنج طرّاح ماهر بمدّت پنجاه روز انجام مى‌گرفت امروزه با استفاده از يک برنامهٴ کامپيوتر بوسيلهٴ يک طرّاح در مدّت دو روز و با عشرى از هزينه بانجام مى‌رسد. نرم‌افزارى به تهيّهٴ محاسبهٴ مالياتى کمک مى کند و ديگرى به کارآموزان بيمارستان مى‌آموزد که چگونه کيسهٴ صفرا را خارج کنند. اشخاصى که امروزه با کامپيوتر معاملات بورس انجام مى‌دهند دقيقاً همان کارى را مى‌کنند که پيشينيانشان در سالهاى ١٩٢٠ با صرف ساعتها در دفاتر دلالی انجام مى‌دادند. جريان کارها تغييرى نکرده بلکه کارها قدم به قدم آسانتر شده و در نتيجه بطور بارزى در وقت و غالباً در هزينه صرفه‌جوئى مى‌شود.

اثرات روانى انقلاب اطّلاعاتى همانند انقلاب صنعتى بسيار زياد بوده‌است. بزرگترين اثر آن بر روى اطفال و نحوهٴ فراگيرى آنها بوده‌است. از سن چهارسالگى و يا زودتر اطفال با فراگرفتن مهارتهاى کامپيوترى از بزرگترهاى خود پيشى‌مى‌گيرند، کامپيوتر وسيلهٴ بازى و فراگيرى آنها مى‌باشد. پنجاه سال ديگر ممکن است ما باين نتيجه برسيم که در سالهاى آخر قرن بيستم ‌ٰ‌ٰ‌بحران تعليم و تربيت در امريکا‌ٰ‌ٰ‌وجود نداشت بلکه فقط بين نحوهٴ آموزش مدارس در قرن بيستم و نحوهٴ فراگيرى در آخر قرن بيستم تفاوت فاحش وجود داشت. نظير همين اتّفاق يکصدسال بعد از اختراع چاپ و حروف چاپ متحرّک در دانشگاه‌هاى قرن شانزدهم روى داد.

انقلاب اطّلاعاتى در محيط کارآموزى را که ما هميشه انجام مى‌داديم بصورت عادى درآورده‌است. تنها تفاوت در استفاده از CD-ROM مى‌باشد که بيست سال قبل اختراع شد و از آن بصورت بديعى براى نمايش اپرا، دروس دانشگاهى، آثار نويسندگان استفاده مى‌شود. مثل قايق بخارى  CD-ROMهنوز آنطورى‌که بايد و شايد مورد قبول واقع نشده‌است.

 مفهوم داد و ستد الکترونيکى

تأثير تجارت الکترونيکى در انقلاب اطّلاعاتى از همان اهميّتى برخوردار است که راه‌آهن در انقلاب صنعتى پديده‌اى کاملاً جديد کاملاً بى‌نظير و کاملاً غيرقابل پيش‌بينى. و مانند راه‌آهن در ١٧٠ سال پيش، تجارت الکترونيکى در حال بوجود آوردن يک تحوّل چشمگير جديد و مشخّص مى‌باشد که بسرعت اقتصاد، اجتماع و سياست را تغيير مى‌دهد.

