صفحه اصلی arrow شمارۀ ١٤
شمارۀ ١٤

سال هفتم شمارۀ دوّم، تابستان٢٠٠٦



نقش علم و دین در توسعۀ اجتماعى و اقتصادى
شماره ١٤
نگارش: احسان الله همّت
  

(قسمت اوّل)

مقدّمه

اوّلین برنامه هاى توسعۀ اقتصادى و اجتماعى به این ترتیب آغاز شد كه بعد از جنگ جهانى دوّم بعضى از كشورهاى فاتح بفكر افتادند كه با اعطاى كمكهاى مالى و تكنیكى خسارات ناشى از جنگ را جبران نموده و به رشد اقتصادى كشورهاى آسیب دیده كمك نمایند. این بود كه در سال 1949اوّلین برنامۀ رسمى كمك به كشورهاى به اصطلاح توسعه نیافته شروع شد و به این ترتیب دو میلیارد از مردم دنیا از نظر اقتصادى و اجتماعى عقب افتاده و توسعه نیافته تسمیه شدند. از آن زمان تا بحال طىّ شصت سال گذشته براى توسعۀ این كشورها اقدامات متعدّد و به انواع گوناگون صورت گرفت. اوّلین برنامه هاى توسعه كه شامل كمكهاى مالى به برخى از كشورهاى اروپائى بود، كه قبلاً صنعتى بوده ولى در جنگ جهانى دوّم شكست خورده بودند، براى از سر گرفتن رشد اقتصادى آنها مفید واقع شد ولى وقتى این نوع كمكهاى مالى و فنی به كشورهائی كه قبلاً صنعتى نبوده اند و افراد تحصیل كرده و كاردان و متخصّص هم نداشته اند، که اكثریّت كشورهاى جهان را شامل میشدند، داده شد نه تنها مفید واقع نشد بلكه نتیجۀ معكوس داد. تفاوت طبقاتى بین فقیر و غنی را هم در داخل این كشورها و هم در سطح بین المللى، زیاد كرد و انواع مشكلات و بدبختى هاى جدید مثل كوچ كردن روستائیان به شهرها، تورّم جمعیّت در شهرهاى بزرگ، آلودگى محیط زیست، افزایش فقر، وابستگى اقتصادى، متلاشى شدنِ خانواده ها، نابودى فرهنگ ها و آوارگى و دربدرى و از خود بیگانگى را بر مشكلات قبلى افزود. بطوری كه با جرأت میتوان گفت كه برنامه هاى توسعۀ اجتماعى و اقتصادى در سطح محلّى، ملّى ، و بین المللى با شكست مواجه شدند. بنابراین نه تنها دنیا از فقر و گرسنگى و بى سوادى و امراض نجات نیافت بلكه هر سال این مشكلات بیشتر شد. تفاوت درآمد متوسّط مردم فقیر و غنى اوّل سى برابر شد، بعد به شصت برابر، و بالأخره به صدو بیست برابر رسید. یعنى در آمد متوسّط مردم ثروتمندتر جهان صد و بیست برابر درآمد متوسّط مردم فقیرتر جهان شد.

ادامه مطلب...
 
تأثیر ادب فارسی در نویسندگان روسی
شماره ١٤
نگارش: جهانگیر درّی
  

در سالهای اخیر مسئله به هم پیوستگی و بهره مندی متقابل ادبیات کشورهای گوناگون از پیش توجّه دانشمندان را به خود جلب کرده است. این موضوع از چارچوب ادبیات غرب خارج شده به ادبیات شرق و از آن جمله به ادبیات فارسی مربوط میشود. با وجود این که مسئله تأثیرات متقابل ادب فارسی و روسی نسبتاً نو و به طور مفصّل هنوز آموخته و مطالعه نشده است، هم اکنون به وضوح مشاهده میشود که این موضوع بسیار جالب و برای روشن ساختن مسئله تجدّد ادبی و فرهنگی ایران می تواند بسیار ثمر بخش و سودمند واقع گردد.

