نقش زنان در جامعه و تمدّن آينده بهائى

دوستان ارجمند محبوب

پيش از هر سخنى وظيفه دارم که سپاس عميق خود را از محبّت بيدريغ و تشويق سخاوتمندانه اى که دوستان عزيز در اين دوسه روز در حق بنده و همسرم ارزانى داشته بحضورشان تقديم دارم و از کارگردانان انجمن براى سازمان دادن چنين جلسات روحپرورى تشکر کنم. بسيارى از سخنان که در اين جا ايراد شد در ارتباط با حال وگذشته زنان خصوصاً در سرزمين ايران بود. عرايض امروز بنده معطوف بآينده است آينده زن در تمدّن جهانى بهائى.

گلچين گيلانى، شاعر‌دريا،‌سبزه،‌باران‌

گلچين گيلانى، شاعر‌دريا،‌سبزه،‌باران‌ و‌تصويرگر‌موسيقى‌طبيعت

دکتر مجد‌الدّين ميرفخرائى متخلّص به "گلچين گيلانى" به سال ١٢٩٣ خورشيدى در شهرستان رشت متولّد شد. سال هاى اوّليّهٴ زندگى او، شامل دوران کودکى و دبستان، در گيلان گذشت و اثر آن سرزمين سبز و خرّم و بارانى و هم آغوش دريا، براى هميشه در خاطر لطيف او باقى ماند. سپس به طهران منتقل شد و در آنجا تحصيلات دبيرستانى را به پايان برد.

خانوادهٴ مجدّالدين علاقه داشتند فرزندشان طبيب شود ولی او به شعر روى آورد و اين طور که گفته مى‌شود وارد دانشکدهٴ ادبيات دانشگاه طهران شد و به اخذ درجهٴ ليسانس در ادبيات فارسى نائل آمد. آنگاه راه سفر در پيش گرفت و به قصد ادامهٴ تحصيل نخست به بيروت و بعد به انگلستان رفت و سرانجام به آرزوى خانوادهٴ خود نيز جواب مثبت داد، به اين معنى که در لندن وارد مدرسهٴ پزشکى شد و پس از پايان تحصيلات در همان شهر به حرفهٴ طبابت پرداخت.

مجدالدّين لندن را با آن قيافهٴ ابرى وگرفته و بارانى، وبناهاى خيس و زمان ديده، همتاى گيلان زيباى خود يافت. روح لندن چنان او را گرفت که آن شهر را به عنوان اقامتگاه دائمى خود برگزيد و تا آخر عمر در آنجا ماندگار شد، اين همان گيرائى بود که حسن موقر باليوزى، مجتباى مينوى و مسعود فرزاد را نيز در خود غرق کرد و موجب شد که اين شخصيّت‌هاى ممتاز فرهنگى در لندن مقيم شوند و فارسى زبانان جهان را از آن افق مسحور تراوشات فکرى و قلمى خود سازند.

جامعهٴ بهائى در دنياى امروز*

جامعهٴ بهائى بى‌گمان يکى ازگسترده‌ترين جوامع دينى در دنياى امروز است و اين امر با توجّه به تازگى آئين بهائى که تنها يک قرن و نيم از آن مى‌گذرد ميتواند موجب شگفتى باشد. در اين مقاله نويسنده در نظر ندارد که شما را با تاريخ اين ديانت يا تعاليم و احکام آن آشنا کند هدف تنها اين است که با جامعه بهائى بوجهى که اکنون در فضاى وسيع جهان جلوه‌گر است آشنا شويم و چون نگارندهٴ اين سطور سالها به مطالعات و تحقيقات جامعه شناسى مشغول بوده است لذا خوانندگان عزيز را به بررسى جامعهٴ بهائى ازمنظر اين علم دعوت ميکند.

در اين نوشته جامعهٴ بهائى از پنج جهت مورد پژوهش قرار مى‌گيرد و چون مبناى سخن بر اختصار است ناچار اگر در هر مورد حقّ مطلب گفته نيايد از پيش عذر مى‌طلبد.

جهت نخست ديدگاه دموگرافى است يا بررسى جمعيّت و پراکندگى و ترکيب آن در عرصه جهانى.

جهت دوّم نظام ادارى بهائيان است که به اعتبار ريشه دينيش آن را از نظامهاى ادوار گذشته ممتاز ميکند.

جهت سوّم روابط خارجى يا ارتباط جامعهٴ بهائى با دنياى خارج است.