بعنوان مثال‌: يک کارخانهٴ متوسّط در قسمت صنعتى غرب امريکا که در سالهاى ١٩٢٠ تأسيس شده و اکنون بتوسّط نواده‌هاى مؤسّس آن اداره مى‌شود حدود ٦٠% مصرف ظروف چينى ارزان‌قيمت رستورانها، مدارس و بيمارستانهاى موجود در محدودهٴ ١٠٠ ميلی کارخانه را تأمين مى‌کرد. ظروف چينى سنگين و شکننده هستند و بهمين جهت بيشتر در محدودهٴ کوچکى خريد و فروش مى‌شوند. تقريباً يکشنبه اين کارخانه نصف فروشش را از دست داد. يکى از مشتريان آن که مدير کافهٴ يک بيمارستان بود وقتيکه در اينترنت جستجو مى‌کرد متوجّه يک توليد‌کنندهٴ اروپائى شد که چينى بهترى با قيمت ارزانتر ارائه مى‌داد و آنرا بوسيلهٴ هواپيما بمشتريان تحويل مى‌داد. در طى چندماه مشتريان اصلی اين کارخانه به آن توليدکنندهٴ اروپائى رو آوردند و بنظر مى‌آمد که تعداد کمى از آنها متوجّه اين موضوع هستند که اين جنس از اروپا وارد مى‌شود و اگر هم بدانند برايشان خيلی مهمّ نيست.

در جغرافياى ذهنى که راه آهن بوجود آورده بود بشر مسألهٴ فاصله را حل کرد. در جغرافى ذهنى تجارت الکترونيکى هم فاصله بکلّى از بين رفته و اکنون فقط يک اقتصاد و فقط يک بازار وجود دارد.

يکى از نتايج اين تحوّل اينست که داد و ستد، حتّى اگر در يک منطقهٴ محدود و کوچک انجام مى‌شود، بايد بصورت رقابت جهانى درآيد. رقابت ديگر محلّى نيست و در واقع مرز و بومى نمى‌شناسد. هر شرکت تجارى بايد در ادارهٴ امور خود تحوّلات جديدى قبول کند. با وجود اين خيلی امکان دارد که شرکتهاى مرسوم بين‌المللی بکلّى منسوخ شوند. آنهائى که در يک محدودهٴ خاص توليد و توزيع مى‌کنند و شرکتهاى محلّى مى‌باشند. در تجارت الکترونيکى محدودهٴ خاص و شرکتهاى محلّى وجود ندارند. تصميمات عمده در بارهٴ محلّ توليد و فروش و چگونگى فروش در داد و ستد حائز اهميّت خواهد بود ولی در بيست سال آينده احتمالاً مسئلهٴ اينکه شرکتها چگونه، کجا و بچه نحوى کارشان را انجام مى‌دهند مطرح نخواهد بود.

در عين حال هنوز معلوم نيست که چه نوع کالاها و خدماتى از طريق تجارت الکترونيکى خريد و فروش شده و چه نوعى براى اين منظور نامناسب خواهد بود. اين موضوع در مورد همهٴ طرق جديد توزيع صدق مى‌کند. بايد پرسيد که چرا راه‌آهن جغرافى ذهنى و اقتصادى را تغيير داد در صورتيکه کشتى بخار که همان اثر را روى تجارت و مسافربرى داشت هيچکدام از اين دو نتيجه را نداشت. چرا کشتى بخار چنين تحوّل فاحشى را بوجود نياورد؟

همچنين اثر تغييرات اخير در وسائل توزيع، مثلاً در تغيير بقّالی محلّى به سوپرمارکت، از سوپرمارکت خصوصى به سوپرهاى زنجيره‌اى و عوض شدن اينها به وال‌مارت Wall-Mart  و ديگر مغازه‌هاى تخفيفى هنوز نامعلوم است. هم‌اکنون واضح است که تغيير به تجارت الکترونيکى همانقدر مهيّج و غيرقابل پيش بينى خواهد بود.