روابط اقتصادی و فرهنگی بین مردم ایران و روسیه از قدیم الایّام برقرار بوده و با وجود اینکه گه گاه بین این دو کشور مناقشاتی در می گرفت، ارتباطات ادبی آنها در حال گسترش بود. از اواسط قرن شانزدهم میلادی ارتباطات پراکنده دیپلماسی و تجاری بین آنها به صورت دائمی در آمده جنب و جوشی پیدا کرد. برای سفراء و تجّار روس که به ایران می آمدند نه تنها وضع سیاسی و امکانات تجاری با آن کشور جالب توجّه بود، بلکه آنها هر دفعه اطّلاعاتی درباره زندگی مردم، آداب و رسوم، موسیقی و ادب فارسی با خود به روسیه به ارمغان می آوردند. ما چنین اطّلاعاتی را مثلاً در سفرنامه تاجر روس فدوت کوتف(F.Kodof) که در اوائل قرن ۱۷ میلادی سفری به ایران کرده بود می یابیم.(۱)

ادامه مطلب...
 
آئین جهانی بهائی
شماره ١٤
نگارش: نادر سعیدی
  

الف: مقدمه ای بر تاریخ آئین بهائی

آئین بهائی نه تنها از ایران برخاسته است بلکه با روح فرهنگ شامخ و شکوهمند ایران پیوندی یگانه و استوار دارد. آئین فرخندۀ حضرت زردشت جلوۀ شگرفی از فرهنگ تسامح و بردباری در ایران بود. به‌همین جهت در ایران باستان بردباری فرهنگی و مذهبی مبادلۀ فکری و شکیبائی مذهبی را تشویق نمود و در زمان نامدارانی چون کوروش دادگر ایران مهد تمدّن و خلاقیّت فرهنگی و علمی و سیاسی گردید. همین روحیّۀ تسامح و بردباری بود که با تعامل با روح آئین مقدّس اسلام به‌ مبادلۀ فرهنگی و خلاّقیّت فکری  شگرفی در قرنهای اولیۀ اسلام منجر شد. اما متأسفانه بتدریج با جهالت بسیاری از علماء و تحکّم نابردباری مذهبی این روحیۀ تحقیق و بردباری سرکوب گشت و بجای آن فرهنگ تکفیر، تقلید، سنت‌پرستی و نفرت از بیگانگان توسط سران مذهبی و سیاسی تشویق گردید. بدین‌سان بود که شکوه گذشتۀ تابناک ایران در وراء ابری تیره از اوهام و تقالید مذهبی پنهان گردید و خلاقیّت فکری و علمی جای خودرا به رکود فرهنگی، صنعتی و سیاسی سپرد. در چنین شرایطی بود که فرهنگ و اقتصاد نوزای غرب که در عصر جدید از کابوس اوهام سنتی و نابردباری فرهنگی تا حدودی بیدار گشته و در جهت اعتلاء علمی و فرهنگی قدم می‌زد به آسانی و سادگی در رقابتهای اقتصادی و نظامی و سیاسی بر ایران چیره و فائق گشت. علمای ایران بجای تشویق کسب علم و صنعت و فرهنگ خلاّق و آزادی عقیده و وجدان به تعرّض بر عقائد پرداختند و هر گونه یادگیری از علوم و صنایع غرب‌را باستناد حدیث "من تشبّه بقوم فهو منهم" (هرکس که به قومی شباهت جوید از آنها میشود) بباد دشنام و تکفیر گرفتند و از هرگونه تکامل علمی و خلاّقیّت فرهنگی ممانعت کردند. نتیجه آن شد که نه اقتصاد سنتی ایران تاب رقابت با اقتصاد صنعتی اروپا را داشت و نه ارتش ایران قادر به مقاومت در مقابل ارتشهای اروپائی بود. جای تأسف است که پاسخ سران فرهنگی و مذهبی به این شرائط ناگوار از قرن هجدهم به بعد تشدید روحیۀ نابردباری مذهبی، تقویت فرهنگ تکفیر و تفسیق، افزایش قدرت آخوندها در فرهنگ و سیاست ایران، دامنه زدن به روحیۀ توطئه‌گرائی، امتناع از قبول هرگونه مسئولیت فرهنگی در ارتباط با این عقب‌افتادگی اجتماعی، و بالاخره تضمین نابردباری فرهنگی، اجتماعی و دینی از طریق نهادی ساختن سنت‌پرستی فرهنگی در ساختار سیاسی ایران بوده است. بدین‌سان است که ایران عزیز که زمانی مهد تسامح فرهنگی و بردباری مذهبی بود بعنوان ﻻنۀ تیره‌ای از فرهنگ تکفیر و نابردباری و خشونت و تبعیض در سرتاسر دنیا شهرت یافته است.

ادامه مطلب...
 
 
 

استفاده از مطالب پژوهشنامه‎‎تنها با ذكر منبع و نام نويسنده يا مترجم مجاز است.‏

Creative Common