توسعه: ميدان تلاش براى محقّقان و دانشمندان بهائى (١)

نظم بديع جهانى که از يک قرن پيش ظهورش توسّط حضرت بهاءالله اعلان گرديده و حصولش مورد اعتقاد اهل بهاء است، اصولاً و کاملاً با نظام‌هاى موجود متفاوت است. اصلاح و بازسازى سيستم‌هاى موجود، حتّىٰ توسّط با هوش‌ترين وخوش‌نيّت ترين رهبران، قادر به تغيير وضع موجود و تبديل آن به‌نظم جهانى بهائى نخواهد بود. بيانات زير از حضرت بهاءالله گواه اين موضوع است:

"زود است بساط عالم جمع شود و بساط ديگر گسترده گردد"(٣)

و در اثر ديگرى ميفرمايند:

"... فى الحقيقه ارياح يأس از جميع جهات در عبور و مرور است و انقلابات و اختلافات عالم يوماً فيوماً در تزايد. آثار هرج و مرج مشاهده ميشود چه که اسبابى که تا حال موجود است بنظر موافق نمى‌آيد"(٤)

موازين ادراک و وحدت روش شناخت

حضرت عبدالبهاء درکتاب مستطاب مفاوضات در بخش موازين ادراک، شناخت حقائق اشياء و يا روش مطالعه و تحقيق در پديده‌ها را بر چهار ميزان حس و عقل و نقل و فيض روح القدس منحصر دانستند و پس از شرح مختصّات حسّ و عقل و نقل آنها را محتمل الخطا دانسته و شرط يقين را در ميزان تمام که فيض روح القدس باشد برمى‌شمارند.(١)

اين مقاله که مقدّمه‌اى است بر تحقيقات وسيعترى که در دست تهيّه مى‌باشد شش مطلب اساسى در باب موازين ادراک را در بر دارد:

١_ تبيينات حضرت عبدالبهاء در مفاوضات بيانيّه ايست در مورد روش جامع تحقيق علمى که بايستى در آينده به کمال برسد. فرمايشات حضرت ولی امرالله دائر بر علمى بودن روش تحقيق بهائى در حقيقت اشاره اى است به وحدت اين چهار ميزان در يک نظام جديد فکرى.

٢_ هرچند که حضرت عبدالبهاء به چهار ميزان به صورت جدا از هم اشاره ميفرمايند آن را نبايد به اين معنا تعبير کرد که اين چهار روش کاملاً از يکديگر متفاوتند و ملاک شناخت حقيقت چهارگانه مى‌باشد. چون بيانات حضرت عبدالبهاء را در کليّت فلسفه امر قرار دهيم روشن ميشود که روابط ضروريّه اى مابين اين چهار ميزان برقرار است و اتّحاد آنها لازمهٴ يک روش جامع متّحد القوى مى‌باشد که هم در تحقيقات علمى وهم در مطالعات مذهبى مورد استفاده قرار گيرد.

٣_ اين چهار ميزان به صورت سلسله مراتب داراى روابط ضروريّه‌اى هستند. يعنى روش حسىّ نيازمند عقل است و عقل دربستر تکامل فرهنگى رشد مى‌کند و فيض روح القدس روح نبّاض و محرّک جريان رشد فرهنگ در تاريخ مى‌باشد.

تعديل ‌معيشت: شرحى در بارهٴ يکى از تعاليم مهمّ بهائى‌

برطرف کردن فقر و ثروت فاحش يکى از اصول اساسى ديانت بهائى است(١) وجود يک چنين عدم تعادلی در توزيع منابع مادّى در واقع نه‌بسود گروههائى است که مستقيماً درمعرض آن هستند و نه‌کلاً به نفع جامعه. در اجراى اين اصل حدّ اقلّ به‌سه نکتهٴ مهمّ بايد توجّه نمود. اوّل آنکه اين اصل بايد درسطحى جهانى اجرا گردد. در واقع يکى از مقاصد اصلی جامعهٴ بهائى ترويج وحدت عالم انسانى است. نکته دوّم آنست که اين تعليم با اصل اقتصادى ديگرى که اصل مکافات ومجازات است (٢) و در همهٴ اديان بزرگ برآن تأکيد شده ارتباط نزديک دارد. اين اصل ابتکار فردى را ترويج مينمايد و در نتيجه به افزايش ثروت کلّى جامعه کمک ميکند. در نهايت اين اصل را در ارتباط با ديدگاه ديانت بهائى درمورد هدف از حيات انسان (٣) که عبارت از رشد و تکامل استعدادهاى فردى بخصوص استعدادهاى روحانى و کسب فضائل اخلاقى و پايه‌ريزى تمدّنى پيشرفته‌ميباشد‌بايد‌شناخت. تعاليم ديانت بهائى در اين‌ مورد‌را‌ميتوان در چهارچوب فرد، تجارت‌و‌اداره‌امور‌جامعه‌خلاصه نمود.