در اينجا چند مثال ارائه مى‌دهيم. بيست و پنج سال پيش بيشتر مردم باور داشتند که در طى چندين دهه حروف نوشته‌شدهٴ الکترونيکى به صفحهٴ کامپيوتر مشترکين فرستاده خواهد شد. مشترکين يا اين متن را روى صفحهٴ کامپيوتر مى‌خوانند و يا آنرا چاپ مى‌کنند. اين فرضيّه بود که زيربناى CD-ROM  شد. بدين‌ترتيب تعدادى از روزنامه‌ها و مجلاّت، و نه فقط در امريکا، محصول بر روى اينترنت منتقل کردند امّا تعداد کمى از آنها به ثروت هنگفتى دست يافتند. ولی اگر کسى بيست سال قبل کار   Amazon.com وbarnesandnoble.com  را يعنى فروش کتاب از طريق اينترنت و ارسال آنها بصورت چاپ شده را پيش‌بينى مى‌کرد بشدّت مورد استهزاء قرار مى‌گرفت. در واقع کار Amazon.com و Barnesandnoble.com دقيقاً همين است و آنها در تمام دنيا باين کار مشغولند. اوّلين سفارش براى چاپ امريکائى کتاب من بنام ٰ‌ٰ‌مشکلات مديريّت براى قرن بيست و يکم‌ٰ‌ٰ‌(١٩٩٩) به Amazon.com آمد و اين سفارش از آرژانتين آمده بود.

مثال ديگر: ده سال پيش يکى از پيشرفته‌ترين شرکتهاى اتومبيل در دنيا تحقيق کاملی در مورد اثر اينترنت بر فروش اتومبيل بعمل آورد و باين نتيجه رسيد که اينترنت وسيلهٴ عمده‌اى براى توزيع اتومبيل‌هاى دست دوم خواهد شد امّا مشتريان اتومبيلهاى نو ترجيح خواهند داد که به آنها دست يافته و آنها را امتحان کنند. امّا در حقيقت، لااقل تا بحال، بيشترين تعداد اتومبيلهاى دست دوم هنوز بتوسّط فروشندگان، و نه بوسيلهٴ اينترنت، بفروش مى‌رسند و دلالها بعداً اتومبيلهائى را که مشتريان نديده انتخاب کرده‌اند تحويل مى‌دهند. در اين مورد آيندهٴ دلاليهاى محلّى فروش اتومبيل که پرمنفعت‌ترين تجارتهاى کوچک است بچه صورتى درخواهد آمد؟

مثال ديگر: سوداگران بازار بورس امريکا در سالهاى ترقّى ١٩٩٨ و ١٩٩٩ بطور فزاينده از طريق اينترنت خريد و فروش بورس مى‌کنند ولی بنظر مى‌رسد که سرمايه‌گذاران، خود را از خريد سهام از طريق الکترونيکى کنار مى‌کشند. وسيلهٴ عمدهٴ سرمايه‌گذارى در امريکا مؤسّسات مالی‌اند در حاليکه چند سال پيش بيشتر از نصف خريد آنها بطريق الکترونيکى انجام مى‌شد، پيش‌بينى مى‌شود که در سال آينده اين رقم به سى و پنج درصد و تا سال ٢٠٠٥ به بيست درصد تقليل خواهد يافت. اين برعکس آن چيزى است که عموماً ده پانزه سال پيش انتظار مى‌رفت.

سريعترين رشد تجارت الکترونيکى در امريکا در عرصه‌ايست که تابحال هيچ تجارتى در آن وجود نداشت و آن يافتن کار براى متخصّصين و مديران است. تقريباً نيمى از بزرگترين شرکتهاى دنيا اکنون از طريق Web Sites استخدام مى‌کنند و حدود دو مليون و نيم نفر از مديران و افراد متخصّص، که دوسوم آنها حتّى مهندس و يا متخصّص کامپيوتر هم نيستند، کارنامهٴ شغلی خود را در اينترنت گذاشته و از اين طريق جوياى کار هستند. در نتيجه يک بازار کاريابى کاملاً جديد بوجود آمده‌است.

اين نشان‌دهندهٴ اثر مهمّ ديگرى از تجارت الکترونيکى مى‌باشد. مجارى جديد توزيع، نه‌تنها مشتريها را عوض مى‌کنند، بلکه نحوهٴ خريد و آنچه را که مى‌خرند تغيير مى‌دهند. آنها رفتار خريدار، رويهٴ صرفه‌جوئى ساخت صنعتى و بطور خلاصه تمامى اقتصاد را عوض مى‌کنند. اين نحوه‌ايست که نه‌فقط در امريکا بلکه بطور افزاينده در کشورهاى پيشرفته و تعداد معتنابهى از کشورهاى در حال رشد و حتّى در چين اصلی در حال وقوع مى‌باشد.

لوترLuther  ماکياول (Machiavelli) و ماهى آزاد Salmonراه‌آهن انقلاب صنعتى را به يک امر مسلّم تبديل کرد. آنچه که در ابتدا انقلاب بود اکنون بصورت يک مؤسّسهٴ دائمى درآمده و تحوّلی که در نتيجهٴ آن بوجود آمد يکصدسال دوام يافت. تکنولوژى ماشين بخار فقط به راه‌آهن منتهى نشد بلکه در سالهاى ١٨٨٠ و ١٨٩٠ به اختراع توربين بخار و در سالهاى ١٩٢٠ و ١٩٣٠ به آخرين لوکوموتيو با شکوه بخار امريکا که مورد علاقهٴ زياد علاقمندان راه‌آهن مى‌باشد انجاميد. ولی تکنولوژى که روى قوّهٴ بخار و کارهاى توليدى متّکى شده‌بود اهميّتش را از دست داد و بجاى آن قوّهٴ محرّکهٴ اين تکنولوژى به سوى صنايع کاملاً جديدى که بلافاصله بعد از اختراع راه‌آهن بمنصّهٴ ظهور رسيدند بحرکت درآمد و هيچيک از اين صنايع ارتباطى با قوّهٴ بخار نداشتند. اوّلين آنها تلگراف برقى و عکّاسى بودند که در سالهاى ١٨٣٠ و بعد از آنها علم وسائل بينائى (Optic)  و کشاورزى بوجود آمدند. صنعت تهيّهٴ کود شيميائى که در سالهاى آخر ١٨٣٠ شروع شد کشاورزى را دگرگون کرد. بهداشت عمومى با توجّه به قرنطينه، واکسيناسيون، رساندن آب پاکيزه و سيستم فاضل‌آب باعث شد که محيط شهر براى اوّلين بار در تاريخ از محيط روستائى براى زندگى سالمتر شود. مقارن همين زمان اوّلين داروهاى بيهوشى بوجود آمدند.

در نتيجهٴ اين اختراعات جديده، مؤسّسات عمدهٴ اجتماعى نظير خدمات پستى، روزنامه‌ها و بانکهاى سرمايه‌گذارى و بازرگانى ايجاد شدند. هيچيک از مؤسّسات ذکرشده کوچکترين ارتباطى با ماشين بخار يا انقلاب صنعتى نداشتند و هم اين صنايع و مؤسّسات جديد از سالهاى ١٨٥٠ تفوق آتى کشورهاى پيشرفته را در عرصهٴ اقتصاد جهان تضمين نمودند.