تحقيق در بارهٴ ايران معاصر

تحقيق در بارهٴ ايران معاصر: تأثير‌مهاجرت ‌بر‌مدرن ‌شدن ‌ايران

 گفتگوبا ويدا ناصحى (بهنام)*

کتاب "ايران و مدرنيته" گفت‌وگوهائى است با پژوهشگران ايرانى و خارجى در زمينهٴ روياروئى ايران با دست‌آوردهاى جهان مدرن (جديد) که باهتمام آقاى دکتر رامين جهانبگلو توسّط نشر گفتار در ١٦ فصل و يک کتاب شناسى اخيراً در ايران منتشر شده و فصل دوّم آن در باره تأثير مهاجرت بر مدرن شدن ايران است که بصورت گفت‌وگو با خانم دکتر ويدا ناصحى (بهنام) آمده است. گفتنى است که خانم دکتر ويدا بهنام پژوهشهاى مبسوطى در باره مهاجرت و پراکندگى ايرانيان در اقطار جهان خاصّه بعد از‌وقايع انقلاب کرده و پيام بهائى در شماره ٧_٢٣٦ خود خلاصه‌اى ازبعضى تحقيقات ايشان را نشر نموده است.

نشر اين مقالهٴ مبتنى بر مکالمه در پژوهشنامه به دوملاحظه است، اوّل آگاهى دوستان بهائى به‌بحث هاى گرمى که در ايران در زمينهٴ مواجههٴ جامعه با تجدّد و تمدّن غرب در گرفته و ادامه دارد و مى‌دانيم که آثار بهائى چون اسرار المدنيّه اين‌گونه بحث را چندين دهه پيشتر عنوان کرده و پاسخ گفته است. دوم توجّه به قدمت مهاجرت ايرانيان به‌خارج کشور و تأثيرات احتمالی آن بر روى مدرن شدن ايران در پايان قرن نوزده و آغاز قرن بيستم.

ضرورت‌حيات زناشوئى

ضرورت‌حيات زناشوئى - "گرايش ‌روز افزون ‌به ‌انحرافات ‌جنسى ‌از جمله ‌هم‌جنس ‌گرائى"

 بى‌بندوبارى اخلاقى و رفتارهاى غير طبيعى و نوظهور براى ارضاء غريزهٴ جنسى به بهانهٴ حقّ آزادى، حيات انسان را دگرگون و ناموزون کرده است.

روشنفکران بويژه در محافل خود از اين رفتار غير انسانى ابراز نگرانى مى‌کنند و دورنماى فروپاشى خانواده و دربدرى کودکان را انديشمندانه و با حيرت و تأسّف نظاره مى کنند. از جمله اين سئوالات مطرح مى‌شود:

١_ آيا هم‌جنس گرائى يک رفتار عادى و حتّى ارثى و فطرى است.

٢_ آيا هم‌جنس گرائى را بايد يک نوع بيمارى تلقّى کرد.

٣_ آيا هم‌جنس گرائى نوعى رفتار بيمارگونه امّا قابل اصلاح است.

در اين نوشته سعى ميشود با توجّه به آخرين پژوهشهاى علمى و با در نظر گرفتن ديدگاه بهائى در اين زمينه حتّى المقدور پاسخى به اين سؤالات عرضه شود.

١_ نظرگاه بهائى در خصوص اخلاق و غريزهٴ جنسى

ديانت بهائى غريزه جنسى را محترم ميشمارد امّا استفاده نامشروع از آن و آزادى روابط عاشقانه و ازدواج دو فرد از يک جنس و ارتباطات جنسى دسته جمعى و ساير انحرافات اخلاقى را بشدّت محکوم مى‌کند. استفاده از غريزه جنسى حق طبيعى هر فردى است و دقيقاً بهمين منظور قانون و قرار ازدواج ارائه شده است. از اين رو بهائيان غريزه جنسى را سرکوب نمى‌کنند بلکه به کنترل آن و پيروى از دستورات کتاب آسمانى براى استفادهٴ بجا و بموقع آن معتقدند(١)

منجى موعود

مذاهب جهان از نقطه‌نظرهاى علوم معقول، متافيزيک، فلسفه و زمينه‌هاى فرهنگى و نيز شرائط تحوّل و تطور آنها بر اساس گذشت زمان با يکديگر مختلف و متفاوتند ولی با تمامى اين تفاوت‌ها، واقعيّت مشترک بسيار نزديک و قابل توجّهى بين آنها وجود دارد و آن در مورد طلوع عصر طلائى و ظهور منجى موعود است.