اين جريان شباهت زيادى به آنچه در انقلاب چاپ روى داد دارد اوّلين انقلاب تکنولوژى که دنياى مدرن را بوجود آورد. در طى پنجاه سال بعد از ١٤٥٥، زمانيکه گوتنبرگ بعد از سالها سعى و کوشش دستگاه چاپ و تايپ متحرّک را تکميل نمود، انقلاب چاپ يکباره اروپا را فرا گرفت و بکلّى اقتصاد و حالت روانى آنرا تغيير داد. کتابهائى که در پنجاه سال اوّل بچاپ رسيدند و بنام Incunabula (دورهٴ اوّل) خوانده مى‌شدند اکثراً نوشته‌هاى مذهبى بودند که راهبين در قرون متمادى با سعى و کوشش فراوان و با دست نوشته بودند و اينها رساله‌هاى مذهبى بودند که از زمانهاى قديم بيادگار مانده بودند. تعداد ٧٠٠٠ مواضيع مختلفه در اين پنجاه سال اوّليه در ٣٥٠٠٠ مورد به طبع رسيدند که ٦٧٠٠ عدد از اينها مواضيع مربوط به آداب و رسوم معموله بودند. بعبارت ديگر صنعت چاپ در پنجاه سال اوّلش اطّلاعات مرسوم و محصولات خبررسانى را بقيمت ارزان در دسترس مردم گذاشت. شصت سال بعد از گوتنبرگ انجيل لوتر (Luther) ببازار آمد که فوراً به تعداد هزاران نسخه و بقيمت فوق‌العاده ارزان بفروش رسيد. با انجيل لوتر، صنعت جديد چاپ اجتماع تازه‌اى را بوجود آورد. مذهب پروتستان Protestanism در اين زمان بوجود آمد و نصف اروپا را در تحت تصرّف خود در آورد و در مدّت بيست سال مذهب کاتوليک را مجبور کرد که در نيمهٴ ديگر اروپا در عقايد خود تجديد نظر کند. لوتر عمداً با استفاده از اين وسيله سعى کرد که ديانت را در محور زندگى افراد و اجتماع قرار دهد و اينموضوع باعث يک قرن و نيم اصلاح عقايد، شورشهاى دينى و جنگهاى مذهبى شد.

در همان زمانى‌که لوتر بطور جدّى چاپ را وسيله‌اى براى تقويت و اصلاح مسيحيّت قرار داد، ماکياول کتاب شاهزاده The prince را در سال ١٥١٣ نوشت که اوّلين کتابى بود که در غرب بعد از متجاوز از هزارسال بدون نقل حتّى يکى از نوشته‌هاى انجيل و يا نوشته‌هاى گذشتگان منتشر شد. در مدّتى بسيار کوتاه کتاب شاهزاده دومين مقام را در قرن شانزدهم از نقطهٴ نظر فروش بخود اختصاص داد. اين کتاب همچنين پرآوازه‌ترين و پرنفوذ‌ترين نوشتهٴ قرن شانزدهم بود. طولی نکشيد که کتابهاى غيرمذهبى بسيارى که امروزه آثار مطبوع ناميده‌مى‌شود از قبيل رمان و کتابهائى در بارهٴ علوم، تاريخ، سياست.، و بزودى اقتصاد بوجود آمد. همچنين اوّلين نمايش هنرى کاملاً غيرمذهبى يعنى تآتر مدرن در انگلستان ظاهر شد. مؤسّسات جديد اجتماعى مانند طبقهٴ ژزوئيت، پياده‌نظام اسپانيولی، اوّلين نيروى دريائى مدرن و بالاخره دولت ملّى مستقل بمنصّهٴ ظهور رسيدند. بعبارت ديگر انقلاب چاپ همان مسيرى را طى کرد که انقلاب صنعتى که سيصدسال بعد از آن شروع شد و انقلاب اطّلاعاتى که در حال حاضر مى‌پيمايد.کسى نمى‌داند که چه صنايع و مؤسّسات جديدى بوجود خواهند آمد. هيچکس در سالهاى ١٥٢٠ ادبيات غيرمذهبى را پيش‌بينى نمى‌کرد تا چه رسد به تآتر. هيچکس در سالهاى ١٨٢٠ انتظار وقوع تلگراف برقى، بهداشت عمومى و يا عکسبردارى را نداشت.

ظاهراً بطور يقين بيست سال آينده شاهد ظهور صنايع جديد بسيارى خواهد بود و قطعاً تعدادى از آنها از تکنولوژى اطّلاعات، کامپيوتر، پردازش مفروضات و اينترنت سرچشمه خواهند گرفت و اين موضوع مبتنى بر سوابق تاريخى است و در مورد صنايع جديدى که هم‌اکنون و بسرعت در حال بروز و ظهورند از قبيل صنعت زيست‌شناسى و پرورش ماهى صدق مى‌کند.

بيست و پنج سال پيش ماهى آزاد (Salmon) يک غذاى نفيس بود. در گردهم‌آئيها معمولاً انتخاب غذا بين مرغ و گوشت گاو بود ولی امروز ماهى آزاد بصورت يک مادّهٴ مصرفى معمولی درآمده و مورد انتخاب ديگرى در صورت غذا مى‌باشد. در حال حاضر بيشترين صيد ماهى آزاد نه در دريا و يا رودخانه بلکه در پرورشگاه ماهى صورت مى‌گيرد و همين امر در مورد ماهى قزل‌آلا نيز صدق مى‌کند. بزودى تعداد بيشترى از انواع ديگر ماهى بهمين نحو پرورش در ميان غذاهاى گوشتى، در حال حاضر بصورت توليد عمده در اقيانوس پرورش مى‌يابد. يقيناً اين تجربه به توسعهٴ ژنتيک انواع جديد ماهى منتهى خواهد شد همانگونه که اهلی کردن گوسفند، گاو و مرغ باعث شد که نژادهاى تازه‌اى از آنها بوجود آيد.

يکى از خدمات ديگر که در حال بوجود آمدن است بيمه در مقابل خطر برملاشدن مبادلات پنهانى ارزى است. اکنون که هر دادو ستدى جزء اقتصاد جهانى است اين نوع بيمه بهمان اندازه مورد احتياج است که بيمهٴ عادى در مقابل خطرات جسمانى از قبيل آتش و سيل که در دوران اوّليهٴ انقلاب صنعتى به وجود آمد. کلّيهٴ دانشى که براى بيمهٴ مبادلات پنهانى ارز لازم است در حال حاضر وجود دارد ولی مؤسّسهٴ آن هنوز موجود نيست.

احتمالاً دو يا سه دههٴ آينده شاهد بروز تغييرات تکنولوژى بزرگترى حتّى از آنچه که از زمان ظهور کامپيوتر رخ داده خواهند بود و حتّى تغييراتى در ساختمان تکنولوژى، اقتصادى و اجتماعى بوجود خواهد آمد.

 نجبا در مقابل اشخاص کاردان

صنايع جديدى که بعد از راه‌آهن بمنصّهٴ ظهور رسيدند از لحاظ فنّى مديون قوّهٴ بخار و يا انقلاب صنعتى نبودند. آنها فرزندان جسمانى راه‌آهن نبودند بلکه اولاد معنوى آن بودند. آنها فقط بخاطر طرز فکر و مهارتهائى که انقلاب صنعتى بوجود آورد ميسّر گشتند و اين طرز فکر بود که اختراع و ابداع را نه‌تنها قبول کرد بلکه با اشتياق آنرا خوش‌آمد گفت و همين طرز فکر بود که توليدات و خدمات تازه را قبول کرد و با آغوش باز پذيرفت.

اين طرز فکر بهمچنين در عرصهٴ اجتماعى ارزشهائى را بوجود آورد که اين صنايع جديد را امکان پذير کردند. از همه مهمّتر اينکه اشخاص کاردان را خلق کرد. تکنولوژيست امريکائى ايلاى ويتنى Eli Whitney که دستگاه پنبه‌پاک‌کنى او در سال ١٧٩٣ همانقدر براى پيروزى انقلاب صنعتى حياتى بود که ماشين بخار، تا مدّتها از موفقّيت اجتماعى و اقتصادى محروم بود. ولی يک نسل بعد اين تکنولوژيست که هنوز فردى خودآموخته محسوب مى‌شد بصورت يک قهرمان افسانه‌اى درآمد و از مزاياى اجتماعى و اقتصادى برخوردار گشت. ساموئل مورس Samuel Morse مخترع تلگراف، شايد اوّلين مثال بود و توماس اديسن Thomas Edisonاز همه‌سرشناس‌تر شد. در اروپا، يک کاسب براى مدّتها ارزش اجتماعى پائينى داشت در صورتيکه در سالهاى ١٨٣٠ يا ١٨٤٠ يک مهندس تحصيل کرده در دانشگاه، بعنوان يک متخصّص حرفه‌اى مورد احترام بود.