کتب مقدّسه در هريک از اين شرايع، فساد جهان را قبل از آمدن منجى موعود پيشگوئى نموده ظهور او را از آغاز پيروزى بر نيروهاى اهريمنى و طليعهٴ عصر طلائى ذکر نموده‌اند.

تشابه اين پيشگوئيها بسيار زياد و شايان توجّه بوده و به نحوى که در قسمت‌هاى بعدى اين نوشتار خواهد آمد تا بدان پايه است که مى‌توان بسيارى از آنها را از مذهبى به مذهب ديگر منتقل نمود بدون اينکه اين جابجائى و انتقال قابل تشخيص و يا درک و احساس باشد.

در اينجا تشريح و توضيح بعضى از اصطلاحات بنظر لازم و مفيد مى‌نمايد.

اعتقاد به ظهور عصر طلائى در آيندهٴ ايام به اسامى مختلف ذکر گرديده مانند:

Millennialism ١ 

Chiliasm ٢ 

Millenarianism ٣ 

انتظار ظهور‌منجى‌که‌مطالعه‌و‌راهنماى عصر طلائى است بنام  Messianism٤ ناميده شده که تحقّق ظهور آن ممکن است در خاتمهٴ عصر طلائى نيز واقع گردد.

مطالعهٴ وقايعى که پس از مرگ و يا در آخرالزّمان پيش خواهد آمد بنام Eschatology  (فرجام‌شناسى) ناميده مى‌شود. تحقيق در امر رستگارى و طرق نيل به آن چه در اين جهان و پس از ظهور منجى موعود و چه پس از مرگ به نام Soteriology ناميده مى‌شود.

 

مذهب‌يا‌ مکتب‌فکرىنام موعوداختتام عصرشروع عصر

ساختارهاى نمادين در‌بيان ‌پيامبرانه

چنانکه ميدانيم هر شاخه اى از معارف علمى و هنرى داراى فرهنگى از لغات و اصطلاحات مخصوص است که به‌آن ويژگى خاصّ مى‌بخشد. زبان دينى نيز از چنين اختصاصى برخوردار است. امّا آنچه در اين نوشته مورد نظر ما است، بررسى کاربرد صورت‌هاى مختلف نمادين طبيعى و فرهنگى در گفتارهاى دينى و در بيانات مظاهر مقدّسهٴ الهيّه است.

در اين مقاله به‌کاربرد صور نمادين در آثار الهامى و تبيانى امر بديع و محتواى جديد آرمانى آن، يعنى ارتباط عوالم خلق، امر و حقّ نيز اشاره شده‌است.     

فن‌گويائى يکى از عالی ترين استعداد هاى ذهن انسان و‌يکى از برترين عوامل اظهار قواى عقلانى،‌کيفيّات احساسى ، افعال ارادى و‌انتقال ذخاير‌فرهنگى است . قدرت تصرّف زبان در دايرهٴ الفاظ بحدّى است‌که ميتواند تمام آبهاى جهان و‌کلّ فضا‌هاى بيکران را در دو واژهٴ کوچک "‌دريا‌" و " آسمان‌" جاى دهد . تصرّف زبان در حوزهٴ معانى نيز بدرجهٴ است که ميتواند تمام غمهاى دل را در سردى يک "‌آه‌" و نهايت شاديهاى جان را در‌گرمى يک "‌نگاه‌" بازگو‌کند بدون آنکه حتّى از حروف الفباء (‌تهجّى‌) استفاده کرده باشد . قاموس هريک از زبانهاى زندهٴ دنيا شامل مجموعه‌اى از الفاظ و نشانه هاى محدود و يک رشته قرارداد‌هاى دستور‌زبان (نحو) است . بعنوان مثال‌،‌ زبان انگليسى،‌ کما‌بيش داراى يک ميليون واژه است‌که فرهنگ گفتارى و نوشتارى ملل انگليسى زبان را در خود جاى ميدهد .(‌١‌)