در سالهاى ١٨٥٠ انگلستان تفوّق صنعتيش را از دست مى‌داد، اوّل امريکا و بعد آلمان از لحاظ اقتصاد صنعتى بر او پيشى گرفتند. اين موضوع عموماً مورد قبول است که اقتصاد و يا تکنولوژى هيچکدام علّت اصلی آن نبودند. علّت اصلی مسئلهٴ اجتماعى بود. انگلستان از نظر اقتصادى و بخصوص از نظر مالی تا شروع جنگ اوّل جهانى قدرت بزرگى محسوب مى‌شد و از نظر تکنولوژى تا پايان قرن نوزدهم موقعيّت خود را حفظ کرد. مواد رنگى مصنوعى که اوّلين توليدات صنعتى مدرن شيمى بودند و همچنين توربين بخار در انگلستان اختراع شدند. ولی انگلستان تکنولوژيست (صاحب فن) را در اجتماع قبول نکرد و او را هرگز جزء طبقهٴ اعيان نپذيرفت. انگليسها مدارس مهندسى درجهٴ اوّلی در هندوستان ايجاد کردند ولی تقريباً حتّى يک مدرسهٴ مهندسى در مملکت خود داير نکردند هيچ مملکت ديگرى مثل انگلستان به اهل علم احترام نمى‌گذاشت و در واقع انگلستان برترى خود را در رشتهٴ فيزيک از کلارک ماکسول Clerk Maxwell گرفته تا ميخائيل فارادى Michael F‌araday و ارنست رادرفور Ernes Rutherford تا آخر قرن نوزدهم حفظ کرد. ولی تکنولوژيست بعنوان يک کاسب باقى ماند (براى مثال، ديکنس در سال ١٨٥٣ در کتابش بنام ٰ‌ٰ‌خانهٴ سرد‌ٰ‌ٰ‌علناً آهنگر تازه بدوران رسيده را تحقير مى‌کند).

همچنين انگلستان به سرمايه‌دار متهوّريکه قدرت مالی و روحى آنرا دارد که در کارهاى امتحان نشده و غيرقابل پيش‌بينى سرمايه‌گذارى کند امکان توسعه نداد. اختراع فرانسوى که در سالهاى ١٨٤٠ براى اوّلين بار در کتاب معروف بالزاک بنام کمدى انسانى توصيف شده‌بود و ٰ‌ٰ‌سرمايه‌دار متهور‌ٰ‌ٰ‌ در امريکا بتوسّط J.P.Morgan و بطور همزمان در آلمان و ژاپن بتوسّط بانک عمومى رسميّت يافت. ولی انگلستان که بانک تجارت را بخاطر توسعهٴ اقتصادى ايجاد کرد هيچ مؤسّسه‌اى که صنعت را از نظر مالی تقويت کند نداشت تا آنکه قبل از جنگ جهانى دوم دو پناهندهٴ آلمانى بنام S.G.Warburg يک بانک توسعهٴ سرمايه‌گذارى Entrepreneurial را در لندن تأسيس کردند.

 رشوه دادن به دانشمند

چه چيزى لازم است که امريکا را از اينکه انگلستان قرن بيست و يکم شود باز دارد؟ من يقين دارم که يک تغيير کلّى در طرز فکر اجتماعى لازم است همانطور که رهبرى در اقتصاد صنعتى بعد از راه آهن لازمهٴ تغيير کاسب به تکنولوژيست و يا مهندس بود.

آنچه را که ما انقلاب اطّلاعاتى مى‌ناميم در حقيقت انقلاب دانش است. آنچه که باعث عادى‌شدن جريانات شده ماشين‌آلات نيست و کامپيوتر فقط يک محرّک است. نرم‌افزار Software امور عادى و معمولی را دوباره نظم و ترتيب مى‌بخشد که خود نتيجهٴ قرنها تجربهٴ مبنى بر بکارگرفتن دانش بنحوى منظّم و باتجزيه و تحليل منطقى مى‌باشد. علّت اين نظم و ترتيب صنعت الکترونيک نيست بلکه آگاهى به علوم است. اين بدان معنى است که حفظ رهبرى اقتصادى و تکنولوژى که در شرف ظهور هستند احتمالاً شناخت موقعيّت اجتماعى متخصّصين دانش و قبول ارزشهاى آنها مى‌باشد. اگر آنها فقط بصورت کارمند باقى بمانند و مثل يک مزدبگير با آنها رفتار شود مانند انگلستان مى‌شود که با تکنولوژيستهايش مانند کاسب رفتار کرد و در نتيجه تفوق صنعتيش را از دست داد.

امروزه ما سعى داريم که در هردوسوى ديوار باشيم باين‌معنى که هم مى‌خواهيم طرز فکر آداب و رسومى را که در آن سرمايه مهمّترين منبع درآمد و سرمايه‌گذار همه کاره است حفظ کنيم و هم از سوى ديگر به دانشمند رشوه مى‌دهيم که يک حقوق‌بگير بماند و از مزاياى خانه و حقّ داشتن سهام استفاده کند. ولی اين نحوه اگر هم مؤثّر باشد فقط تا زمانى خواهد بود که صنايع در حال رشد از ترقّى فاحشى در بازار بورس برخوردار باشند همانگونه که شرکتهاى اينترنت هستند. صنايع عمدهٴ بعدى احتمالاً نظير صنايع قديمى پيش خواهند رفت يعنى خيلی بآهستگى و زحمت زياد رشد خواهند کرد.

صنايع اوّليهٴ انقلاب صنعتى از قبيل نسّاجى، ذوب آهن و راه‌آهن ترقّى فاحشى داشتند که يکشبه ميلونرهائى بوجود آوردند مانند بانکدارهاى بالزاک و آهنگرى ديکنس که بعد از چند سال از مستخدمى خانه به مقام يک سرمايه‌دار صنعتى ترقّى کردند. صنايعى که بعد از سالهاى ١٨٣٠ بوجود آمدند نيز مليونرهائى بوجود آوردند ولی بعد از بيست سال سعى و کوشش سخت، نااميدى و شکست و صرفه‌جوئى، به اين مقام دست يافتند. همين موضوع ممکن است در مورد صنايعى که از حالا ببعد خواهند آمد صادق باشد کما اينکه هم‌اکنون در مورد صنعت زيست‌شناسى صدق مى‌کند.

رشوه‌دادن به دانشمندانى که اين صنايع بدانها وابسته است فايده‌اى نخواهد داشت. دانشمندان اصلی در اين امور يقيناً انتظار خواهند داشت که از ميوه‌هاى زحماتشان سهمى مالی ببرند ولی اين ميوه‌ها تا به مرحلهٴ رسيدگى مالی برسند بسيار طول خواهد کشيد. تازه شايد در مدّت ده سال و يا بيشتر، اين امور منجر بضرر مالی دانشمندان شود. بطور روزافزون عملکرد صنايع جديدى که بر علم استوارند مستلزم آن خواهد بود که ادارهٴ مؤسّسه متّکى بر جلب، نگهدارى و تشويق دانشمندان باشد. زمانيکه اين کار ديگر با ارضاع خواسته‌هاى دانشمندان ممکن نباشد بايستى با شناخت ارزش‌ها و قدرتهاى اجتماعى آنان تأمين گردد. در اين صورت بايد موقعيّت آنان را از کارمند زيردست به همکار اجرائى و از کارمندى، هرقدر هم که حقوق مکفى داشته باشند، به شرکاء تبديل کرد.  

 

 
< بعد   قبل >
 
 

استفاده از مطالب پژوهشنامه‎‎تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.‏

Creative Common